تیر هوایی در جنگ زرگری
علی ناظر


همه جهان تا این نوشته به پایان برسد از زد و خورد خونین احمدی نژاد و علی لاریجانی در صحن مجلس، مطلع شده اند.

رئیس جمهوری نظام با ارائه فیلم و گفتگوهای ضبط شده بین فاضل لاریجانی (برادر رئیس مجلس) و مرتضوی که این روزها همه سایه اش را با تیر می زنند، دو برادر علی لاریجانی و آیت الله آملی رئیس قوه قضائیه را متهم به دست داشتن در فساد مالی و رشوه، رانت خواری، زمین خواری، و... متهم کرد. رئیس قوه مقننه، که مانند خود احمدی نژاد، وابسته به سپاه پاسداران است و درسش را در آن نهاد سرکوبگر آموخته، در پاسخ به این اتهامات، و با سنگر گرفتن پشت «ولی فقیه»، میز را می چرخاند.
لاریجانی (خواسته یا ناخواسته) اذعان می کند که قبل از این «افشاگری» علنی، احمدی نژاد او را در جریان گذاشته و خواسته او را مرعوب و وادار به سکوت در رابطه با استیضاح وزیر کار بکند. این یک اتهام اول لاریجانی به رئیس جمهور که به تنهایی می تواند ره به مؤاخذه او ببرد. دوم اینکه به نمایندگانی که عمامه بر زمین زنان جیغ می کشیدند و مثلا و ظاهرا می خواستند همان کاری را که با بازرگان کردند با احمدی نژاد هم بکنند و او را از ادامه «افشاگری» باز دارند، اطلاع می دهد که احمدی نژاد خلاف خواست رهبر در حرکت است، و اینکه جمهوری اسلامی تا «ولی فقیه» است، به انحراف کشیده نمی شود، و به این ترتیب احمدی نژاد را در مقابل رهبر قرار می دهد. سوم و بطور ضمنی، و از قول برادر احمدی نژاد، تمامیت دولت احمدی نژاد به زیر سوال می برد.

در همین رابطه، روزنامه جمهوری اسلامی آن را «جنجال آفريني احمدي نژاد و پاسخ افشاگرانه رئيس مجلس» خوانده، و تکلیف احمدی نژاد را با نقل قولی از علی لاریجانی چنین تعیین می کند «اگر من مثل شما در مورد جلسه‌اي كه اخوي شما آقاي داود احمدي‌نژاد با من داشت و مطالب زيادي نسبت به اطرافيان شما و جريان انحرافي مطرح كرد، از ارتباط با منافقين، فساد مالي، ارتباط با خارج، من فيلم مي‌گرفتم و پخش مي‌كردم براي شما خوب بود؟»

کیهان در سرمقاله ای بی امضا «چه كساني درپي انتقام بودند ؟» (یعنی همه کیهانی ها و در نتیجه رهبری به آن باور دارند) قالی را از زیر پای احمدی نژاد کشیده و آخرین هشدار را می دهد که آقای رئیس جمهور «بدون قصد خيانت، مرتكب خيانت شده اند!» و با تکرار دفاعیات (مثلا) فی البداهه علی لاریجانی می پرسد «از آن سو چه كسي تله گذاري كذايي را براي تهيه يك ويدئوي 25 دقيقه اي از يك ملاقات 24 ساعته طراحي كرد و مطالبي تقطيع شده، مبهم و بودار را تحويل رئيس جمهور داد تا خرج ماجراسازي در مجلس شود؟» و او را به اصلاح طلبی متهم می کند. و برای تفهیم این قطار بی دنده و ترمز، از ولی فقیه نقل می کند «از امروز تا روز انتخابات، هر كس احساسات مردم را در جهت ايجاد اختلاف به كار بگيرد، قطعاً به كشور خيانت كرده.»

اما عبدالرضا داوری، مشاور وزیر کشور، در گفتگو با ایسنا سخنان احمدی‌نژاد «دفاع از حقوق ملت» اعلام کرده و حمایت مردمی را به رخ همه می کشاند «بانظرسنجی تلفنی بیش از 80 درصد مردم به رییس جمهور حق دادند».

علی مطهری که می بیند میز بازی دارد بهم می خورد، با دست پاچگی سعی می کند رؤسای قوم را از زیر ضرب بیرون ببرد « بزرگترین تهمتی که به نزدیکان مسئولان نظام زده می شد در همین حد بود که بیان شد و صحبت ها راجع به موضوعاتی بود که نشان دهنده این است که فساد بزرگ در میان مسئولان وجود ندارد."»

در این میان، فاضل لاریجانی به رسم همه مفسدین، همه چیز را تکذیب می کند: "امروز بدون فرصت دفاع، تهمت هایی به بنده زدند که قصد دارم در یک نشست خبری به آنها پاسخ دهم تا تصور نکنند اتهامات وارده درست است."

ظاهر امر حاکی از این است که تنش به حد انفجاری رسیده است تا به آن حد که سرداران پاسدار، علنا شمشیر ها از رو بسته اند؛ و صدای تیراندازی از سوی تمام جناحین شنیده می شود، و این جنگ «زرگری» می رود تا بنیان رژیم را در هم بپیچید. این ظاهر امر است، اما به راستی چه خبر است؟

واقعیت این است که رژیم در حال آماده شدن برای خوردن «جام زهر» در راستای تضمین «بقا»ی خود است. رژیم رهبر مخالفان اسد را ملاقات می کند، چراغ سبز نشان می دهد که می خواهد با آمریکا مذاکره مستقیم داشته باشد، و صالحی با اعلام اینکه «ما آماده مذاکره تا رسیدن به یک نتیجه مرضی الطرفین هستیم»، اعلام می کند که قرار است در قزاقستان با 1+5 وارد مذاکره «هسته ای» بشود. موفقیت هیچکدام از این جلسات و مذاکرات بدون تأیید «رهبر» و «ولی فقیه» امکان پذیر نیست. جام زهر نوشیدن هم بدون بهانه و زمینه سازی ممکن نیست. خامنه ای، مانند خمینی، به دست آویز و بهانه احتیاج دارد تا «جام زهر» اول را خورده و همه کاسه و کوزه ها را بر سر سران سه قوه بشکند که «خیانت»ها او را مجبور کرد؛ بهمان شکل که همه می گویند رفسنجانی باعث شد تا خمینی زهر بخورد.
به نظر من این جام زهر بزودی خورده می شود. اما یک نکته در باره «زمان کُشی»های رژیم  را نباید از نظر دور داشت.

حدود دو هفته پیش، روپرشت پولنس رییس کمیسیون سیاست خارجی مجلس آلمان، در حاشیه چهل و نهمین کنفرانس امنیتی مونیخ، در برلین می پرسد « وقتی ایران هنوز رآکتور اتمی فعال ندارد، این همه سوخت هسته ای برای چه نیاز دارد درحالی که روسها تامین سوخت مورد نیاز برای نیروگاه بوشهر را نیز تعهد کرده اند.

این نماینده مجلس آلمان با بیان اینکه اورانیوم 20 درصدی که ایران تاکنون آماده کرده برای 100 سال کافی است، مدعی شد که تاسیسات آب سنگین اراک نیز برای تولید پلوتونیوم مورد استفاده در سلاح هسته ای مناسب است .

پولنس در ادامه سخنان خود همچنین به سایت نظامی پارچین اشاره کرد و گفت : احتمال اینکه در پارچین آزمایشات هسته ای انجام شود نیز وجود دارد و برنامه موشکی ایران نیز از جمله مواردی است که درباره صلح آمیز بودن برنامه اتمی ایران شک و تردید ایجاد می کند.»

مشکل فقط حجم اورانیوم غنی شده نیست، بلکه نسل جدید سانتریفیوژهایی است که رژیم می خواهد در نظنز نصب کند. «جی کارنی سخنگوی کاخ سفید، قصد ایران برای نصب سانتریفیوژهای جدید درتاسیسات نطنز را اقدامی تحریک آمیز خواند.» منصور حقیقت پور، نایب رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس در پاسخ می گوید «قرار نیست توسعه علمی کشور را مطابق با نظر مثبت یا منفی آمریکایی‌ها تنظیم کنیم» و ظاهرا آب پاکی روی دست همه می ریزد که «آن‌ها از افزایش قدرت علمی ایران عصبانی شده‌اند ولی مطمئن باشند که ایران منافع ملی خود را متوقف نخواهد کرد.» و قصد نهانی برای رسیدن به نقطه غیر قابل بازگشت را چنین لو می دهد «آمریکایی‌ها شاهد آن خواهند بود که از قله‌های بلند علم و دانایی بالا خواهیم رفت.»

آیا این تیراندازی های هوایی در یک جنگ زرگری در صحن مجلس، و افشای مطالبی که هر بچه ای در ایران از آن با خبر است، در راستای خرید زمان برای به انجام رساندن فعالیت هسته ای نیست؟ آیا هدف از این تنش آفرینی برای قرار دادن مذاکره کنندگان در یک حالت بلاتکلیفی تا انتخابات خرداد نیست؟ آیا رژیم امیدوار است که تا اواسط تابستان به دستاوردهای هسته ای بازگشت ناپذیر برسد؟ اگر آری، آیا باید منتظر حمله نظامی اسرائیل شد؟ و یا اینکه، این یک جنگ زرگری نیست و اختلاف درون نظام آنقدر حاد شده که گرگها به جان هم افتاده اند؟

علی ناظر

16 بهمن 1391



Source: سایت بحران



Iran's Crises  1998 - 2007   ©