Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Tuesday 20 November 2018
جستجو
اقتصادی
مواضع و بیانیه
اجتماعی
سیاسی و نظامی
گفتگو - شنیداری/دیداری/ن.شتاری
برداشت و تحلیل
خبر و گزارش
صفحه نخست

ادمين سايت

* تست  آ آ

* نامه به رئیس کمیته بین‌المللی صلیب سرخ  علی ناظر

* An Open letter to Mrs Hillary Clinton  علی ناظر

* دیدگاه [اطلاعیه مشترک]: اعدام جنایت کارانه ی پنج زندانی سیاسی را محکوم می کنیم  علی ناظر

* اعدام 5 زندانی سیاسی
جلاد ننگت باد
  علی ناظر

* مسئولیت ستونهای دیدگاه  علی ناظر

* تا اطلاع ثانوی  علی ناظر

* کدنویسی اخیر دیدگاه  علی ناظر

* آمریکا جاده صاف کن رژیم اسلامی  علی ناظر

* تضمین امنیت مجاهدین  علی ناظر

* شعار همیشه زنده
آزادی، نان، کار، مسکن
  علی ناظر

* رژیم اسلامی علیه بشریت
جهان علیه رژیم همصدا می شود
  علی ناظر

* برای ثبت مقالات خود تقاضای کد ورودی کنید  علی ناظر

* با پوزش  علی ناظر

* چرا
در برابر تندر می ایستند
خانه را روشن می کنند
و می میرند؟
  علی ناظر

* مهم و آموزنده همایش کوثر عناصر اطلاعاتی رژیم برای کنترل بحران؟  علی ناظر

* هشدار – ویروس  علی ناظر

* حسینعلی منتظری درگذشت  علی ناظر

* انحراف اذهان از بحران فروپاشی  علی ناظر

* هراس تمامیت خواهان
از زنده شدن شعار «مرگ بر خمینی»
  علی ناظر

* 16 آذر جرقه می زند
گردآوری اخبار لحظه به لحظه
  علی ناظر

* دیدگاه: بریتانیا به دنبال درگیری نیست  علی ناظر

* دیدگاه: دستگیری 5 شهروند بریتانیایی در خلیج فارس  علی ناظر

* حمله به سپاه و قتل 60 پاسدار  علی ناظر

* سرفصل اخبار - راه پیمایی روز قدس  علی ناظر

* پاسخ عفو بین الملل پیرامون دکتر محمد ملکی  علی ناظر

* ستون نظرهای سایت دیدگاه  علی ناظر

* بازخوانی یک گزارش خبری
در حاشیه مراسم تودیع و معارفه
  علی ناظر

* تست - ستون بیانیه، پیامها، فراخوان، گردهمایی  علی ناظر

* تست  علی ناظر

* فراخوان در حمایت سریع و فوری از جان و حرمت انسانی ساکنان قرارگاه اشرف  علی ناظر

* بولتن انگلیسی - آزمایشی  علی ناظر

* بولتن فارسی - آزمایشی  علی ناظر

* بولتن بحران  علی ناظر

* بولتن بحران  علی ناظر

* فراخوان  علی ناظر

* خبر فوري حملهء عوامل رژيم با قمه به معترضان  علی ناظر

* فعاليت ستون نظر کاربران  علی ناظر

* آدرس غلط  علی ناظر

* اتومات شدن
ستونهاي يادداشت روز و يادداشت هفته
  علی ناظر

* ياداشت روز  علی ناظر

* فراسوي ديدگاه
به سوي اتومات شدن کامل
  علی ناظر

* 28 سال جنايت، 28 سال مبارزه و مقاومت
حکومت اسلامي، فصل لاله ريزان خلق ايران
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* شرایط و نحوهء ثبت‌نام در بخش دیدگاه کاربران  علی ناظر

* حذف نام مجاهدين از ليست تروريستي  علی ناظر

* آخرين وداع  علی ناظر

* جملات پراکنده  علی ناظر

* ميز متقلب ها  علی ناظر

* پيام هميشگي استعمارگر پير  علی ناظر

* قُرُم...قُرُم...قُرُمساق  علی ناظر

* مسئووليت پذيري  علی ناظر

* دفاع از مدافعين آزادي  علی ناظر

* يک گام کيفي براي مريم رجوي و يارانش  علی ناظر

* سؤالات انحرافي بي بي سي  علی ناظر

* «ترورريستي» که تروريست نيست، ترورريستي که تروريست هست، و آنکه ترور مي کند  علی ناظر

* ديدگاه در راستاي اتومات شدن
ستون دیدگاه کاربران
  علی ناظر

* عبرت بگيريد  علی ناظر

* منافق  علی ناظر

* دو نکته  علی ناظر

* عليه حملهء نظامي به ايران
ودر حمايت از
مراعات دقيق حقوق ايرانيان پناهنده در عراق
  علی ناظر

* و باز کُشتند  علی ناظر

* پيامي به اپوزيسيون  علی ناظر

* خطر نزديک و دعا واجب  علی ناظر

* دعوت به همکاري و ارسال مطلب ويژه براي «سوژه نامهء ديدگاه»  علی ناظر

* تغييرات شکلي در ديدگاه  علی ناظر

* 5=2+2  علی ناظر

* اگر...  علی ناظر

* «صداي رسا»  علی ناظر

* سايت بحران و نگاهي به «نظر» کاربران  علی ناظر

* چشم انداز و نقش رسانه ها بر مبناي يک تحليل  علی ناظر

* گام بعدي  علی ناظر

* خلط مبحث  علی ناظر

* در بارهء ستون تازه ترين مطالب  علی ناظر

* انفجار اتوبوس شهري حامل كارگران قرارگاه اشرف توسط رژيم پليد آخوندي 13 شهيد و 15 مجروح برجاي گذاشت  علی ناظر

* عقب نشيني رژيم و درسي که بايد مرور کنيم  علی ناظر

* زن عليه استبداد - سوال يا پاسخ؟  علی ناظر

* P.O. Box  علی ناظر

* سومين پيام فيض مهدوي
چند لحظه پيش دريافت شد
  علی ناظر

* 3 روز ديگر، جنايتي ديگر
فيض مهدوي
توطئهء وزارت اطلاعات – نگاهي شکاکانه
  علی ناظر

* 1000 «نه» به نمايندگي «خلق در زنجير»  علی ناظر

* 4 روز ديگر، جنايتي ديگر
پيام دوم [جديد] از ولي الله فيض مهدوي (شنيداري)
  علی ناظر

* 5 روز ديگر، جنايتي ديگر
چگونه اعتراض خود را به اطلاع رسانه ها، مجامع بين المللي و مدافع حقوق بشر برسانيم؟
  علی ناظر

* فقط يک هفته - گام بعدي  علی ناظر

* وقتي امضا امضا نيست  علی ناظر

* متن و لينک به فراخوان به سه زبان فارسي، انگليسي، فرانسوي - [8 روز تا تاريخ اعدام فيض مهدوي]  علی ناظر

* فراخوان ديدگاه - سخن کوتاه  علی ناظر

* بار دیگر جنایتی دیگر  علی ناظر

* 14 روز تا اعدام ولي الله فيض مهدوي
شمارهء معکوس آغاز مي شود
  علی ناظر

* ديدگاه به کجا مي رود؟  علی ناظر

* اول ماه مه گرامي باد؟ - تصوير  علی ناظر

* شيرين عبادي: ما تا آخرين قطره خون خود از ايران دفاع مي‌‏كنيم  علی ناظر



تقابل دو متضاد - بخش هفتم - ديپلماسي سرنگوني، همخوابگي با جهانخواران
[ علی ناظر]
[منبع: Iran's Crises – English (ICE)]


بدون دعاي خير غرب و جهانخواران هم اين رژيم (و يا هر رژيم مستبدي) سرنگون مي شود، اما پشتيباني غرب از خواست هاي مردم، تسريع کننده ي امر سرنگوني خواهد بود. سوالي که هر کس بايد در خلوت خود به آن برسد اين است که چقدرش حلال است. همخوابگي با امپرياليسم براي يک نيروي کوچک ايده اليست گناهي است نابخشودني، اما براي يک «جبهه ي وسيع سرنگوني طلب» همبستري دير يا زود بوقوع خواهد پيوست. تنها بايد پرسيد شرايط همخوابگي چيست، و آيا فرزند همخوابگي با جهانخواران لبخندي به لبان مام وطن خواهد نشاند؟
از آنجايي که ديپلماسي در تئوري معني ندارد، و اکثر نيروهاي برانداز از حداقل تماسها و ارتباطات بين المللي برخوردارند، نگارنده در اين نوشتار بيشتر بر روي مواضع و موقعيت مجاهدين تمرکز خواهدکرد.

راه حل سوم

اخيرا مريم رجوي در يکي دو سخنراني و گردهمايي تأکيد داشته که «نه مماشات، نه جنگ»، بلکه «تغيير دموکراتيک». البته ايشان اين خواسته را روشن و شفاف باز نکرده و فقط در سطح يک شعار نگاهداشته اند؛ به همين خاطر، گمانه زني ها مي تواند غلط باشد و يا مشخصا به مسائلي اشاره کند که معضل پراتيک اين راه حل خواهد بود. شايان توجه اينکه مريم رجوي در موارد مختلف از «قرارگاه» اشرف با ترم «شهر» اشرف يادکرده است؛ اما همزمان، در گردهمايي هايي که ايشان شرکت داشته اند آرم ارتش آزاديبخش ملي به اهتزاز در مي آيد. با توجه به اين دو نکته، نگارنده ناچارا به اين نتيجه مي رسد که که تغيير دموکراتيک مورد نظر ايشان بدون فاکتور قهر  عملي نخواهد بود. اما فاکتور قهر با چه مشخصه هايي؟ آيا منظور ارتش آزادي بخش ملي است؟ که اين به نظر من رؤيايي بيش نيست. چرا که نه اعضاي ارتش آزاديبخش، با تمام ايمان و اراده ي پولاديني که گفته مي شود آنها از آن برخوردارند، مي توانند اين پروژه را عملي کنند، و نه نيروي کافي براي انجام چنين پروژه اي وجود دارد. بنا به آمار داده شده، ماکزيمم تعداد افسران اين ارتش 3600 نفر است. همين. حتي اگر هم بپذيريم که اين افسران توانايي کشورگشايي دارند، عمليات نظامي قبلا ثابت شده که بدون پوشش هوايي امکان پذير نخواهد بود. خط قرمز، براي ورود نظامي به خاک وطن، در اينجا کشيده مي شود. ساده تر اينکه، «عمليات فروغ جاويدان» قابل درک بود، اما عمليات نظامي برخوردار از پوشش هوايي آمريکا را ديگر نمي شود «تغيير دموکراتيک» ناميد؛ بلکه مترادف دانست با توليد فرزند دوقلويي به نامهاي «وابستگي» و «وطن فروشي». دقيقا به همين خاطر است که من معتقد نيستم که يک مجاهد خلق تن به چنين ذلتي بدهد، و با شناختي که از مجاهدين دارم، مخالف تحليلهايي هستم که چنين امکاني را وارد محاسبات خود، در ارزيابي از مجاهدين، مي کنند. معتقدم، همانطور که بايد دشمن را آنطور که هست شناخت، به همان نسبت بايد دوست را هم آنطور که هست ارزيابي کرد. به همين خاطر است که مريم رجوي بايد خود را سريعا ملتزم به باز کردن شفاف اين «راه حل سوم» بداند، و از هر گونه گمانه زني ها پيشگيري کند. روشنتر اينکه، کدام راه؟ با چه ابزاري؟ در چه مطلعي؟ براي چه هدفي؟

دشمن ِ دشمن ِ من

در اينکه همه مي خواهيم اين رژيم سرنگون شود، شکي نيست، در اينکه مي توان رژيم را در تقابل ديپلماتيک جدي قرار داد هم شکي نيست، در اينکه در مواقعي استثنايي دشمن ِ دشمن ِ من، دوست ِ من مي تواند باشد هم شکي نيست، در عين حال بپذيريم که اينها فقط يک بازي است – بازي با لغات. دشمن هميشه دشمن است. دشمن هميشه مي خواهد سودجويي کند، از توانمنديها سوء استفاده کند، و روزي هم که متوجه شود منافعش به خطر افتاده است با دشمن ِ تو دوست مي شود. دشمن ِ دشمن بار ها ماهيت سودجويانه خود را به نمايش گذاشته است، . نبايستي گول آنها را خورد.

رابطه ي سياست با توازن قوا

بياييم به اين واقعيت تن بدهيم که ديپلماسي در يک توازن قدرت معنا دارد، در غير اينصورت بهتر است که اين نوع ديپلماسي را «ارتباط با ديپلماتها» بناميم.  امضا جمع کردن از صدها وکيل و سناتور بي شک کاريست شگفت انگيز و شاق، اما بيش از اين نيست.
ديپلماسي يعني مذاکره بر سر يک سري داد و ستد هاي سياسي براي رسيدن به يک نقطه مشترک براي ادامه حيات امور اقتصادي-سياسي. مثلا فلان کشور کوچک آفريقايي نمي تواند در يک رابطه ي ديپلماتيک با فرانسه و يا آمريکا باشد، چرا که نمي تواند تاثير گذار بر روند امور اقتصادي-سياسي کشورش و جهان خارج باشد. به همين جهت هميشه از موضعي پايين در رابطه با ديپلماتها مي تواند تنظيم رابطه کند.
از طرف ديگر محمد مصدق، خميني، و حتي محمد رضا شاه در يک رابطه ديپلماتيک با کشور هاي توانمند اقتصادي قرار داشتند. امروزه، رژيم جمهوري اسلامي با تمام منفوريتي که در جهان غرب دارد، مي تواند از يک رابطه ديپلماتيک زنده برخوردار باشد.
حال بايد ديد که آيا اپوزيسيون برانداز در چنين ليگي هست؟ آيا کشورهاي جهانخوار با آنها رابطه ديپلماتيک دارند، يا اينکه ديپلماتهاي کشور هاي جهانخوار با اپوزيسيون برانداز تنظيم رابطه مي کنند؟ اولي بر خط مشي استراتژيک وزارت خارجه تأثير گذار است، حال آنکه دومي از رابطه اي دست چندم بر خوردار است. پاسخ به اين سوال و تعيين تکليف با خودمان باعث مي شود که با واقعيت ها فعالتر برخورد کنيم؛ و جايگاه مان را بر روي صفحه مختصات سياست جهاني ترسيم کنيم.

مثال ملموس

نام سازمان مجاهدين خلق چند سالي است که در ليست سازمانهاي تروريستي قرار داده شده است. سالهاست که اين ليست دست مجاهدين را بسته است. نمي توانند از جايشان تکان بخورند، گاها نمي توانند نفس بکشند، و يا پاسخگوي بسياري از انتقادات و مواضعي که مي گيرند باشند. بايد دست به عصا راه بروند تا شايد بتوانند اسمشان را از اين ليست کذايي خارج کنند. دشمن دشمن مجاهدين – يعني جهانخواران، هم با اينها بازي مي کنند. هر روز خبري خوش مي رسد که يکي از همين روز ها اسم از ليست خارج خواهد شد. مجاهدين اطلاعات ذيقيمتي پيرامون برنامه هاي هسته اي رژيم در اختيار جهانخواران گذاشته اند، اما اين همکاري منجر به خروج نامشان از ليست نشده است. در عوض جهانخواران از اطلاعات داده شده در راستاي تنظيم رابطه اي بهتر با رژيم استفاده کرده اند، و هنوز هم اسم مجاهدين در آن ليست کذايي است.
براي برون رفت از اين تنيده تار شايد بهتر باشد که مرکز ثقل ارتباطات ديپلماسي تغيير کند. تا زماني که مرکز ارتباطات ديپلماتيک خارج از کشور باشد، جهانخواران از اهرم فشار بهره جسته و براي دستيابي به بهترين نتيجه، ايجاد فشار مي کنند. حال اگر مرکز ثقل به داخل کشور منتقل شود، روند فشار جهانخواران متفاوت و در بسياري از موارد به حداقل مي رسد.

 

زور ِديپلماسي زور

روابط خارجي در قرن بيست و يکم فقط بر يک مبنا پايه ريزي شده است – زور. برخي بر اين باورند که زورمداران با تنها زباني که آشنا هستند زبان سرکشي و گردنکشي است. هر چه استوار تر در مقابل جهانخواران موضع بگيريم، زورمداران بيشتر روي ما حساب باز مي کنند. اين تعريف از تقابل ديپلماتيک زماني معني دارد که رابطه بين دو کشور مد نظر باشد، و يا اينکه منظور رابطه ي بين قواي منسجم و تواناي سرنگون کننده و صاحبان قدرت جهاني باشد. ديپلماسي زور (مثلا کره شمالي و برنامه هسته اي اش) زماني زور دارد که ابزار تحميل در دست باشد. متاسفانه، اپوزيسيون برانداز از چنين ابزاري برخوردار نيست و نمي تواند و يا نمي خواهد با جهانخواران خط کشي شفاف داشته باشد. به نظر نگارنده تا زماني که مرکز ثقل در خارج کشور است، اپوزيسيون برانداز نمي تواند داراي چنين ابزاري بشود.

در نقطه مقابل رژيم قرار دارد. خود را يک دست کرده است. اين بدان منظور نيست که اختلافات دروني متضاد بيرون نخواهد زد، بلکه ابزار سرکوب يک دست شده است. همه از خودي تا غير خودي زير اين چماق سرکوب براي پيشبرد اهداف طولاني مدت نظام، از جلو نظام کرده اند. دقيقا به همين خاطر است که علماي قم، فرماندهان ارتش، رئيسان قواي قضاييه و مقننه - همه، به دست بوسي احمدي نژاد رفته اند، و کار به جايي کشيده است که نهضت آزادي هم در بيانيه خود اعتراف مي کند که با برخي از شعار هاي احمدي نژاد موافق است. و تازه اين اول کار است؛ هنوز اين تير خلاص زن به مصدر قدرت ننشسته است. صبر کنيم تا ببينيم که چگونه شمس الواعظين و عبدي و حجاريان و ابتکار و ...همه به پابوسي بيايند، يا اينکه تکليف خود را روشن کرده و به جرگه براندازان بپيوندند. خلاصه اينکه يک دست شدن بيانگر يک دستي در حسابرسي و حساب بري است و نه هيچ چيز ديگر.
اين زورمداري رژيم مي تواند در روابط ديپلماتيک به نفع رژيم کار کند. طرفين مذاکره ي رژيم بخاطر توان رژيم، خود را با خواست هاي رژيم مطابقت دهند. در اين نمونه، سياست زور، هميشه در ديپلماسي پيروز بوده و اينبار هم مستثني نخواهد بود.

بحران آفريني

بنا به داده هاي فوق و درست در نقطه مقابل، اپوزيسيون ناچارا بايستي از بحران آفريني، جو سازي و تشنج سياسي دوري گزيند. و دقيقا به همين خاطر است که دشمن، دائما مجاهدين را با بحراني جديد دست به گريبان مي کند. يک روز باعث مي شود که فرانسه مريم رجوي را اسير کند، يک روز گفته مي شود که مجاهدين اعضاي جدا شده را شکنجه مي کرده و زندان و زندانبان داشته است. يک روز بايد حساب هاي مالي اش را جوابگو باشد، و چند سالي است که سعي دارد اسم خود را از ليست سازمان هاي تروريستي خارج کند. در اين مبحث مهم نيست که کدام يک از اين مسائل درست است و کدامين توطئه، مهم اين واقعيت است که مجاهدين هر روز درگير مساله اي جديد و انرژي گير شده اند. رژيم در مقابل، از حداقل بحران که دست پخت اپوزيسيون باشد رنج مي برد. برنامه ي هسته اي رژيم نه تنها بحران زا نبوده بلکه توانسته بهانه اي براي مراودات و مذاکرات پنهان جهانخواران و رژيم باشد. رژيم توانسته بحران ها را به نفع خود بچرخاند. بخاطر بياوريم آنموقع را که گفته مي شد «صلح» پاشنه آشيل رژيم است، يا اينکه گفته مي شد که مرگ خميني نقطه اتمامي براي رژيم است، يا از سه سرگي رژيم صحبت مي شد؛ همه اينها اتفاق افتاد و رژيم در سر بزنگاه توانست بحران را به نفع خود حل کند. بپذيريم که رژيم را چند تا آخوند شپشو بي سواد نمي چرخانند. اگر به اين امر پي برديم، آنوقت است که مي توانيم براي رژيم بحران آفريني کنيم، در غير اينصورت سر خود را گرم کرده ايم.

بحران جنگ فرسايشي

گفته مي شود که حمله آمريکا و يا ياري رساني آمريکا به سرنگون طلبان مي تواند رژيم را به سرنگوني نزديک کند. به نظر نگارنده «جنگ» کلاسيک موهبتي براي رژيم به حساب خواهد آمد. بهترين بهانه براي پوشاندن تمام کمبود هاي اقتصادي، سياسي، و اجتماعي است. شايد به همين دليل، بايد روي طرح «نه مماشات، نه جنگ» تأمل بيشتري کرد، البته تنها با اين پيش شرط که بدانيم آلترناتيو ممکن و عملي براي سرنگوني، و تغيير دموکراتيک چه خواهد بود.

استراتژي، سياست، در تقابل با واقعيت

مريم رجوي در 2 تير 1384 چنين مي گويد:
«
اين رزم آوران آزادي در شهر اشرفند كه حقانيت استراتژي شان اثبات شده است.
رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران گفت: اكنون مجامع بين المللي و دولتهاي مختلف جهان اگر ميخواهند در برابر اين پيشروي ديكتاتوري ملاها بي تفاوت نباشند، و همچنين براي محترم شمردن ملتي كه اين فاشيسم مذهبي را به‌زانو درآورده و به اين نقطه كشانده، بايد مدد رساني به اين ديكتاتوري منفور را متوقف كنند و برآنهاست كه مقاومت مشروع ايران را به رسميت بشناسند و تهمتها و موانع سركوبگرانه يي همچون برچسب تروريسم را از سرراه اين مقاومت بردارند.
»
نکات مبهم در اين نقل قول که اگر هر چه سريعتر روشن شود به نفع جبهه وسيع براندازان است، به خلاصه ارائه مي شود:
1- منظور از «استراتژي» در اينجا چيست؟ آيا مبارزه قهر آميز به مفهوم عام آن است، و يا براندازي رژيم فقط با ابزار ارتش آزاديبخش ملي – که اگر چنين است، چه شرايطي لازمه انجام پذيري اين خط است؟ اگر منظور از «استراتژي» تعريفي جديد از «تغيير دموکراتيک» است، آن تعريف چه مي تواند باشد؟ اگر منظور از «استراتژي» نقش ابزاري ارتش آزاديبخش ملي براي متمرکز کردن توجه جهانخواران بر مجاهدين بعنوان نيروي محوري است، آيا نيروهاي برانداز ديگر هم به اين مقصود توجه کرده اند – آيا آنها مجاهدين را بعنوان نيروي محوري پذيرفته اند؟
2- فرض کنيم که مجامع بين المللي مقاومت مشروع (مگر مقاومتي عليه اين رژيم مي تواند باشد و نامشروع هم باشد؟) را به رسميت بشناسد؛ آنوقت چي؟ عملا چه کاري از دست افسران «اشرف» بر مي آيد؟ آيا زمان آن نرسيده که با شنونده روشن تر تنظيم رابطه شود؟ تا هم شنونده و هم گوينده تکليف خود را دانسته و موضعي قاطع بگيرند؟


تقابل دو متضاد
ابزار سرنگوني – گُل يا گلوله؟

اين سوال از روز ازل روي ميز تمام ستم ديدگان قرار داشته است. يکي از کمبودهايي که اپوزيسيون برانداز از آن رنج مي برد، نداشتن برنامه اي واحد براي سرنگوني است.


علي ناظر – 13 تير 1384 - ديدگاه

 







[Posted comments0]

No press releases currently available



Iran's Crises  1998 - 2007   ©