Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Sunday 7 August 2022
HOME
NEWS
ANALYSIS
INTERVIEW
POLITICS
SOCIAL
STATEMENTS
ECONOMY
SEARCH

������ ��������


شرط لازم و کافی
[ علی ناظر]
[Source: سایت بحران]


علی ناظر - 31 فروردین 1388
پیرامون موقعیت جاری ساکنان اشرف، غیرایرانی ها خیلی موضع گرفته اند، و سایت مجاهدین هم خیلی از آن موضعگیریها را انعکاس داده است. بی شک این موضعگیری ها لازم هستند و بی شک مجاهدین از آنها در پروسه دیپلماسی استفاده می کنند، اما کافی نیستند. آنچه که موقعیت ساکنان اشرف را از شکنندگی و «فاجعه انسانی» رها می کند، و دشمن از آن بسیار هراس دارد، برخوردها، ابراز نگرانی ها، موضعگیریها، و دخالت شخصیتها و نهادهای سیاسی و حقوق بشری ایرانی مستقل است. تکرار می کنم، ایرانی مستقل، است؛ چرا که هواداران مجاهدین به هرحال هواداری می کنند.
دشمن از آمریکا و اروپا و نوری المالکی و این وکیل عراقی و آن نماینده و لُرد انگلیسی آنقدر هراس ندارد که از موضعگیری ایرانی ها، تکرار می کنم، ایرانی ها، می ترسد. همین که دوتا غیر مجاهد اعلام حمایت (حتی نیم بند) می کنند رنگ رژیم می پرد، دست و پای خود را گم می کند، زرد می کند. جمهوری اسلامی، فاشیست ها، مستبدین، خود محوران از هم صدایی می ترسند. تکرار می کنم، از همصدایی می ترسند.
بی شک، آنکس که از مجاهدین نیست، حتما با مجاهدین زاویه دارد. آنکس که از مجاهدین نیست، حتما خیلی از مواضع مجاهدین را غلط می داند. آنکس که از مجاهدین نیست، حتما رهبری مجاهدین را قبول ندارد. آنکس که از مجاهدین نیست، حتما ایدئولوژی مجاهدین را قبول ندارد. و در اینجاست که جمهوری اسلامی از پشتیبانی غیر مجاهدین تنش می لرزد و رنگش می پرد. به عکس العمل تدافعی دست می زند. سعی می کند از نقاط تفرقه کسانی که پشتیبانی کرده اند بهره جسته و آب را گل آلود کند. دقیقا به همین خاطر است که مجاهدین (از جمله هواداران آنها) باید از تک تک پیامهای پشتیبانی، استقبال کنند - حتی آنهایی را که به مجاهدین و رهبری مجاهدین انتقاد دارند، ولی در عین حال حقوق قانونی ساکنان اشرف را به رسمیت می شناسند.
مسعود رجوی در «اصولی کیست؟» می گوید «نمی خواهم "منافع امپریالیسم و ارتجاع" را بهانه قرار داده و هرگونه انتقاد از شورا یا مجاهدین را مردود بشمارم» (ص21، سال 1361)، و یا در «در باره گسترش شورا...» می گوید «شرط عضویت و گردهمایی در شورا "انقلابی" بودن به معنی دقیق و فنی کلمه نبوده و نیست» (ص28، سال 1372)، و یا «ما آنهایی را می خواهیم که روی اصل آزادی، اصل استقلال و اصل حاکمیت مردمی ایستاده اند» (ص34، سال 1372). در این منابع، و یا هیچ جای دیگری رهبران مجاهدین شرط لازم و کافی را حمایت از رهبری، پذیرش اخلاق و منش رهبری و مجاهدین، و یا عدم انتقاد از رهبری و مجاهدین تعیین نکرده اند.
امید من این است که از سوی رهبران و شخصیتهای سیاسی، و هنرمندان و اندیشه ورزان ایرانی و مستقل (با حفظ و یا حتی بیان انتقادات خود) موضعگیری های بیشتری گرفته شود تا هرچه بیشتر لرزه بر بدنه جمهوری اسلامی بیفتد. مهم این نیست که بیان کنندگان این پیامها چقدر با مجاهدین همسویی و همخونی دارند (مگر شیوخ عراقی و یا نمایندگان مجلس عراقی با مجاهدین همخونی و همسویی کامل دارند؟)، مهم این است که جمهوری اسلامی بداند که ما اینطرف (با مردم) هستیم، و رژیم آنطرف (ضد خلق). باید موقعیت جاری ساکنان اشرف را بهانه قرار داده و تو دهنی محکمی به رژیم زد، و در همان زمان پُل های شکسته (در جبهه وسیع خلق) را بازسازی کرد.
برای نمونه فقط به چند موضعگیری (خارج از طیف مجاهدین) اشاره می کنم:
همنشین بهار (مسئلهِ مجاهدین به «غیرمجاهدین» هم مربوط است) « اما کسانی که رژیم جهل و استبداد را نشانه می‌‌گیرند، با وجود مرزبندی با مجاهدین، نگران بازی‌های روزگارند و می‌خواهند آنان مرغ عزا و عروسی باشند. از دید دسته دوّم، مجاهدین (که البته گل بی عیب نبوده و نیستند، مصوّنیتِ اظهارِنظر را پاس نمی‌دارند و در برخورد با مخالفین‌شان آزمایش خوبی نداده اند) ـ نه غریبه و اجنبی، فرزندان فداکار مردم ایران‌اند.»
حمید تقوایی (رویای دیروز و کابوس امروز مجاهد!)، «حزب ما یکبار دیگر تاکید میکند که نباید اجازه داد با مجاهدین همچون اسیران جنگی معامله کنند. اعضای سازمان مجاهدین باید بعنوان اپوزیسیون جمهوری اسلامی از طرف سازمان ملل و دولتهای پناهنده پذیر پذیرفته شوند و به هر کشوری که مایلند منتقل شوند. این قبل از هر چیز یک امر انسانی است و ما همه نیروهای اپوزیسیون را به تلاش در این راه فرا میخوانیم. امروز طرف خطاب این فراخوان ما، بیش از هر نیروی سیاسی دیگر، خود سازمان مجاهدین است.»
حزب کمونیست کارگری – حکمتیست (دولت عراق و سازمان ملل مسئول جان پناهندگان اردوگاه اشرف هستند): « ما دفاع از جان و زندگي و حرمت و حقوق انساني اين افراد را وظیفه خود وهر جریان مسئول و مدافع حقوق انسان ميدانيم. صرف نظر از اينکه اين افراد براي تحقق چه سياستي در عراق مستقر بودند، صرف نظر از اينکه اين افراد چه رابطه دور و يا نزديکي با سازمان مجاهدين دارند، بايد به عنوان انسان حقوقشان به رسميت شناخته شود.اين انسانها حق دارند فورا به يک کشور امن منتقل و تا گرفتن حقوق پناهندگيشان از امکانات زندگي مکفي برخوردار باشند. دولت عراق و سازمان ملل مسئول مستقيم جان و سرنوشت اين انسانها هستند.»
بهرام رحمانی (تهدید مجاهدین خلق مستقر در عراق ادامه دارد!) «اظهارات مالکی و هم چنین الربعی، مبنی بر این که مجاهدین یا این که به ایران بازگردند و یا به کشور دیگری بروند، بسیار نادرست و غیرواقعی است. اولا، مجاهدین نمی توانند به ایران بروند. زیرا تاکنون هزاران نفر به دلیل عضویت در سازمان مجاهدین و یا هواداری از آن، همانند اعضا و هواداران احزاب و سازمان های چپ سرنگونی طلب، اعدام شده اند. بنابراین، رفتن مجاهدین به ایران، به معنی رفتن داوطلبانه آن ها به زندان و شکنجه و اعدام است. دوما، مجاهدین نمی توانند به کشورهای دیگر بروند. چرا که با توجه به توازن قوای بین المللی و عدم تفاوت حتا دولت های پناهنده پذیر عزب نیز نسبت به قوانین کنوانسیون ژنو در پذیرش پناهندگان، مجاهدین قادر نیستند به کشورهای دیگر بروند. مگر این که نخست کمیساریای سازمان ملل در امور پناهندگان و هم چنین نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر، جا به جایی این نیروی دو سه هزار نفره را رسما به عهده بگیرند و سپس دولتی هم حاضر شود تا آن ها را بپذیرد. آن وقت انتقال مجاهدین خلق از عراق به یک کشور امن امکان پذیر خواهد شد. و یا این که متاسفانه شرایطی فراهم شود تا دولت عراق، بدون توجه به قوانین و عکس العملل افکار عمومی بین المللی بر سر مجاهدین با حکومت ایران از سر معامله درآید. در هر صورت، هر اتفاقی ناگواری در عراق برای مجاهدین روی دهد مسئولیت مستقیم آن با دولت عراق و آمریکاست. »
کورش عرفانی (تهاجم دولت عراق به مجاهدین تهاجم رژیم به اپوزیسیون است) « هشیاری همه ی ما ایرانیان مخالف رژیم لازم می نماید. در ورای وظیفه ی انسانی و اخلاقی هریک از ما، در دفاع از جان ساکنان اشرف، که از سرسخت ترین دشمنان رژیم ضد مردمی کنونی هستند، هشیاری سیاسی ایجاب می کند که در جهت تسریع و تحقق تغییر رژیم اجازه ندهیم جمهوری اسلامی بتواند عواملی را که برای او دردسر، فشار و محدودیت به وجود می آورند خنثی سازد. دفاع ازموقعیت مجاهدین، امروز، ضامن بقا و موفقیت فردای اپوزیسیون در کلیت خود می باشد.»
ناصر کاخساز (آیا حقوق بشر در مورد مجاهدین نیز معتبر است؟) «مخالفت خطی و ساده و دفاع یکسویه، از هر کسی ساخته است. روشنفکران اما باید از برخوردهای ساده و خطی بپرهیزند تا بتوانند، مثلا، نسبت به خبر امکان تحویل مجاهدین پایگاه اشرف به دولت اسلامی واکنش شایسته نشان دهند.»
ایرج مصداقی (انتفام‌جویی نظام «عدل اسلامی» از خانواده‌ها (بخش اول)) « جنایتکارانی که دستشان تا مرفق به خون مردم ایران آغشته است به مدد عوامل‌شان در انجمن «نجات» و «سحر» تبلیغات گسترده‌ای را در داخل و خارج از کشور به راه انداخته‌اند که گویا در صدد پیوند اعضای مجاهدین با خانواده‌هایشان هستند. در سال‌های گذشته جنایتکاران، بسیاری از خانواده‌‌ها را به وزارت اطلاعات فراخوانده و با تهدید و تطمیع از آن‌ها خواسته‌اند تا همراه با کاروان‌های اعزامی وزارت اطلاعات به عراق و «اشرف» رفته و خواهان بازگشت فرزندانشان به دامان رژیم شوند. البته اعمال فشار روی خانواده و تبدیل آن‌ها به اهرم فشار روی زندانیان و یا فعالان سیاسی، سیاست جدیدی نیست و از همان‌ سال
۶۰ از سوی رژیم پیگیری می‌شد و آن‌جایی که تیغ‌شان می‌برید از انجام هیچ رذالتی کوتاهی نمی‌کردند. از اعمال فشار روی همسر زندانی برای تقاضای طلاق گرفته تا ممنوعیت ملاقات زندانی با خانواده‌اش برای مدت‌های طولانی. اما با توجه به شرایط به وجود آمده در عراق، این سیاست ابعاد وسیع‌تری به خود گرفته است. استیصال خانواده‌های دردمندی را که گاه اسیر توطئه‌های رژیم ضد بشری می‌شوند درک می‌کنم. اضطراب و نگرانی‌ آن‌ها نسبت به سرنوشت عزیزانشان را می‌فهمم. عدم ایجاد تسهیلات لازم برای ارتباط منطقی خانواده‌ها با رزمندگان مجاهد در طول سالیان گذشته را تأیید نمی‌کنم. قطع ارتباط فرد با خانواده تحت هیچ شرایطی با هیچ دلیل و بهانه‌ و توجیهی قابل پذیرش نیست. اما قبل از هر چیز سوءاستفاده رژیم ضد بشری و تبلیغات عوام‌فریبانه و رذیلانه‌ی آن را بایستی محکوم کرد و به طرد و افشای آن پرداخت.»
علی ناظر(ما این طرف، رژیم آنطرف) « من نمی دانم که اگر مخالفان مجاهدین از حقوق مجاهدین دفاع کنند، برخوردمجاهدین، پس از اینکه خطر از سرشان گذشت چون گذشته خواهد بود یا نه؛ اما می دانم که دفاع از حقوق مجاهدین نه بخاطر اخلاق و منش و گفتار آنها در گذشته و یا آینده، بلکه بخاطر دفاع از «حق دفاع از خود» و «حقوق انسانی» مجاهدین است»
بیژن نیابتی (مرواریدی دیگر ، یک رویارویی پرشگون) « دولت عراق در تمامیت خود و نه فقط با امریه های امثال موفق الربیعی تحت امر رژيم ولایت فقیه ، می بایستی ابتدا تمامی قوانین و قراردادهای بین المللی را که تا کنون امضا کرده و خود را بدانها متعهد دانسته است ، به زیر پا بگذارد ، مارک وابستگی به رژيم ایران را که خود فعلا منکر آن است ، بدست خود بر پیشانیش مهر کند و نهایتا در پیش چشمان نیروهای آمریکایی مستقر در اشرف، در زیر چشم سازمانهای جهانی و ارتش رسانه ای بسیج شده توسط مجاهدین و برغم شبکه عریض و طویل ارتباطات گسترده آنان با جامعه عراق و نیروهای سیاسی و تشکیلات مدنی ، حمام خون راه بیندازد . راه دیگری موجود نیست !»
اسماعیل وفا یغمایی (اپوزیسیونها، دموکراسی و مساله اشرف) «اگر فی الواقع بخواهیم دموکراسی را نه به عنوان یک «لغت بی معنا» چون «زنگوله» ای به سر گیس وچارقد یا بند تنبان خود آویزان کنیم ،بلکه در صدد باشیم که معنای آنرا بفهمیم و بدانیم و عوارض آن! را تحمل کنیم باید بدانیم که از جمله نشانهای دموکرات بودن و به دموکراسی پای بند بودن این است که: باید از حقوق انسانی مخالفان خود و کسانی که با آنها مخالفیم و بالاتر از مخالف بودن با آنها تضادهای جدی داریم باید «بخصوص» در مقابل «جانور خونخواری چون پوزیسیون در حاکمیت جمهوری اسلامی» دفاع کنیم.»
سایتهای غیروابسته هم اخیرا فراخوانی که در حمایت از ساکنان اشرف بوده است را منتشر کرده اند؛ از جمله سایت گزارشگران، روشنگری، پژواک و تعدادی وبلاگ مستقل دیگر.

به نظر من، برای عقب نشاندن جمهوری اسلامی، باید همه با هم، همصدا شده و بجای پرداختن به نکات بسیار بارز، از جمله اختلافات موجود سیاسی و ایدئولوژیک، به اصل مطلب یعنی دفاع از حقوق انسانی ساکنان اشرف بپردازند. باید دفاع احزاب و شخصیتهای سیاسی و ادبی مستقل از مجاهدین را بسیار ارزشمندتر از حمایت ایاد جماالدین و یا فلان عراقی دیگری که می گویند مجاهدین را باید به عنوان «وجه المصالحه» در برابر جمهوری اسلامی استفاده کرد، دانست.
فراموش نکنیم که فقط جمهوری اسلامی «دشمن» است. دشمن از هر حمایتی که «ایرانی ها» از مجاهدین بکنند گزیده می شود. باور ندارید سایتهای وابسته به وزارت اطلاعات را نگاه کنید، تا درجه گزیده گی جمهوری اسلامی مشخص تر شود.
علی ناظر – 31 فروردین 1388





[Posted comments]

No press releases currently available



Iran's Crises  1998 - 2007   ©