تغییر ماهیت جنگ طلبی
علی ناظر


بشار اسد که به مرور زمان به نوچه و مجری سیاستهای توسعه طلبانه رژیم اسلامی تبدیل می شود، و در این راستا از هیچ جنایتی علیه مردم سوریه کوتاهی نمی کند، امشب می تواند نفس راحتی بکشد. عصر امروز، دولت بریتانیا طرح حمله به سوریه را به مجلس تقدیم کرد. اما در یک چرخش بنیادی، و با ملایم کردن واژه ها و مفاد، سعی کرد اعضای مجلس را متقاعد کند که به او اجازه حمله نظامی به سوریه را بدهند. اما مجلس با تفاوت 13 رأی به او پاسخ منفی داد، و دولت را از دخالت نظامی در سوریه منصرف کرد.

در حالیکه سیاستمداران بریتانیا موضوع را در مجلس به بحث گذاشته بودند و نزدیک به 8 ساعت روی آن بحث علنی می کردند، دولتهای آمریکا و کانادا هم مواضع ملایمتری اتخاذ کردند. «خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از مقام‌های آمریکایی که نامی از آنها نبرده گزارش داده است که در مورد مدارک حمله شیمیایی در حومه دمشق شک و تردید وجود دارد»، اوباما می گوید «هنوز تصمیم نگرفتم اما اسد باید مجازات شود»، و نخست‌وزیر کانادا آب پاک روی دست همسایه خود می ریزد «اُتاوا در هیچ اقدام نظامی علیه سوریه شرکت نمی‌کند». این مواضع اگر بخاطر فشار افکار عمومی در کشورهای متبوعه نباشد، بطور حتم متأثر از مواضعی است که جمهوری اسلامی اتخاذ کرده است.  در پی موضع خامنه ای که منطقه را بمثابه «انبار باروت»  تشبیه کرد، علی لاریجانی در مجلس می گوید «ممکن است با کمک برخی کشورهای منطقه که هر یک هدف خاص قدرت‌طلبی را دنبال می‌کند عملیاتی را علیه سوریه آغاز کنید ولی این شما نیستید که آن را خاتمه می‌دهید و ضمنا باید نگران فرزند نامشروع صهیونیستی خود در منطقه باشید». همین جملات را حسین شریعتمداری با لحنی تندتر و با تهدید آشکار جامعه بین المللی در سرمقاله کیهان تکرار می کند «کشورهای عربستان سعودی، ترکیه، اردن و قطر از جمله کشورهایی هستند که به طور رسمی حضور خود در ائتلاف نظامی علیه سوریه را اعلام کرده‌اند بنابراین، مراکز نظامی و استراتژیک این کشورها نیز می‌تواند در صورت وقوع جنگ، در فهرست اهداف حمله نظامی سوریه قرار گیرد و بدیهی است که رژیم اشغالگر قدس به عنوان پایگاه نظامی آمریکا در منطقه جایگاه ویژه‌ای در فهرست مورد اشاره خواهد داشت» و فیروزآبادی رییس ستادکل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در تأیید این موضع می گوید «هر اقدام نظامی علیه سوریه، صهیونیست‌ها را به کام آتش خواهد کشاند.»

 

مشکلی که جهانخواران در ورود مستقیم به جنگ دارند، وابسته بودن سیستم سیاسی این کشورها به مفاهیم دموکراسی است. در سیستم دموکراسی، دولت ها نمی توانند سرخود اقدامی بکنند؛ اعضای مجلس زیر بلیط رئیس جمهور و رهبر نیستند؛ و حتی اعضای احزاب در صورت لزوم خود را متعهد به پیروی از رهبر نمی دانند. بطور مثال، در رأی گیری امشب مجلس بریتانیا، خیلی از اعضای دولت حاکم (حزب محافظه کار) علیه نخست وزیر (حزبی) خود رأی دادند (عجیب اینکه دیوید کامرون و حزب محافظه کار هم این تعداد کثیر را مزدور بشار اسد نخواندند).

البته این «نه جنگ» مجلس بریتانیا، آنقدر ها هم «نه جنگ» نیست. کافیست که چند بمب شیمیایی دیگر منفجر شود، چند صد نفر سوری دیگر جان بسپارند، رسانه ها از ضدیت با «جنگ» در آمده و به جبهه «جنگ طلبان» بپیوندند، تا مجلس بریتانیا در دور تازه ای از رأی گیری موضعی تازه بگیرد، اما ظواهر امر در صحنه سیاست، و البته موقعیت اقتصادی در حال بهبود این کشورها حاکی از این است که دوران شرکت مستقیم جهانخواران در عملیات نظامی فرسایشی به پایان رسیده، و آنهایی که به دنبال جنگ جهانی سوم و چهارم و پنجم هستند، تا شاید با شکستن این تغار، ماستی بریزد، به مرور زمان باید به دنبال راه حل سوم بوده، و از وابسته کردن خود به استراتژی جهانخواران دوری کنند. همانطور که در دهه 50 میلادی استعمار به نئو استعمار تبدیل شد، در دهه دوم قرن بیست و یکم هم، «جنگ» به «جنگ نیابتی» تغییر ماهیت می دهد. جهانخواران (و شهروندانشان) از اشتباه ویتنام و عراق و افغانستان آموخته اند که با درگیر کردن مردم بومی کشور مورد نظر به جنگ داخلی، هم منافع ملی جهانخواران تضمین می شود، و هم از پیشرفت و توسعه این کشورهای درگیر جلوگیری می کنند. طبیعتا، هر جنگی محتاج به اسلحه و باروت است که جهانخواران همیشه آماده خالی کردن انبار مهمات خود در ازای دریافت «بها»ی لازم، هستند.

شاد باشید

علی ناظر

77 شهریور 1392

سایت بحران



 

 



Source: سایت بحران



Iran's Crises  1998 - 2007   ©