آمریکا، اشرف، و طرح اروپا (پخش سوم)
علی ناظر


امروز آقای هزارخانی در یادداشتی(در دیدگاه بازتکثیر شده است) به زوایای مختلف مانع تراشی های دولت عراق اشاراتی داشته اند. به این مضمون که مجاهدین می خواهند کار پرونده «پناهجویی» هرچه زودتر به پایان برسد تا پس از طی پروسه های لازم، ساکنین بتوانند اشرف را ترک کنند، اما، مالکی مانع می شود و سنگ می اندازد. مالکی از یک طرف ضرب الاجل تعیین می کند، و از طرف دیگر نمی گذارد این پروسه هر چه زودتر و حتی پیش از پایان ضرب الاجل، خاتمه بیابد تا ساکنین عراق را ترک کنند. این یک طرف داستان است.


سایت های وابسته به وزارت اطلاعات از دیروز در حال شیپور زدن هستند که کار فیصله یافته، و سران مجاهدین در اشرف همراه نیروهای آمریکایی از کشور خارج می شوند، و بقیه ساکنین هم قرار است که به کشورهای مختلف اروپایی و همسایه منتقل شوند. این هم یک طرف دیگر قضیه است.


این دو گزارش متضاد در یک نقطه مشترکند. پروسه پیاده کردن «طرح اروپا» در حال پیشرفت است، و اگر بخشی از حرف وزارت اطلاعات را حقیقی بدانیم، می توانیم نتیجه بگیریم که خروج نام مجاهدین از لیست کذایی هم وارد آخرین مرحله شده است. این شادی آفرین است.


 


گام بعدی


 


ورود 3400 عنصر مبارز به صحنه فعالیت سیاسی در خارج از فضای بسته نظامی شایان تأمل است.


چنانکه پیش از این نوشته بودم، خروج از اشرف، یعنی پایان یک راهکار، و شروع «راهکاری نو»، که به نظر من یکی از پایه های اصلی آن باید تشکیل جبهه (وسیع) خلق باشد.


سازمان مجاهدین با بکار گیری این عناصر مبارز و کاردان، و بهره گیری از موجی که ایجاد خواهد شد، و با توجه به بحرانهای درونی نظام اسلامی، می تواند (و باید) با دعوت رسمی از تمام نیروها، جریانها و شخصیتهای مطرح (از جمله کلیه کسانی که با سازمان مشکل داشته اند)، زمینه ساز تشکیل این جبهه (وسیع) خلق بشود. مجاهدین باید برای خود و «خلق» مشخص کنند که آیا به وجود نیروهای سرنگونی طلب دیگری بجز خودشان باور دارند یا نه. اگر آری، بنابراین باید با آن نیروها این جبهه (وسیع) خلق را تشکیل دهند.


نادیده گرفتن این «بایست» از سوی مجاهدین و البته اعضای شورای ملی مقاومت، در آغازین مراحل پیاده کردن آن «راهکار نو»، نتیجه ای نخواهد داشت بجز «هرز» نیروهای فعال و کارآمد، و تشدید فضای نومیدی و بی اعتمادی به رهبران سیاسی.


طبیعتا، دعوت رسمی مجاهدین از نیروها و جریانهای سیاسی، تنها زمانی مثمر ثمر خواهد بود که این نیروها و جریانها هم، حضور ساکنین (پیشین) اشرف در «فضای باز دموکراتیک» را در راستای تشدید فشار بر رژیم جمهوری اسلامی، و همسو کردن تاکتیکها برای سرنگونی، مثبت ارزیابی کنند. نادیده گرفتن چنین امکانی، به افتراق هر چه بیشتر نیرو ها و جریانها سرنگونی طلب منجر شده، و تنها رژیم اسلامی و جهانخواران بهره مند خواهند شد.


زمینه سازی برای برداشتن گام بعدی پیش از خروج ساکنین از اشرف، نه تنها پروسه بازاسکان را (به لحاظ دیپلماتیک) تسهیل می کند، بلکه فشار را بر دشمن دو چندان خواهد کرد.


 


علی ناظر


26 آبان 1390


 



Source: سایت بحران



Iran's Crises  1998 - 2007   ©