Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Tuesday 20 November 2018
جستجو
اقتصادی
مواضع و بیانیه
اجتماعی
سیاسی و نظامی
گفتگو - شنیداری/دیداری/ن.شتاری
برداشت و تحلیل
خبر و گزارش
صفحه نخست

ادمين سايت

* تست  آ آ

* نامه به رئیس کمیته بین‌المللی صلیب سرخ  علی ناظر

* An Open letter to Mrs Hillary Clinton  علی ناظر

* دیدگاه [اطلاعیه مشترک]: اعدام جنایت کارانه ی پنج زندانی سیاسی را محکوم می کنیم  علی ناظر

* اعدام 5 زندانی سیاسی
جلاد ننگت باد
  علی ناظر

* مسئولیت ستونهای دیدگاه  علی ناظر

* تا اطلاع ثانوی  علی ناظر

* کدنویسی اخیر دیدگاه  علی ناظر

* آمریکا جاده صاف کن رژیم اسلامی  علی ناظر

* تضمین امنیت مجاهدین  علی ناظر

* شعار همیشه زنده
آزادی، نان، کار، مسکن
  علی ناظر

* رژیم اسلامی علیه بشریت
جهان علیه رژیم همصدا می شود
  علی ناظر

* برای ثبت مقالات خود تقاضای کد ورودی کنید  علی ناظر

* با پوزش  علی ناظر

* چرا
در برابر تندر می ایستند
خانه را روشن می کنند
و می میرند؟
  علی ناظر

* مهم و آموزنده همایش کوثر عناصر اطلاعاتی رژیم برای کنترل بحران؟  علی ناظر

* هشدار – ویروس  علی ناظر

* حسینعلی منتظری درگذشت  علی ناظر

* انحراف اذهان از بحران فروپاشی  علی ناظر

* هراس تمامیت خواهان
از زنده شدن شعار «مرگ بر خمینی»
  علی ناظر

* 16 آذر جرقه می زند
گردآوری اخبار لحظه به لحظه
  علی ناظر

* دیدگاه: بریتانیا به دنبال درگیری نیست  علی ناظر

* دیدگاه: دستگیری 5 شهروند بریتانیایی در خلیج فارس  علی ناظر

* حمله به سپاه و قتل 60 پاسدار  علی ناظر

* سرفصل اخبار - راه پیمایی روز قدس  علی ناظر

* پاسخ عفو بین الملل پیرامون دکتر محمد ملکی  علی ناظر

* ستون نظرهای سایت دیدگاه  علی ناظر

* بازخوانی یک گزارش خبری
در حاشیه مراسم تودیع و معارفه
  علی ناظر

* تست - ستون بیانیه، پیامها، فراخوان، گردهمایی  علی ناظر

* تست  علی ناظر

* فراخوان در حمایت سریع و فوری از جان و حرمت انسانی ساکنان قرارگاه اشرف  علی ناظر

* بولتن انگلیسی - آزمایشی  علی ناظر

* بولتن فارسی - آزمایشی  علی ناظر

* بولتن بحران  علی ناظر

* بولتن بحران  علی ناظر

* فراخوان  علی ناظر

* خبر فوري حملهء عوامل رژيم با قمه به معترضان  علی ناظر

* فعاليت ستون نظر کاربران  علی ناظر

* آدرس غلط  علی ناظر

* اتومات شدن
ستونهاي يادداشت روز و يادداشت هفته
  علی ناظر

* ياداشت روز  علی ناظر

* فراسوي ديدگاه
به سوي اتومات شدن کامل
  علی ناظر

* 28 سال جنايت، 28 سال مبارزه و مقاومت
حکومت اسلامي، فصل لاله ريزان خلق ايران
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* شرایط و نحوهء ثبت‌نام در بخش دیدگاه کاربران  علی ناظر

* حذف نام مجاهدين از ليست تروريستي  علی ناظر

* آخرين وداع  علی ناظر

* جملات پراکنده  علی ناظر

* ميز متقلب ها  علی ناظر

* پيام هميشگي استعمارگر پير  علی ناظر

* قُرُم...قُرُم...قُرُمساق  علی ناظر

* مسئووليت پذيري  علی ناظر

* دفاع از مدافعين آزادي  علی ناظر

* يک گام کيفي براي مريم رجوي و يارانش  علی ناظر

* سؤالات انحرافي بي بي سي  علی ناظر

* «ترورريستي» که تروريست نيست، ترورريستي که تروريست هست، و آنکه ترور مي کند  علی ناظر

* ديدگاه در راستاي اتومات شدن
ستون دیدگاه کاربران
  علی ناظر

* عبرت بگيريد  علی ناظر

* منافق  علی ناظر

* دو نکته  علی ناظر

* عليه حملهء نظامي به ايران
ودر حمايت از
مراعات دقيق حقوق ايرانيان پناهنده در عراق
  علی ناظر

* و باز کُشتند  علی ناظر

* پيامي به اپوزيسيون  علی ناظر

* خطر نزديک و دعا واجب  علی ناظر

* دعوت به همکاري و ارسال مطلب ويژه براي «سوژه نامهء ديدگاه»  علی ناظر

* تغييرات شکلي در ديدگاه  علی ناظر

* 5=2+2  علی ناظر

* اگر...  علی ناظر

* «صداي رسا»  علی ناظر

* سايت بحران و نگاهي به «نظر» کاربران  علی ناظر

* چشم انداز و نقش رسانه ها بر مبناي يک تحليل  علی ناظر

* گام بعدي  علی ناظر

* خلط مبحث  علی ناظر

* در بارهء ستون تازه ترين مطالب  علی ناظر

* انفجار اتوبوس شهري حامل كارگران قرارگاه اشرف توسط رژيم پليد آخوندي 13 شهيد و 15 مجروح برجاي گذاشت  علی ناظر

* عقب نشيني رژيم و درسي که بايد مرور کنيم  علی ناظر

* زن عليه استبداد - سوال يا پاسخ؟  علی ناظر

* P.O. Box  علی ناظر

* سومين پيام فيض مهدوي
چند لحظه پيش دريافت شد
  علی ناظر

* 3 روز ديگر، جنايتي ديگر
فيض مهدوي
توطئهء وزارت اطلاعات – نگاهي شکاکانه
  علی ناظر

* 1000 «نه» به نمايندگي «خلق در زنجير»  علی ناظر

* 4 روز ديگر، جنايتي ديگر
پيام دوم [جديد] از ولي الله فيض مهدوي (شنيداري)
  علی ناظر

* 5 روز ديگر، جنايتي ديگر
چگونه اعتراض خود را به اطلاع رسانه ها، مجامع بين المللي و مدافع حقوق بشر برسانيم؟
  علی ناظر

* فقط يک هفته - گام بعدي  علی ناظر

* وقتي امضا امضا نيست  علی ناظر

* متن و لينک به فراخوان به سه زبان فارسي، انگليسي، فرانسوي - [8 روز تا تاريخ اعدام فيض مهدوي]  علی ناظر

* فراخوان ديدگاه - سخن کوتاه  علی ناظر

* بار دیگر جنایتی دیگر  علی ناظر

* 14 روز تا اعدام ولي الله فيض مهدوي
شمارهء معکوس آغاز مي شود
  علی ناظر

* ديدگاه به کجا مي رود؟  علی ناظر

* اول ماه مه گرامي باد؟ - تصوير  علی ناظر

* شيرين عبادي: ما تا آخرين قطره خون خود از ايران دفاع مي‌‏كنيم  علی ناظر



رفراندوم- طرح شوراي ملي مقاومت
[ علی ناظر]
[منبع: Iran's Crises – English (ICE)]


در پاسخ به نامه ي ويدا برومند با تشکر از نامه پر از مهر شما. و اما در مورد رفراندوم شايد لازم باشد به چند نکته اشاره کنم: 1- من فکر نکنم هيچ آدمي با خصوصيات يک «انسان» پيدا شود که از جنگ و خونريزي دفاع کند. هميشه مرتجعين، مستبدين و هواخواهان هرج و مرج و فاشيسم هستند که به تنور جنگ و تضاد هيزم ريخته و به زندگي زالو وار خود ادامه مي دهند. با توجه به اين نکته، مبارزه مسالمت آميز با هر رژيمي که از حداقل هاي احترام به آزادي بيان و عمل بهره مند باشد، ارجح به هر روش ديگري است. رژيم جمهوري اسلامي با توجه به تاريخچه اش مستثني است. نه بخاطر آنکه ما با تک تک سلولهايمان از اين جماعت جاني بيزاريم، بلکه به اين علت که آنها به هيچ صراطي مستقيم نشده و هميشه مدافع تاکتيک از اين ستون تا آن ستون فرجي است بوده و براي خود زمان مي خرند. در عالم سياست بايد حريف را در ضعيف ترين موقعيت اش به زمين زد و نه آنکه برايش زمان خريد. 2- با توجه به اين کلام، ببينيم که نقش پيش کشيدن رفراندوم به عنوان يک راهکرد چه بوده و چه کسي منفعت خواهد برد. الف- بعنوان پيش درامد شايد لازم باشد بر روي «تقيه» تاملي کوتاه داشته باشيم. در اينکه برخي از امامان شيعي تن به تقيه (به نظر من يعني کوتاه آمدن براي حفظ بقا و منافع طولاني مدت) داده اند جاي بحث نيست و در نتيجه اگر نيروي مسلماني هم از اين رهنمود بهره بجويد، قابل تعجب نخواهد بود. در اينکه لنين و برخي ديگر از سران ايدئولوژي هاي ديگر در برهه هايي از تاريخ مبارزاتي شان به اين ترفند دست آويختند هم بحثي نيست، و باز هم در اين مورد که اين تن دادن ها در مراحلي از تاريخ باعث پيروزي در يک مرحله اي از تاريخ شده است هم بحث نمي کنيم. همه اين ها درست و در جاي خود قابل تامل هستند. ب- به همين خاطر به اين موضوع مي پردازيم که آيا رفراندوم، با در نظر گرفتن موقعيت رژيم و نيروهاي راديکال (شبه نظامي)، تنها راهکرد است يا نه؟ به نظر من نه! به دلايل عديده از جمله: ب1- رژيم و سازمان ملل هر دو از يک آخور مي خورند – منافع ملي ايران. رژيم وطن فروش و خونريز است، و سازمان ملل (بخوانيم 5 کشور عضو اصلي) چپاولگر و خونريز! آنچه که مورد توافق اين دو قرار بگيرد را بايد به فال شوم گرفت. ب2- بند بالا قابل ترديد است اگر يک نيروي زورمند که توانايي تعادل قوا را هم داشته باشد در صحنه مبارزه فعال باشد، و يا اتحادي بين نيروهاي سرنگوني طلب، با يک دستورکار که منافع دموکراتيک و ملي را مورد توجه قرار دهد، وجود داشته باشد. هيچ کدام از اين دو موجود نيست. نيروهاي سرنگوني طلب هنوز از هم طلبکارند، و نيروهاي راديکال مقتدر هم فعلا ناتوان (بمعني اعم کلمه). بدين خاطر، اپوزيسيون در جايگاه ديکته کردن نبوده و نمي تواند آنطور که شايد و بايد است از منافع خلق دفاع کند. ب3- براي انجام يک رفراندوم، بايستي موضوع رفراندوم مشخص باشد. ظاهرا موضوع جمهوري اسلامي آري، نه است. اين خود به تنهايي يک تهديد است. هم ما و هم رژيم مي دانيم که نتيجه اين رفراندوم چه خواهد بود - نه! در عين حال هم مي دانيم که درصدکمي از مردم هنوز معتقدند که جمهوري اسلامي (بعنوان يک نظام) سيستمي است ارجح. با توجه به اين امر مرّوجين اين سيستم بايستي در آينده ايران حق ترويج داشته باشند. خلاصه آنکه اين رفراندوم براي ردبقاي کسي و سيستمي حد و مرزي قائل نيست. ب4- در هيچ کجا قيد نشده است که دست اندر کاران، شکنجه گران (پيشين و کنوني)، و مرّوجين اين نظام آدمکش از کليه حقوق شهروندي براي شرکت در اين رفراندوم، تا انجام يک دادگاه پيگرد بين المللي، محروم خواهند بود. در هيچ کجا بيان نشده است که شرط اصلي تن دادن به اين رفراندوم، تن دادن «رژيمي» ها به دادگاهي شدن است. در هيچ کجا تاکيد نشده است که پيش از ورود اپوزيسيون به اين «تقيه»، رژيم بايستي تمام زندانيان سياسي را آزاد کند. خلاصه آنکه در هيچ جايي، پيشنهاد کننده از موضع بالا برخورد نکرده است. بازي سياسي کردن و تعين اين واقعيت که رژيم دموکرات بشو نيست يک حرفي است، خواستار رفراندوم بدون قيد و شرط شدن حرف ديگري. ب5- حتي اگر بپذيريم که اين ها همه يک مانور هستند، و رژيم با ورود به اين چالش سقوط خواهد کرد؛ و بپذيريم که پس از معلوم شدن نتايج رفراندوم، تن به آن داده و کنار خواهد کشيد (سيري در عالم رويا)، در اين مدت که رفراندوم انجام مي گيرد چه کسي حاکم است؟ اگر همين جنابان سرخ و خاکستري پوش، پس مقبوليت رژيم را در يک مرحله از مبارزه پذيرفته ايم؛ و گرنه، در کجا صحبت از شوراي هماهنگ کننده دوره انتقال شده است؟ يک مساله به نظر من قابل اهميت است. درک اين واقعيت که بين موقعيت ايران و مثلا آفريقاي جنوبي تفاوت فاحشي وجود دارد – چه از لحاظ مديريت صحنه و چه از لحاظ تاريخ و نحوه مبارزه. ايران نمي تواند کپي بردار آفريقاي جنوبي شود. ما در شرايط استثماري، بين المللي و يا نظامي اي نيستيم که آنها بودند. اپوزيسيون ما حتي نمي تواند در خارج از کشور يک جبهه متحد سرنگوني خواه تشکيل داده و گرد يک برنامه ي واحد و حد اقل، خواست هاي خود را عرضه کند. آفريقاي جنوبي در چند صد کيلومتري اسرائيل نبود، و به نيروهاي مخالف اسرائيل اشغالگر کمک مالي و لجستيکي نمي کرد. رييس جمهور آمريکا هم اين حضرت عالي نبود. ب6- شايد گفته شود که اين مانور سياسي، با دانش بر اين امر است که رژيم بقاي خود را به خطر نخواهد انداخت، و مطرح کردن رفراندوم فقط براي تشديد فشار سياسي و بين المللي است؛ تا رژيم با رد رفراندوم، به مسايل ديگر تن داده و نيروهاي بريده از رژيم بتوانند راحت تر فعال شوند و زمينه قيام زودتر مهيا شود. متاسفانه اين نيز يک روياست. نه نيروهاي بريده از رژيم انسجام فکري و تشکيلاتي لازم را دارند، و نه آن دموکراسي اي که آنها مي طلبند مورد پسند است. بهترين شکل شان را مي توان در تفکر شيرين عبادي جست. نتيجه آنکه در اين ذهنيت سازي ها حيات رژيم تداوم يافته و مردم، پس از رهايي از گيجي منتج از اين تاکتيک، به عقل سليم نيروهاي راديکال شک خواهند کرد. 3- در اين که مجاهدين و شوراي ملي مقاومت خيلي وقت قبل پيشنهاد رفراندوم داده اند شکي نيست- در همان زمان نگارنده مقاله اي تحت عنوان « تضمين ضروري» نوشت که در نبرد خلق منتشر شد. آنچه را که از خاطر برده ايم نقش مردم است. کارگران در حال اعتصاب هستند، اما نه تنها نيروهاي راديکال رهبري آن را به عهده ندارند بلکه با رهبران در صحنه ي اين اعتصابات هم عملا در رابطه نيستند – به اين نشانه که هيچ کدام از اين اعتصابات بنا به برنامه هاي تدوين شده اپوزيسيون شکل نمي گيرد. 4- در عرض يکسال اخير هنوز اپوزيسيون يک جمع بندي از موقعيت و شرايط موجود نداده است. نيروهاي (چپ) مستقر در اروپاهنوز نقش خود در شرايط حاضر را روشن نکرده اند. مجاهدين خلق پس از پذيرش آتش بس اعلام نکرده اند که استراتژي جديدشان چيست. نيروهاي منسجم کُرد هنوز نگفته اند که موضع شان در قبال همسايه شدن با آمريکا چيست (البته اکثرا به شيرين عبادي تبريک گفتند چرا که نمي خواستند رژيم وي را بالا بکشد – و پاسخ وي به اين تاکتيک را در مجلس ديديم)؟ خلاصه آنکه رژيم دليلي نمي بيند که تن به اين رفراندوم و يا هر مانور ديگري بدهد. جايش گرم است، مخالفين اش متحد و منسجم نيستند، و استراتژي مبارزه در حال نوسان است. با توجه به نکات فوق الذکر، آيا نبايستي به استراتژي اي پايبند بود که نقش مردم و نيروي راديکال تضمين شده است؟ آيا براي سرنگوني (و نه رفورم رژيم) راهي بجز تلفيق مبارزه اجتماعي و مسلحانه وجود دارد؟ آيا يک چريک مجاهد و يا فدايي (که اين روز ها کمياب شده است) با استقلال عمل بالا، بدون تن دادن به زد و بند هاي ديپلماتيک، نخواهد توانست در نقش سپر حفاظتي از اعتصابيون کارگر و دانشجو، رژيم را مستاصل کند؟ آيا في الواقع از اين وحشت داريم که رژيم هار بشود؛ يعني اينکه الان نيست؟ مگر صداي پدر باطبي را نشنيديم؟ مگر صد ها هزار پيش از او همين جملات را ادا نکرده اند؟ برخي مي گويند که اين مردم مسخ شده اند؛ نه! ما- اپوزيسيون هستيم که مسخ شده و گير کرده ايم که بالاخره چه بايد بکنيم. تعجب من از نيروهايي که عمري مجيزخوان اين رژيم هستند نيست، تعجب از آنهاست که همسر و کودک و مادر و پدر فدا کرده اند! تعجب از بي عملان نيست، تعجب از آنهايي است که بي عملي و گيجي ايدئولوژيک برايشان بي معنا بوده است. من بعنوان يک عضو از خلق ستم کشيده از اپوزيسيون راديکال انتظار دارم که بر طبل ذهنيت گرايي نکوبند. مردم در اين برهه از تاريخ به رهنمود احتياج دارند و نه اميد واهي. نبايستي بخاطر دستاوردهاي زودگذر سياسي به مردم اين ذهنيت را داد که اين رژيم ممکن است تن به رفراندوم بدهد. و اگر ندهد ممکن است که نيروهاي خودي در داخل جري تر شوند. و اگر نشدند، ممکن است که آمريکا و اروپا با رژيم قهر کرده و از ما پشتيباني کنند. و اگر هيچ کدام نشد، ممکن است که راه ديگري پيدا شود. بايد گفت که اين رژيم ممکن نيست تن به سازش بدهد؛ و بايد به زيرش کشاند! بزبان خوش يا با زور و اسلحه! با تشکر علي ناظر – 1 دسامبر 2003







[Posted comments0]

No press releases currently available



Iran's Crises  1998 - 2007   ©