Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Saturday 23 October 2021
HOME
NEWS
ANALYSIS
INTERVIEW
POLITICS
SOCIAL
STATEMENTS
ECONOMY
SEARCH

���������� ��������


دفاع از حقوق بشر در اين پيچ سخت تاريخي
[ علی ناظر]
[Source: Iran's Crises – English (ICE)]


يک عده « آدم » سفت سرجايشان ايستاده اند و مثل آدمهاي لج باز يک ريز همان حرف هميشگي را مي زنند. اسم اين «آدمها» مجاهدين خلق است. مکانشان قرارگاه اشرف در عراق.

امروز خواندم که سخنگوي اين «آدمها» (مسوول اول سازمان) در يک بيانيه اي گفته است:
«
همچنانكه پس از ربوده شدن 2 مجاهد خلق, به فرماندهيِ نيروهاي چند مليتي در عراق نيز خاطر نشان نموديم, اگر رژيم پليد آخوندي, صد بار ديگر هم بر ابعاد توطئه و شقاوت بيفزايد, تكرار ميكنيم كه: اگركوهها هم بجنبند, اشرف ازجاي خود تكان نخواهد خورد. قيمتِ آن هرچه باشد, مجاهدان شهر شرف يا سرفرازانه و استوار وايستاده بر روي اصول و آرمان خود كه آرمان آزادي ملت ايران است, در اينجا به شهادت خواهند رسيد و يا پيروزمندانه به وطن بازميگردند. « قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْن ؟ بگو آيا جزيكي از اين دو نيكي را براي ما انتظار ميكشيد؟»

مساله ذهني من فعلا اين نيست که اين موضع گيري چقدر منطقي است، شايد حتي اگر يک روزي برسد که مساله من بشود باز هم نفهمم که مژگان پارسايي چه مي گويد، شايد بايد به حسين پسر علي امام شيعيان معتقد بود تا اينگونه نوشت و موضع گرفت. شايد فقط بايد به يک سري اصول پايه اي مبارزاتي و آرمانها پايبند بود. مگر نه اينکه حسين فاطمي پيش از اعدامش در زندان گفت:
«منافع شخصي ما را در نظر نگيرند که بنده مريضم، چاقو خورده ام، زن و بچه و خواهر و برادرم چه مي گويند، بلکه آن چيزي را در نظر بگيرند که ما به خاطر حفظ و حمايت آن جهاد کرده و به اين روز افتاده ايم. مصلحت مملکت و ملت را که مي خواهد حيات نهضت خود را نجات دهد آرمان و آرزوي هزارها و صد ها هزار، هموطن خود را بيشتر رعايت کنند»

آنچه که مساله من است اين واقعيت است که دو نفر مبارز خلق (نمي گويم مجاهد خلق چون نمي خواهم بار ايدئولوژيکي اين افراد ارجح شود) در اين وانفسا ربوده شده اند - دو نفر هموطن من و شما که ظاهرا و رسما مي بايستي تحت الحفاظه نيروهاي چند مليتي باشند. قاعدتا و قانونا مي بايستي جان اين «آدمها» بنا به تمام قوانين بين المللي در خطر نباشد. اما اينگونه نيست. ربوده شدن اين دو مجاهد بيانگر يک واقعيت است – هيچکدام از آنها امنيت جاني ندارند. هيچکدام از آنها.
ما مي توانيم ساکت بمانيم، و يا اينکه با اعلام همدردي و پشتيباني، مراجع بين المللي را تحت فشار قرار دهيم که تا دير نشده و ربايندگان اين دو مجاهد را به رژيم تحويل نداده اند، آنها را رديابي کرده و از انجام جنايتي ديگر جلوگيري کنند. بر همه روشن است که استرداد يعني تحمل شديدترين آزارها و يا در بهترين شق سوء استفاده تبليغاتي به نفع رژيم اسلامي.
هميشه بر اين باور بوده ام، و بارها بر من ثابت شده است که سازمانهاي سرنگوني طلب، در مقاطع مختلف تاريخ مبارزاتي عليه رژيم اسلامي، اختلافات ايدئولوژيکي و سياسي خود را ارجح قرار نداده و از مجاهدين و حقوق آنها دفاع کرده اند. معتقدم که ربودن اين دو مجاهد به همان درجه حائز اهميت است که قرارگاه اشرف، در بحبوحه جنگ عراق، در معرض بمب باران نيروهاي چند مليتي بود، و پس از آن استرداد جمعي مجاهدين به ايران در دستور کار قرار گرفته بود.
بر اين باورم که بايد از مجاهدين و حقوق انساني و مبارزاتي آنها در اين پيچ سخت تاريخي دفاع کرد. بر اين باورم که اختلافات ما با مجاهدين هرچند مهم و اصولي، اما باورهاي ما به دفاع از حقوق بشر عالي تر است. اگر مي توان براي زنده ماندن اکبر گنجي موضع گرفت و مقاله نوشت و شعر گفت و ... بطور حتم بايد براي نجات جان دو مجاهد خلق بيشتر کرد.
ديدگاه همچون گذشته پشتيباني سازمانها، نهاد هاي حقوق بشر و پناهندگي، و شخصيت ها را درج خواهد کرد.
«بايد يک شويم»
علي ناظر – 23 مرداد 1384 - ديدگاه





[Posted comments]

No press releases currently available



Iran's Crises  1998 - 2007   ©