آمریکا، اشرف و طرح اروپا (بخش دوم)
علی ناظر


ضرب الاجل


 


مالکی با اعلام آخرین روز سال میلادی، که همزمان با خروج نیروهای آمریکا از عراق می شود، برای ساکنین در اشرف «ضرب الاجل» تعیین کرده است.


این ضرب الاجل در یک کلام به این معنی است که: مجاهدین باید برای خروج خود راهکاری بیندیشند. در غیر اینصورت، مالکی به خود حق می دهد که به ساکنین حمله کرده و با ضرب و شتم و قتل و کشتار، ساکنین را از اشرف به نقطه ای دیگر در عراق منتقل کند. این معنای تحت اللفظی آن است. اما، آیا در عالم واقع چنین خواهد شد؟ اگر آری، به راستی، ضرب الاجل مشکل کیست؟


 


واقعیت ها


 


موضع مجاهدین


·       مجاهدین اگر بتوانند، و این امکان به آنها داده شود، مایل به خروج از اشرف نیستند. دلایلش را بارها اعلام کرده اند، و به درست بودن این دلایل هم باورمند هستند.


·       در عین حال، مجاهدین، پس از اعلام طرح اروپا، اعلام کرده اند که حاضرند از اشرف خارج شوند، البته اگر امکان انتقال آنها به اروپا مهیا شود.


 


موضع اروپا


·       بخشی از نمایندگان اروپایی از طرح اروپا حمایت کرده اند.


·       هیچ کدام از دولتهای اروپا این طرح را عملا و رسما نپذیرفته اند.


·       بارونس اشتون، سخنگوی امور خارجه اروپا، بجای تعیین تکلیف فوری این طرح، مشاور و کارشناس تعیین کرده است، و این مقوله را پیچیده نامیده است.


·       بدون مهیا شدن امکان رسمی برای ورود ساکنین به کشورهای اروپایی، خواست مجاهدین برای خروج از اشرف و انتقال به اروپا، عملا ممکن نیست.


 


موضع ملل متحد (کمیساریا پناهندگی)


·       قرار است با تک تک ساکنین مصاحبه کرده و پرونده «متقاضی» را تک به تک بررسی کرده و در مورد تک به تک این پروند ها تصمیم گیری کند.


·       تعریف پناهچو مشخص است. جان و رفاه متقاضی در صورت استرداد به کشورش در خطر خواهد بود. ملل متحد، در نتیجه باید با بررسی تک به تک این پرونده ها به نتیجه برسد که آیا جان این ساکنین اگر به کشورشان بازگردانده شوند، در خطر خواهد بود یا نه؟ ملل متحد برای بررسی این سوال بسیار سخت، محتاج زمانی بیشتر از آن مدتی است که مالکی تعیین کرده است. (نمی دانم که باید این گفته ملل متحد را خنده دار، یا تراژدی قرن بیست و یکم نامید؟)


 


تمدید ضرب الاجل


کلیه سناتورها، وکلای مجلس، و حقوقدانان به انحاء مختلف خواستار تمدید این ضرب الاجل شده اند. با بیان چند پرسش، به چند نکته اشاره می کنم:


·       می خواهند که این ضرب الاجل برای چه مدتی تمدید شود؟ یکماه، دو ماه، یا بینهایت؟ ساده تر اینکه، ملل متحد برای انجام این فریضه بوروکراتیک به چه مدتی وقت احتیاج دارد؟ آیا اعلام کرده است که مثلا 3400 پرونده که در دست بررسی است، برای هر پرونده مثلا یکساعت، یک روز، یک ماه وقت لازم است؟ آیا تعیین و اعلام کرده است که چرا بررسی پرونده مبارز خلقی که گذشته و حالش بر همگان مشخص است، به بیشتر از یک لحظه آنی احتیاج دارد؟ به راستی مشکل ملل متحد چیست؟


·       فرض بگیریم که مالکی تحت فشار جامعه بین الملل این ضرب الاجل را تمدید کرد، مثلا یکسال؟ یکماه؟ و باز هم فرض بگیریم که نیروهای آمریکا تا اول ژانویه از عراق خارج شوند. از ملل متحد می پرسم که امنیت و حفاظت این 3400 نفر پناهجو را چه کسی تضمین می کند؟ مالکی (همانکه ساکنین را در دو نوبت به گلوله بسته است) ؟ یا نیروهای کلاه آبی؟ اگر دومی، آیا نباید این آمادگی را از هماکنون اعلام کند تا ساکنین اشرف دچار سردرگمی بیجا نشوند، و مالکی هم تکلیف خودش را بداند؟ لازم می دانم که توجه ملل متحد را به کارکرد کمپ تیف و نابسامانی هایی که در آن کمپ رخ داد، معطوف دارم. چند سال طول کشید تا تکلیف برخی از ساکنین برای ورود به اروپا روشن شد؟ آیا هدف ملل متحد این است که اشرف را ببندد و کمپ تیف دیگری برپا کند که هیچ چیز در آن قانونمند نیست؟


·       فرض بگیریم که ضرب الاجل تمام شد، و ملل متحد به یکباره به این نتیجه رسید که چند نفر از ساکنین شامل پناهندگی نمی شوند. فرض محال که محال نیست، و از این ملل متحد هم هیچ چیز بعید نیست. در آنروز با آن چند نفر چه برخوردی خواهد شد؟ آیا ملل متحد آن افراد (متقاضیان) را کت بسته تحویل مالکی می دهد تا به رژیم استرداد شوند؟


 


پیشنهاد


·       به نظر من، تقاضا برای تمدید ضرب الاجل از سوی مجاهدین غلط است. مجاهدین بارها اعلام کرده اند که حاضرند بمانند و «شهید» بشوند (هیهات منا....)، و یا اینکه اگر شرایط مهیا شود، به اروپا منتقل شوند. بنابراین، ضرب الاجل نمی تواند مشکل مجاهدین باشد. من اگر بجای مجاهدین بودم، مالکی را آنتریک می کردم که ضرب الاجل را بجای دو ماه دیگر همین فردا تعیین کند. هر چه روز موعود نزدیکتر باشد، ملل متحد به اورژانس بودن و فوریت مساله روی میزش بیشتر واقف می شود. مجاهدین باید به ملل متحد و اروپا تفهیم کنند که ضرب الاجل در اصل مشکل ملل متحد و اروپا است.


·       حال، فرض بگیریم که ضرب الاجل فردا باشد. باز هم فرض بگیریم که ملل متحد هنوز در حال استخاره است. باز هم فرض بگیریم که مالکی به اشرف حمله کرده و تعداد دیگری را به قتل برساند.
تا به آنجایی که به شعار «هیهات...» مربوط می شود، مجاهدین این مبحث (شعار) را عملا به اثبات رسانده اند، تا به آنجا که به مالکی مربوط می شود، وی چند مدار تضعیف شده و تحت فشار قرار می گیرد، و تا به آنجایی که به ملل متحد و اروپا که هنوز برای ساکنین امکانات لازم را مهیا نکرده اند مربوط می شود، بیش از حد لازم تحت فشار قرار خواهند گرفت تا مشکل را بدون اتلاف وقت حل کنند.


·       منظور نگارنده از بیان تمام این فرضیات چیست؟ ساده بگویم. به نظر من جامعه بین الملل می خواهد تا می تواند وقت کشی کند تا معامله و مذاکراتش با رژیم به نتیجه برسد. اگر این فرض درست باشد، باید هم ملل متحد و هم اروپا را تحت فشار واقعی قرار داد. باید از تمام سناتورها، وکلای مجلس و حقوق دانان خواست تا بجای صدور اعلامیه و بیانیه های صد من یک غاز برای تمدید ضرب الاجل، سریعا با ملل متحد (کمیساریای پناهندگی) تماس گرفته و از آنها بخواهند که پرونده (بسیار واضح و روشن متقاضیان ساکن اشرف) را سریعا و بدون اتلاف وقت و پیش از پایان سال، تعیین تکلیف کرده و مختومه اعلام کند. اگر ملل متحد برای حل این معضل بسیار ساده و حل شدنی، به تعداد بیشتری کارمند احتیاج دارد، همین سناتورها و وکلا و حقوقدانان خرج و هزینه آنها را متقبل شوند (البته مطمئن هستم مجاهدین از پس این صورتحساب هم بر می آیند). وقت کشی باید خاتمه بیابد.


·       منظور من از این پیشنهاد، نه حاتم طائی شدن و از کیسه میهمان خرج کردن است، نه به خطر انداختن جان ساکنین اشرف است، نه به دنبال «شهیدپروری» هستم، و نه می خواهم قهرمان سازی کنم. بلکه می خواهم ساده بگویم که مشکل، ضرب الاجل نیست. مشکل ملل متحد بی عرضه، اروپای مماشاتگر، و آمریکای در باتلاق گیر کرده است. این ها خوب می دانند، و راحت می توانند این مشکل را در یک لحظهء ناچیز حل کنند. و از آنجا که ضرب الاجل در اصل مشکل ملل متحد است و نه مجاهدین، مجاهدین نباید سخنگوی ملل متحد شده و دائما تقاضای تمدید ضرب الاجل کنند. صریحا به ملل متحد بگویند که این مشکل شماست، خودتان بروید و با مالکی صحبت کنید و بگویید که نمی توانید در این مدت پرونده ها را بررسی کنید. اگر موفق شدید که چه خوب، و اگر موفق نشدید، چه بهتر، چون مجبور می شوید تمام ساکنین را در عرض 57 روز آینده پناهنده اعلام کرده و سکنا دهید.


 


چند نکته


در پایان می خواهم به چند نکته اشاره کنم:


·       فردا 13 آبان سالگرد اشغال سفارتخانه آمریکا است. آمریکا نمی خواهد چنین اتفاقی دوباره رخ دهد.


·       اوباما از چندماه دیگر وارد پروسه انتخاباتی می شود و هیچکدام از احزاب نمی خواهند وارد این مبحث بشوند.


·       در صورت وقوع جنگ، و حمله موشکی به ایران، موقعیت اشرف و ساکنین آن تضعیف شده، و تمام دستاوردهای دیپلماتیک و رسانه ای از درجه اهمیت می افتد. اشرف دیگر خبر اول نخواهد بود.


·       با توجه به همه این نکات، می خواهم تأکید کنم که اهمیت این ضرب الاجل باید از زاویه متفاوتی مورد توجه ملل متحد قرار بگیرد.


 


علی ناظر


12 ابان 1390


 



Source: سایت بحران



Iran's Crises  1998 - 2007   ©