Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Saturday 16 December 2017
جستجو
اقتصادی
مواضع و بیانیه
اجتماعی
سیاسی و نظامی
گفتگو - شنیداری/دیداری/ن.شتاری
برداشت و تحلیل
خبر و گزارش
صفحه نخست

علی ناظر

* گامی دیگر به سوی راست میانه  علی ناظر

* اعتصاب غذا و گفتگویی دوستانه  علی ناظر

* تعهد 92  علی ناظر

* مارگزیده  علی ناظر

* ارسال ترجمه متن « مردم آزاده جهان - فراخوان برای آزادسازی گروگانها»  علی ناظر

* رنگ شکست استراتژیک رژیم  علی ناظر

* استراتژی کلان و انتظار معجزه از مجاهدین  علی ناظر

* مدیریت محترم سایت پژواک  علی ناظر

* نبردی نابرابر  علی ناظر

* از چه می ترسند؟  علی ناظر

* ما همان جمع پراکنده   علی ناظر

* در ایران فردا  علی ناظر

* دیدگاه دوباره هک شد  علی ناظر

* صفحاتی از زهر و پاد زهر - اسلام سیاسی (4)  علی ناظر

* از کاوه چه خبر؟  علی ناظر

* صفحاتی از زهر و پاد زهر - اسلام سیاسی (3)  علی ناظر

* تلاش رذیلانه، محزون و غیر اصولی  علی ناظر

* نامه ای به خواننده  علی ناظر

* تیر هوایی در جنگ زرگری  علی ناظر

* صفحاتی از زهر و پادزهر – اسلام سیاسی (2)  علی ناظر

* صفحاتی از زهر و پادزهر – اسلام سیاسی (1)  علی ناظر

* در حاشیه «اشتباه محاسبه»– «انصاف»  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – معین عمل«بختک» (بخش پایانی)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – معین عمل «فرهنگ» (9)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – مدیریت تغییر (8)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – هزینه (7)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – ارباب بی مروت، و با مروت دنیا (6)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه - «اگر»های حاضر و غایب (5)  علی ناظر

* پس از 15 سال، از «فراکسیون اصلی» چه خبر؟  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – کاریسمای جنگ (4)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه - «ساده سازی، شبیه سازی» (3)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – تبیین، شکل و محتوا (2)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه - مفتی، مفتی (1)  علی ناظر

* فشنگ و موشک در راه خدا  علی ناظر

* انگار نه انگار  علی ناظر

* بدرود و تسلیت  علی ناظر

* سنگ خارا – بخش اول-چهارم  علی ناظر

* سنگ خارا – بخش چهارم - «اتهام»  علی ناظر

* سنگ خارا – بخش سوم - «بحران عدم اعتماد»  علی ناظر

* سنگ خارا – بخش دوم - «آسیب پذیری»  علی ناظر

* سنگ خارا – بخش اول  علی ناظر

* جبهه وسیع - بخش 1 -4  علی ناظر

* اصولی کیست؟  علی ناظر

* ناتوانی اپوزیسیون: «راه حل پيشگيرانه يا دگرديسي»  علی ناظر

* سر و ته یک کرباس  علی ناظر

* زدند و ما چیزی نگفتیم  علی ناظر

* تهاجم  علی ناظر

* پیام روشن و نهفته موشک کاتیوشا  علی ناظر

* بدهکار  علی ناظر

* آمریکا، اشرف، طرح اروپا (حاشیه 1)  علی ناظر

* آمریکا، اشرف، طرح اروپا (بخش چهارم)  علی ناظر

* آمریکا، اشرف، و طرح اروپا (پخش سوم)  علی ناظر

* آمریکا، اشرف و طرح اروپا (بخش دوم)  علی ناظر

* آمریکا، اشرف، و طرح اروپا (بخش اول)  علی ناظر

* کمر غول  علی ناظر

* خبر خوب؟  علی ناظر

* رضا پهلوی و «نافرمانی مدنی»  علی ناظر

* حرمت قلم  علی ناظر

* والسلام؟  علی ناظر

* ناجی  علی ناظر

* «عجیب» و «غریب»  علی ناظر

* ارزیابی ناقص از سی سال مبارزه  علی ناظر

* سلام گرگ بی طمع نیست  علی ناظر

* «علی ناظر، مرز سرخ تو کجاست و چیست؟»  علی ناظر

* با خودمان جدی باشیم  علی ناظر

* چند خبر و چند نکته  علی ناظر

* جدا کردن «سر» از «بدنه»  علی ناظر

* مدل چهارم  علی ناظر

* سخنی با اساتید و صاحبان کرسی  علی ناظر

* «تروریستها» - بخش چهارم  علی ناظر

* «تروریستها» - بخش سوم  علی ناظر

* «تروریستها» - بخش دوم  علی ناظر

* «تروریست»ها (بخش اول)  علی ناظر

* زنده باد آزادی، زنده باد دموکراسی  علی ناظر

* آقای رئیس جمهور اوباما  علی ناظر

* مرز سرخ  علی ناظر

* نیم درصدی، خس و خاشاک، زردک و خرس ها  علی ناظر

* رکن چهارم در جبهه خلق  علی ناظر

* معضل میز  علی ناظر

* گردهمایی 18 ژوئن  علی ناظر

* فصلی تازه  علی ناظر

* آن صدای بی صدا  علی ناظر

* پوزه بند  علی ناظر

* این «پیروزی قضایی» نیست  علی ناظر

* سینه زنهای گورکَن  علی ناظر

* یاری رسانی برای پیشگیری از تکرار «سربرنیتسا»  علی ناظر

* اگر مالکی ککی در تنبان ندارد...  علی ناظر

* اگر مالکی ککی در تنبان ندارد...  علی ناظر

* نگاهی به پیام دکتر کریم قصیم  علی ناظر

* نگاهی به پیام دکتر کریم قصیم  علی ناظر

* پاسخ صلیب سرخ
به نامه 330 «انسان» «مستقل»
  علی ناظر

* بحران انقلابي ، فروپاشي، يا سرنگوني؟  علی ناظر

* آزادي بيان در فرهنگ رب النوعي  علی ناظر

* چشم انداز و نقش رسانه ها بر مبناي يک تحليل«گام بعدي»  علی ناظر

* مذهب ستیزی یا مذهب زدایی  علی ناظر

* تشدید بحران یا کنترل بحران؟  علی ناظر

* جنگی آزادیبخش برای صلحی پایدار  علی ناظر

* نظام ايدئولوژيک - تضاد تئوري و پراتيک  علی ناظر

* یک خبر مهم، یک برخورد سرد - (آذر 87)  علی ناظر

* تعيين تکليف حقوقي مجاهدين  علی ناظر



انگار نه انگار
[ علی ناظر]
[منبع: سایت بحران]


 بی شک، اسرائیل امنیت داخلی خود را در خطر دیده که دست به این حملات علیه شهروندان غزه زده است. می دانیم که حماس از همان جنس رژیم اسلامی است، و موشک هایی که از غزه به سوی اسرائیل شلیک می شود، اهدایی رژیم اسلامی است.
می دانیم که کودکان و نوجوانان فلسطینی امروز، همان رزمندگان فردای فلسطینی خواهند شد، و اگر امروز کودک و نوجوانی در غزه کشته شود، به همین تعداد از خیل شورشیان فردا کم خواهد شد. شاید اگر اسرائیل بتواند امروز تمام جمعیت غزه را به یکباره از سر راه بردارد و جملگی را به قتل برساند-  همانطور که نازی ها خواستند نسل یهودیان را از میان بردارند، شاید (شاید) فکرش برای تمام عمر راحت شود، و دیگر حماس و الفتح و جهاد و... د رفلسطین شکل نگیرد
می دانیم که در این 5 روز، تعداد زیادی کودک به قتل رسیده اند. می دانیم که پدر و مادر این کودکان می توانند از همان جنس حماسی ها باشند، اما تعداد زیادی از مقتولین، کودک و بی دفاع هستند.
می دانیم که اگر به همین تعداد از کودکان در اسرائیل به قتل برسند دنیای میدیا و رسانه ها چنان سرو صدا و جار و جنجالی می کنند که گوش فلک کر شود.
می دانیم که خون کودکان اسرائیلی، چون زور و زر دارند، خیلی سرخ تر از خون آن کودکان در غزه است.
می دانیم که اگر حماس تضعیف شود، قدرت رژیم اسلامی کمتر می شود.
می دانیم که اگر حماس و حزب الله از صفحه تاریخ ، همانطور که احمدی نژاد می خواهد اسرائیل را از صفحه تاریخ و جغرافیا پاک کند، پاک شوند، خیلی ها در ایران هورا می کشند. خیلی ها خارج از ایران سوت می زنند.
می دانیم که مردم برای دهان کجی به خامنه ای و جنایات بی امان او، فریاد زده اند که «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران».
اینها را می دانیم. اما نمی دانیم که آن کودکان و یا آن خانواده غزه ای که تمام افرادش در زیر بمب های اسرائیلی کشته شده اند، تا به چه اندازه بر سر راه رسیدن مردم ایران به آزادی و عدالت اجتماعی سد شده بودند. نمی دانیم، و هرگز نخواهیم دانست، چرا که این کودکان کشته شده اند.
می دانیم، اینها، این قربانیان کوچولو، نه تروریست بوده اند و نه امکان داشتند بگویند با تروریسم مخالفند.
می دانیم که برای سرنگونی رژیم باید تمام ابزار سرکوب و توانمندی رژیم را از کار انداخت، از جمله حماس و حزب الله و بشار اسد و ... و اوباما و... اما به قیمت جان کودکان؟
 می دانیم که بجنگ تا بجنگیم تا زمانی معنا و مفهوم دارد که سلاح در برابر سلاح باشد. شلیک در برابر شلیک باشد. اما، هرگز نباید کودک در برابر کودک باشد.
می دانیم که اگر دشمن کودک تو را کشت، تو نمی توانی کودک او را بکشی.
می دانیم که این دیگر مبارزه، انقلابیگری و رادیکالیسم نیست.
 در «پیام اسلامی» به تبعات «بهار عربی» مفصلا اشاره  کرده ام و در اینجا از آن می گذرم. در «سنگ خارا»، به نفوذ تروریسم کور در لایه های اجتماع، از طریق شورش ها در «بهار عربی»، اشاره کرده ام و از آن می گذرم. اما توجه عاجل را به تاریخچه مبارزاتی تمام نیروها و سازمانهای انقلابی معطوف می کنم.
جداسازی حساب شهروندان از نیروهای سرکوبگر در تک تک گفته های پیشکسوتان برجسته شده است. مجاهد و فدایی اگر شلیک می کرد، تنها سینه دشمن مسلح را نشانه می گرفت، و تنها برای شکستن سد خفقان بوده و نه به قربانی گرفتن شهروندان عادی.
در این وانفسای جنگ و کشتار و خون و رادیکالیسم مجازی، نقش ما و رسانه ها در برجسته کردن این تفاوتها، این مرزهای باریک تر از مو، و بازگو کردن اصول در چنین پیچ های تندی دو چندان می شود.
بعنوان نمونه، اشاره ای کوتاه می کنم و می گذرم.
اگر به لیست اخبار در سایت همبستگی ملی توجه کنیم، انگار نه انگار که در آن منطقه از خاورمیانه خبری است. البته که این سایت باید اهم اخبارش پیرامون ایران و تضادهای بین جناحین رژیم باشد. اما این نکته زمانی معتبر است که همبستگی ملی از آنچه در سوریه هم می گذرد (له یا علیه) خبری گزارش نکند.
به راستی موضع در قبال حمله اسرائیل و کشتار کودکان چیست؟ می دانم که مسئولین محترم این سایت می خواهند سر به تن حماس نباشد، می دانم که در جنگ حلوا پخش نمی کنند و در کنار نیروهای مسلح حماس، آدم های عادی هم کشته می شوند، و خلاصه می دانم که در جنگ «آدم» کشته می شود، اما لزوما «انسانیت» نباید کشته شود.
ما که مدافع حقوق بشر، مدافع حقوق ملیت ها، و آشنا با کنوانسیون ژنو و امثالهم هستیم، آیا نباید به گزارش بیطرفانه از آنچه در غزه می گذرد، اقدام کنیم؟ از جنایات حماس بگوییم ولی بر جنایات اسرائیل پرده ای از ابهام نکشیم؟
مشکل من با این عدم گزارش (در این حد)، بخاطر دفاع از حماس و یا اشک ریختن برای آن کودکان فلسطینی نیست. مشکل من بر سر این است که اگر رسانه های ما از هماکنون که هنوز خبری نیست، عادت کنند که مثلا آنچه در غزه می گذرد را گزارش نکنند، عادت کنند که جنایت علیه کودکان (اسرائیلی و یا غزه ای) را نادیده بگیرند، چون با «خط سیاسی» منطبق نیست، شک نکنیم که دور نخواهد بود که بر سر کودکان در ایران بمب بریزند و ما و رسانه ها، چون علیه رژیم هستیم، و چون این بمباران ها با «خط سیاسی» ما مطابقت دارد، در قبال آن بمباران ها و جنایات هم سکوت می کنیم.
به راستی در چارچوب رسانه ای و مخصوصا رسانه انقلابی (رادیکال، سرنگونی طلب و امثال این القاب دهان پر کن)، آیا گزارش از قتل کودکان سوریه ای توسط جت های بشار اسد یک بایست است اما می بایست در قبال قتل کودکان فلسطینی سکوت کرد؟ «انگار نه انگار»؟
علی ناظر
28 آبان 1391
http://irancrises.net







[Posted comments0]

No press releases currently available



Iran's Crises  1998 - 2007   ©