Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Monday 28 November 2022
HOME
NEWS
ANALYSIS
INTERVIEW
POLITICS
SOCIAL
STATEMENTS
ECONOMY
SEARCH

�������������� ������


جامه ات شویم شپشهایت کشم
[ علی ناظر]
[Source: Iran's Crises – English (ICE)]


 

موسی به چوپان نهیب زد که:

لم یلد لم یولد او را لایق است

والد و مولود را او خالق است

 

و چوپان:

گفت ای موسی دهانم دوختی

وزپشیمانی تو جانم سوختی

جامه را بدرید و آهی کرد و تفت

سر نهاد اندر بیابان و برفت

 

و «خدا» گفت:

وحی امدی سوی موسی از خدا

بندهء ما را زما کردی جدا

تو برای وصل کردن آمدی

یا خود از بهر بریدن آمدی

...

هر کسی را سیرتی بنهاده ام

هر کسی را اصطلاحی داده ام

...

من نکردم امر تا سودی کنم

بلک تا بر بندگان جودی کنم

...

من نگردم پاک از تسبیحشان

پاک هم ایشان شوند و درفشان

ما زیان را ننگریم و قال را

ما درون را بنگریم و حال را

ناظر قلبیم اگر خاشع بود

گرچه گفت لفظ نا خاضع رود

...

آتشی از عشق در جان برفروز

سربسر فکر و عبارت را بسوز

مولوی (مثنوی چاپ 1353، دفتر دوم ابیات 1750 به بعد – برخی از ابیات در چاپ های دیگر متفاوت نوشته شده اند.)

 

ساکنین اشرف و پیش از آنها هزاران مجاهد و مبارز چپ به خون خود غلطیدند، تا بتوانیم سخن بگوییم. بتوانیم سخن را آنگونه که می توانیم و می خواهیم بگوییم. جملات خود را برای خوشایند دیگری ننویسیم، و یا حتما آنگونه بنویسم که همه فهم و همه پسند باشد.

 

تنی چند از فرزندان خلق در اشرف جان باخته اند. برخی تسلیت گفته اند، برخی به عزا نشسته اند، برخی خون گریه می کنند، و برخی آنگونه که خود می اندیشند، این جنایت را در فحوای نوشته خود، محکوم می کنند.

 

بیایید در این روزهای سنگین، بر کسانی که انشاء و سخن ما را کلمه به کلمه بازگو نمی کنند، نتازیم. بر آنها خرده نگیریم که چرا آنگونه که رسم امروز است، این جنایت را محکوم نکرده اند. بر آنها نتازیم. مرز آنها با رژیم اصل است و نه زاویه ورود آنها به این جنایت.

 

باور کنید، دهه ها پیش از اینکه بسیاری از من و تو و او در عرصه مبارزه قدم گذاشته باشیم، برخی از اینها که با انشاء و کلام خود جنایت در اشرف را محکوم می کنند، زشتی استبداد را با چشیدن تازیانه مستبد، در زندان شاه و شیخ نفی می کردند.

 

این جنایت محکوم است. باید به دیگران اجازه داد تا نفرت خود از این جنایت را آنگونه که می خواهند بیان کنند.
 
سایت دیدگاه هرکس که این جنایت را با هر جمله و با هر زاویه و با هر صغری و کبرایی، محکوم می کند، در صف خلق می داند، و خود را در جایگاهی نمی بیند که به او نصیحت کند، او را شماتت کند، و یا او را از صف خلق دور کند.
 

حدود 71 سال پیش در همین روز ها (ماه می تا ژوئن 1940)، متفقین در دانکرک پیاده شدند، و شکستی وصف ناپذیر خورده و مجبور به عقب نشینی شدند. در این عقب نشینی 338,226 سرباز انگلیسی و فرانسوی و بلژیکی بوسیله کشتی و قایق و ... به مناطق امن منتقل شدند. در این نبرد بیش از 35000 سرباز کشته، اسیر و یا مفقود شدند. چرچیل، نخست وزیر وقت که دستور این عملیات را صادر کرده بود، نجات بیش از 330 هزار سرباز را معجره خواند. وی در گزارشش به پارلمان گفت که امید او برای نجات سربازان، تنها 20 تا 30 هزار نفر بود. وی این نقشه نظامی را یک فاجعه مفتضح نامید. دلیلی که چرچیل تن به این اعتراف داد، انتقاداتی بود که از چپ و راست بر او سرازیر شده بود. انتقاداتی که در آن روز ها، و درست زمانی که اجساد سرباز انگلیسی، فرانسوی و بلژیکی در سواحل و آبهای دانکرک می پوسیدند، می توانست شالوده ها را از هم بپاشاند. چنین نشد. انتقاد پذیری در سیستمی دموکراتیک باعث شد تا چرچیل و دولت او خود را برای گامهای بعدی که به پیروزی ختم شد، هوشیارتر و سنجیده تر آماده کنند تا برای همیشه دشمن را بر زمین بزنند.

 

من با حذف و با سانسور اندیشه و مرام و عقیده شدیدا مخالفم.

مرگ بر خمینی که تخم کین و بدبینی را در ما کاشت.

مرگ بر شاه و خمینی که نگذاشتند تحمل کردن بیاموزیم.

 
موسی در انتقاد از خود: 

هیچ آدابی و ترتیبی مجو

هر چه می خواهد دل تنگت بگو

کفر تو دینست و دینت نور جان

ایمنی وز تو جهانی در امان

......

 
چوپان دیگر پشت به خدا کرده است: 

گفت ای موسی از آن بگذشته ام

من کنون در خون دل آغشته ام

...

حال من اکنون برون از گفتنست

این چه میگویم نه احوال منست

 

علی ناظر

24 فروردین 1390

 

 





[Posted comments]

No press releases currently available



Iran's Crises  1998 - 2007   ©