Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Saturday 18 November 2017
جستجو
اقتصادی
مواضع و بیانیه
اجتماعی
سیاسی و نظامی
گفتگو - شنیداری/دیداری/ن.شتاری
برداشت و تحلیل
خبر و گزارش
صفحه نخست

سیاسی و نظامی

* «خیانت سکوت» - بخش 1-3  علی ناظر

* تغییر ماهیت جنگ طلبی  علی ناظر

* طرفداران حمله نظامی به ایران، به وضعیت عراق توجه کنند!  بهرام رحماني

* A Report Prepared by the Federal Research Division- an overview of Iran’s Ministry of Intelligence and Security  آ آ

* ماجرای تقلب در رای اعتماد به موسوی در سال 1364  رجانیوز

* ارزیابی استراتژیک جریان انحرافی؛ آفت‌های ساختمان پاستور!  برهان

* آمريكا مهره سوخته خود را از بازي خارج كرد  جمهوری اسلامی

* نقش مهره‌هاي سوخته در مصر جديد  جمهوری اسلامی

* مرگ بن لادن و تغيير در سياست امنيتي آمريكا  ایرنا

* جزييات كشته شدن اسامه بن لادن  ایرنا



نقش مهره‌هاي سوخته در مصر جديد
[ جمهوری اسلامی]
[منبع: جمهوری اسلامی، 13 اردیبهشت 1390]


بسم‌الله الرحمن الرحيم
عمروموسي، دبيركل اتحاديه عرب كه اشتهاي سيري ناپذيري از خود براي احراز پست رياست جمهوري مصر نشان مي‌دهد، اعلام كرده است: مصر جديد به طرح صلح عربي پايبند است و هرگز توافقنامه كمپ ديويد را تا زماني كه طرف ديگر به آن متعهد است، لغو نخواهد كرد.
وي كه با روزنامه "الشرق" چاپ قطر مصاحبه مي‌كرد، افزود: فروپاشي نظام مصر درسي بزرگ براي تمامي كساني است كه تلاش مي‌كنند ملت را سركوب كنند و مردم را به زانو در آورند تا به اهدافشان برسند. اگرچه وي سعي دارد درسهاي حاصل از قيام مردم مصر را به ديگران بياموزد ولي جاي تعجب است كه چرا هنوز خودش از اين قيام پرخروش مردم بزرگ مصر، نكته‌اي را نياموخته است درحالي كه ملت مصر، بزرگترين درسها را به مزدوران ديروز و امروز رژيم قاهره آموخت و با صراحت تمام اعلام كرد كه به آنها "اعتماد" ندارد.
اين مسئله تنها شامل "احمد شفيق" نخست‌وزير دست نشانده مبارك و اعضاي كابينه تحميلي مبارك نمي‌شود بلكه در واقع طيف وسيع عناصري كه در فهرست كارگزاران رژيم مبارك و عاملان تحكيم سلطه جهنمي آمريكا و صهيونيسم در مصر بوده اند، قاعدتاً براي مردم مصر "قابل اعتماد" محسوب نمي‌شوند. از اين ديدگاه، تكليف "عمروموسي" هم روشن است. چرا كه وي وزير خارجه رژيم مبارك بوده و تا اين اواخر نيز با مشاوره‌هايش در خدمت رژيم كمپ ديويدي قرار داشت و هنوز هم از موضع دبيركل اتحاديه عرب درصدد تحكيم مواضع صهيونيستها و تأمين اهداف مشترك آمريكا و اسرائيل است. اين براي نخستين بار نيست كه "عمروموسي" در اين زمينه سخن مي‌گويد و هر بار، قدري واضح‌تر و صريح‌تر از گذشته، مواضع خود را در اين مقوله بيان مي‌كند.
طبعاً بايد از "عمروموسي" پرسيد كه وي در مقام بيان اين مطالب از جانب چه كسي سخن مي‌گويد؟ از جانب اتحاديه عرب و در واقع از جانب تمامي اعراب؟ يا از جانب ملت بزرگ مصر؟ يا از جانب خودش و صرفاً ديدگاه شخصي خود را اظهار مي‌كند؟ اولاً هيچگونه گزارشي دال بر تشكيل اجلاسي از اعراب و تفويض اختيارات به "عمروموسي" براي اعلام چنين موضعي منتشر نشده است. بعلاوه، اعراب كه نمي‌توانند از جانب ملت مصر تصميم بگيرند و به جاي يك ملت بزرگ، بايدها و نبايدها را بيان نمايند و خط مشي دولت آينده را تعيين كنند. اما اگر "عمروموسي" مدعي است كه از جانب ملت مصر چنين موضعي را اعلام كرده، قطعاً سخني به گزاف گفته است. چرا كه در ماه‌هاي اخير كمترين گرايشي از سوي مردم انقلابي مصر در جهت اعلام يا تثبيت چنين موضعي، منعكس نشده است. اين بدان معني است كه آنچه عمروموسي بيان داشته، قطعاً موضع شخصي وي بوده است. اما سؤال اصلي اينست كه اهداف و انگيزه‌هاي او براي اتخاذ چنين موضع و ديدگاهي چيست و چه مي‌تواند باشد؟ چرا "عمروموسي" اصرار دارد كه خود را به عنوان استراتژيست و "سخنگوي انقلاب مصر"، جا بزند و چنين وانمود سازد كه گويا از جانب مردم مصر، آنهم "مصر جديد" سخن مي‌گويد؟
در واقع همه چيز به غافلگير شدن آمريكا و صهيونيستها در پرتو تحولات پرشتاب منطقه و بويژه سقوط رژيم مبارك باز مي‌گردد كه امكان هرگونه تحركي براي يافتن يك جايگزين مناسب و مطابق ميل آمريكا و اسرائيل را از آنها سلب كرده است. به مصلحت آمريكا و صهيونيستها بود كه مبارك در قدرت بماند. حتي درصورت سقوط وي، "ابتكار عمل" در دستان ژنرال "عمر سليمان" رئيس سابق سازمان امنيت مصر كه بعداً معاون مبارك و در واقع جانشين وي شد، باقي بماند. لكن حتي "احمد شفيق" نخست‌وزير دست نشانده مبارك هم نتوانست موقعيت خود را حفظ كند و اوضاع مطابق ميل صهيونيستها به پيش نرفت. مروري بر اين تحولات نشان مي‌دهد كه يافتن جانشين مورد نظر آمريكا و صهيونيستها و مهمتر از آن، جا انداختن وي، كار ساده‌اي نيست و مي‌تواند با "ريسك" همراه باشد. دقيقاً به همين دليل است كه تمايلات عناصري همچون "عمروموسي" و "محمد البرادعي" براي كسب قدرت و حتي خوشرقصي آنها هم در مقطع كنوني به وضوح قابل مشاهده است. در واقع "عمروموسي" با اين اظهارات خود، قصد خودنمائي و فرستادن علامت به واشنگتن و تل‌آويو دارد كه نشان دهد او همان كسي است كه آنها به دنبالش هستند و مي‌تواند قرارداد ننگين كمپ ديويد را احياء و تثبيت كند. علاوه بر اين، اظهارات "عمروموسي" در حكم "تست كردن جامعه مصر" و ارزيابي حساسيت مردم نيز هست. اما چرا واكنش چندان محسوسي در جامعه مصر در اين زمينه به چشم نمي‌آيد، حال آنكه مي‌دانيم جامعه مصر و پرچمداران انقلاب اخير، كوچكترين تمايلي به سمت و سوي صهيونيستها ندارند؟ پاسخ كاملا، روشن است. انقلابيون با انفجار خط لوله انتقال گاز مصر به اسرائيل جهت گيري خود را به وضوح نشان داده‌اند، لكن با اينحال شايد ترجيح مي‌دهند با سكوت در برخي مقولات، به "بازيگران همه فن حريف"، ميدان بدهند تا تمامي تمايلات و اهداف و نيات خود را بي‌پروا بيان كنند كه فردا جائي براي كتمان و تكذيب و عقبگرد باقي نماند.
از اين ديدگاه، "عمروموسي" را بايد از هم اكنون يك "مهره سوخته" در صحنه سياسي "مصر جديد" تلقي كرد كه در اولين فرصتهاي به دست آمده، كاملاً ماهيت وابسته خود را برملا كرده و ديگر حرف تازه‌اي براي گفتن باقي نگذاشته است. پرچمداران مصر جديد بايد كساني باشند كه با قيام حق طلبانه در مصر،‌ همخواني و سنخيت داشته باشند. اگر قرار بود سقوط مبارك به حاكميت مزدورانش و روي كار آمدن اذنابش منجر شود، چه توجيهي براي اين قيام و اهداي آنهمه خون‌هاي پاك وجود داشت؟ اگر قرار بود روند خفت بار گذشته و اسارت در چنگال صهيونيسم با حفظ قرارداد ننگين "كمپ ديويد" استمرار يابد، رمز و راز خون دل خوردن‌هاي ملت بزرگ مصر، مطلقاً قابل درك نبود. پيشتازان جبهه جهاد و شهادت در مصر، چهره‌هاي موجهي همچون ستوان شهيد "خالد الاسلامبولي" و همفكرانش بودند و هستند كه براي باز گرداندن مجدد عظمت از دست رفته از جان و همه چيز خود گذشتند، نه مهره‌هاي سوخته‌اي كه هنوز هم براي صهيونيست‌هاي اشغالگر، دست تكان مي‌دهند و خواستار احياي قرارداد ننگين كمپ ديويد هستند كه متضمن استمرار سياست "تحقير مصر" است، سياستي كه ملت بزرگ مصر عليه آن قيام كرد.







[Posted comments0]

No press releases currently available



Iran's Crises  1998 - 2007   ©