تلاش رذیلانه، محزون و غیر اصولی
علی ناظر


امروز خبردار شدم که نوشتار کوتاه من - «نامه ای به خواننده»، با دو نوع برخورد روبرو شده است.


یکی از عناصر رژیم که در یکی از سایت های وابسته به واواک رژیم قلم می زند، به این نامه پرداخته و آن را به سود خود و رژیم ارزیابی کرده، و مثلا خواسته ماهی بگیرد.

در عکس العمل به این تحلیل واواک، هموطنی در این تور ماهیگیری افتاده، و در سایت آفتابکاران به این نتیجه رسیده است که من (علی ناظر) در سراشیب لغزشم (البته ایشان با این متانت ننوشته اند، و تحت تأثیر «اندیشه حاکم» قلم زده اند، اما منظورشان همین است).

در مورد اولی، همانطور که پیشتر نوشته ام - تلاش رذیلانه این عناصر بیهوده است.


در مورد دومی، ایشان نفر اول نیستند که دچار «اشتباه محاسبه» شده اند. نزدیک به 20 سال است که می نویسم، و نزدیک به 20 سال است که همفکران ایشان همین «مزقون» را کوک می کنند، و 20 سال است که متوجه «اشتباه محاسبه» خود نمی شوند، و نمی بینند که در این 20 سال، خیلی از همین ها که عامل برچسب زدن به من بوده اند، امروز در دامان رژیم به سر می برند، و این قلم باورمند به همان اصولی است که همیشه بوده، و هنوز هم است.
این ها نمی فهمند، یا نمی خواهند بفهمند، و متأسفانه به من ثابت شده که در توان من هم نیست تا به آنها بفهمانم که مشکل «من»ها نیست، مشکل،«اندیشه حاکم» است. مشکل را ریشه یابی کنیم. از خود بپرسیم که چرا به تبعید آمدیم؟ رژیم اسلامی چه داشت که ما را آزار می داد؟ اگر آن عامل، آن عنصر هنوز زنده است، و مانند ویروس به حیات خود ادامه می دهد، آن را دریابیم. در پایان «نامه ای به خواننده»  نوشته ام،«مرگ بر خمینی». از خود بپرسید چرا؟

 

می توان به خیلی از نکات دیگر اشاره کرد، و به خیلی از جوانب و دلایل محتوایی «نامه ای به خواننده»، پرداخت، اما دیگر نه لزوم و فایده ای می بینم، و نه حال و حوصله پرداختن به این بازی کودکانه، تکراری، محزون و غیر اصولی را دارم.

 

مرگ بر خمینی

علی ناظر

20 اسفند 2013

 



Source: سایت بحران



Iran's Crises  1998 - 2007   ©