Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Wednesday 22 November 2017
جستجو
اقتصادی
مواضع و بیانیه
اجتماعی
سیاسی و نظامی
گفتگو - شنیداری/دیداری/ن.شتاری
برداشت و تحلیل
خبر و گزارش
صفحه نخست

اسناد

* مشکل رهبر بودن  علی ناظر

* چوب دو سر گُهی  علی ناظر

* تکفیر  علی ناظر

* وظیفه مبرم  علی ناظر

* اعتماد شرطی و عکس العملی  علی ناظر

* اقدام خیلی سیاسی  علی ناظر

* آقای کدیور مشکل شما چیست؟  علی ناظر

* بهاران خجسته باد  علی ناظر

* قزلحصار و ضرورت تعیین گزارشگر ویژه  علی ناظر

* شریک دزد و رفیق قافله  علی ناظر

* ژورنالیسم «بو»دار  علی ناظر

* پیام اسلامی  علی ناظر

* از این «من» عُق ام می گیرد  علی ناظر

* 3499  علی ناظر

* استمداد خانواده ابراهیمی برای نجات جان وحید  علی ناظر

* سخنرانی محرمانه معاون وزیر اطلاعات در مشهد، (آبان 1388)  علی ناظر

* دیدار «مثبت و خوب» ایاد علاوی و نوری مالکی  علی ناظر

* 22 میانگین سیاسی 15 و 30
بخش اول پیش زمینه
  علی ناظر



اقدام خیلی سیاسی
[ علی ناظر]
[منبع: Iran's Crises – English (ICE)]


چند روز پیش، هاوارد دین رئیس پیشین حزب دموکرات آمریکا (2004-09) در یک کنفرانس پارلمانی در لندن، به نکات شایان توجهی اشاره می کند (امروز در همبستگی ملی منتشر شد).

در این یادداشت کوتاه به این نکات می پردازم.

 

رنگین کمان (بی رنگ)

نخست یادآور می شوم که مجاهدین سالهاست که درگیر مصافی دیپلماتیک هستند تا بتوانند اسم سازمانشان را از لیست تروریستی خارج کنند. در همین راستا، گروه ها، کمیته ها، کلوب ها، و گردهمایی هایی سازماندهی شده که اعضای این نهاد ها را دیپلماتها، وکلای مجلس، سناتور ها، فرهیخته گان، و سیاستمداران (اکثرا باز نشسته و یا وابسته به حزب مخالف دولت حاکم) تشکیل می دهد. مجاهدین در طول این مصاف، به هیچ حمایتی پشت نکرده اند. حامیان خارجی از یک سو شامل راست ترین، جنگ خواه ترین، و از سوی دیگر مدافعان حقوق بشر، و یا سیاستمدارانی که اصول خود را کمتر به معرض معامله  گذاشته اند، را در بر می گیرد. از یک سو، جان بولتون و شرکاء، و از سوی دیگر مادام میتران حمایت خود را اعلام کرده اند.

این رنگین کمانی از راست و چپ، بیانگر توانمندی مجاهدین در صحنه پر مخاطره سیاست بین الملل و دیپلماسی است. در عین حال، مؤکد این باور است که آنها به مستقل بودن خود مطمئن هستند و می دانند که دمخور شدن با دیپلمات های راست و چپ، نمی تواند بر ماهیت آنها تأثیر گذاشته و آنها را از باورهای اصولی شان منحرف کند. این نکته را باید به قضاوت زمان بسپاریم. زمین بازی دیپلماسی و سیاست (گلوبال) زمینی سُر و لیز است. کمتر کسی است که وارد این زمین شده و نلغزیده باشد. آیا مجاهدین مستثنی خواهند بود یا نه، سوالی است که پاسخ بیطرفانه به آن ممکن نیست. اگر به سخنان پیشین آنها و یا نگرش پیشکسوتان و بنیانگزاران آنها دقت کنیم، نشانی از لغزش مشاهده می شود. از سوی دیگر، اگر به عملکرد آنها و اصرار آنها بر یک سری اصول بسنده کنیم، کارکرد آنان را به نحو دیگری ارزیابی خواهیم کرد. 

واقعیت این است که نام آنها در این لیست گذاشته شده است. واقعیت دیگر اینکه، ابقای نام آنها در لیست، همیشه برای خشنود کردن رژیم بوده و غرب هم هرگز تکذیب نکرده که سیاست خارجه اش بر پایه مماشات و اپیزمنت استوار بوده است. ابقای مجاهدین در این لیست توانسته به جمهوری اسلامی و جهانخواران برای مراوده، معامله، و پیشبرد اهداف دراز مدت مشترک، بهانه بدهد.

 

نگاهی کوتاه به پیش زمینه – مجاهدین یکشبه تروریست نشدند

پیش زمینه سیاست مسالمت با رژیم اسلامی به حدود 26 سال پیش بر می گردد. آقای ریچارد مورفی (مراجعه شود به نوشتار شریک دزد و رفیق قافله پیرامون فروش اسلحه به رژیم) در 2 مرداد 1364 در جلسه کمیته خارجی می گوید که «مجاهدین خلق ایران یک گروه فعال اسلامی، ضد دموکراتیک و ضد آمریکایی هستند و از تروریسم و خشونت به عنوان ابزار اصلی پیشبرد سیاستهایشان استفاده می کنند»(1). آقای مورفی دو سال بعد در 1 اردیبهشت 1366 (وقتی خط اسلحه در ازای گروگان رو به شکست می رفت) به کنگره آمریکا می گوید که «آگاهیمان در مورد این سازمان، حفره هایی دارد» و اعلام می کند که با آنها «ملاقات کرده ایم» و آنها «یک بازیگر» در صحنه سیاسی ایران هستند.  این موضعگیری، رفسنجانی را به هراس می اندازد تا به آن حد که چند روز بعد می گوید «اگر آمریکا فعالیتهای مجاهدین را محدود کند، رژیم نیز به حمایت خود از گروههای تروریست در لبنان خاتمه می دهد»(2). وزارت خارجه آمریکا در 14 مهر 1368 علت عدم گفتگو با مجاهدین را قصد آنها «برای سرنگونی قهرآمیز دولت ایران» ذکر می کند (3).

تز مسالمت، ادامه روابط تجاری با رژیم، و همسفره ای با رژیم در تاراج سرمایه ملی ایران، در دوران جمهوری خواهان و سپس در دوران کلینتون متوقف نشد.  حجم مبادلات اقتصادی رژیم و آمریکا در سال 1373، آمریکا را پس از آلمان و ژاپن قرار داد. آش آنقدر شور شده بود که واشنگتن تایمز در 7 اسفند 1373 نوشت « در حالی که وارن کریستوفر وزیر خارجه، رژیم ایران را یک "یاغی بین المللی" خوانده است، [...] و به رغم شعار ها با لحن شدید، آمریکا بدون سروصدا تبدیل به بزرگترین شریک تجاری ایران شده است»(4). در سال 1373، کمپانی های نفتی بیش از 4 میلیارد دلار از رژیم نفت خریدند، و این درحالی بود که کلینتون از «محاصره» رژیم صحبت می کرد.

در اوج اعدامها و قتل عام 1367، گری سیک در حمایت از ایجاد روابطه حسنه با رژیم، و تضمین امنیت نظام اسلامی می نویسد «انزوای مجرمان بالقوه، حتی زمانی که با یک ممنوعیت شدید بین المللی در مورد فروش تکنولوژی هسته یی ترکیب می شود، برای حل مشکل نهایی کافی نمی باشد» شایان یادآوری اینکه گری سیک دو سال پیش از این، پس از تصرف جزیره فاو توسط رژیم، در سال 65 با تکیه بر این منطق که رژیم «توانایی قابل توجهی در کنترل بحران و حفظ منافع خود در مواقعی که موجودیت نظام مورد بحث است، داراست»، طی مقاله ای ترسیم می کند که «چگونه ایران تبدیل به قدرت بزرگ منطقه می شود» (5).

چند روز پیش از اینکه وزارت خارجه آمریکا طی گزارش سالیانه خود، نام مجاهدین را به لیست اضافه کند، روزنامه کیهان در 11 آبان 1373 پته را به آب داده و از راز و تز «اپیزمنت» دولت کلینتون پرده بر می دارد «به زمان ارائه گزارش وزارتخارجه آمریکا به کنگره این کشور در باره ماهیت تروریستی گروهک رجوی فرصتی باقی نمانده»(6).

شراکت در خشنود کردن رژیم اسلامی منحصر به دموکراتها و دولت کلینتون نمی شود. سناتور مک کین (جمهوریخواه) در دیماه 1373، الحاقیه ای حاوی اتهاماتی علیه مجاهدین را در سنا مطرح می کند که مورد استقبال روزنامه جمهوری اسلامی قرار می گیرد «لحن لایحه جدید نسبت به مصوبات قبلی تغییر یافته و در آن تأکید شده است که سازمان مجاهدین خلق ایران از آغاز تأسیس خود در سال 1342 در فعالیتهای تروریستی دست داشته اند». (7).

سناتور جان کری، رئیس وقت زیر کمیته تروریسم در 2 تیر 1373 در نامه ای به یک از شهروندان ایرانی تبار می نویسد «من شما را مطمئن می سازم که این لایحه به هیچ وجه خواستار امتیاز دادن به رژیم رفسنجانی نمی شود.» (8)

اما، با تمام وجود این وعده ها و حمایت های بیشمار از سوی وکلای مجلس در اروپا، و ایرانیان ساکن آمریکا، خانم وندی شرمن دستیار وزیر در امور پارلمانی، گزارش41 صفحه ای را در 6 آبان 1373 به کمیته خارجی کنگره تحویل داد. این گزارش بر روی چند نکته تأکید داشت. از جمله اصرار مجاهدین برای سرنگونی (در مقابل استحاله و اصلاح از درون نظام)، روش سرنگونی، و این ارزیابی تهیه کننده گزارش که «آنها یک آلترناتیو مناسب برای رژیم کنونی ایران نیستند»(9).

محدود کردن حیطه فعالیت مجاهدین، به دولتهای آمریکا ختم نمی شد. 9 سال پیش از انتشار گزارش آمریکا، در 31 فروردین 1364، نیویورک تایمز نوشت «مقامهای فرانسوی گفته اند ممکن است فعالیتهای بعضی مخالفان مقیم فرانسه را محدود سازند»(10). در 17 خرداد 1365، رهبری مجاهدین فرانسه را به قصد عراق ترک کرد. طولی نکشید که ارتش آزادی بخش ملی ایران شکل گرفت.

بنا به خواست رژیم، گزارش آمریکا فعالیتهای ارتش آزادببخش را مترادف با تروریسم دانسته، و به عمد نادیده می گیرد که فعالیتهای نظامی ارتش عملا پس از عملیات فروغ جاویدان به صفر رسیده بود. سیاست اپیزمنت، در شروع اشغال عراق، با بمب باران مقر مجاهدین در مرزهای ایران، به اوج خود رسید. در این بمباران، تعدادی از اعضای ارتش به قتل رسیدند. در نتیجه، رژیم اسلامی توانست با توانی مضاعف چای پای خود در عراق را تثبیت کند، و مجاهدین در 8 سال گذشته گریبانگیر معضلی بنام حق سکونت در اشرف، بشوند.

 

تعیین تکلیف سیاسی

 

هاوارد دین با اشاره به این واقعیت که اوباما و کامرون، اگر بخواهند می توانند مالکی را تحت فشار بگذارند می گوید:

« بهتر است امروز هنگامی که اینجا را ترک میکنیم مصممتر باشیم که کاری در این مورد انجام دهیم. دولتهای ما از نخستوزیر مالکی حمایت میکنند، ما به راحتی این توان را داریم که با یک تماس تلفنی آن نیروها را از اشرف خارج کنیم، جایی که به آن تعلق ندارند. رهبران انگلستان و ایالات متحده باید این تماسها را امروز بگیرند. »

به نظر او « ایالات متحده نباید منتظر تصمیم دادگاه بشود که آنها را از لیست خارج کند، ما باید همین الان آنها را از لیست خارج کنیم.»

وی تأکید دارد که «این کار اخلاقی درستی است که باید انجام بشود. خارج کردن آنها از لیست تنها یک امر اخلاقی نیست، این مسأله روی آنچه که در اشرف اتفاق میافتد نیز تأثیر میگذارد. »

هاوارد دین اما معتقد است که « ما باید مجاهدین را از لیست خارج کنیم، این دیگر یک موضوع سیاسی نیست، این یک موضوع انسانی است و ما باید سازمان مجاهدین را از لیست خارج کرده و آنها را به خاطر آنچه که هستند یعنی دولت مشروع جمهوری ایران را به رسمیت بشناسیم. اینها چیزهایی است که ما باید انجام بدهیم و بیشتر از این نمیتوانیم در رابطه با آنها صحبت کنیم. نیروهای عراقی در اشرف هستند.»

 

در یک نکته با هاوارد دین موافقم که «این یک موضوع انسانی است»، اما برخلاف ایشان معتقد نیستم که این دیگر یک موضوع سیاسی نیست. تمام این بند بازی 26 ساله «یک موضوع سیاسی» است. و چون «سیاسی» است، راه حل آن هم باید «سیاسی» باشد. آمریکا، بر مبنای یک تز سیاسی مجاهدین را در این لیست نگاه داشته است - تز اپیزمنت. آمریکا تاکنون بر این باور بوده که مماشات با رژیم و زدن برچسب به مجاهدین، برای آمریکا کارساز خواهد بود. واقعیت این است که رژیم در پروژه هسته ای که کریستوفر از آن هراس داشت، بسیار پیشرفت کرده است. در دولت و نحوه کشورداری عراق رخنه کرده، و حال خیز برداشته که تمام منطقه را ببلعد. خلاصه اینکه تز مماشات می رود تا با شکست روبرو بشود. در سال گذشته که وزارت خارجه آمریکا بوی کباب به دماغش خورده بود و فکر می کرد که از سبز سیدی تنوری گرم می شود، در ادامه تز اپیزمنت، مجاهدین را در لیست ابقا کرد. آن هم یک تصمیم «سیاسی» بود، وگرنه ساکنین اشرف دو سال است که مورد تعرض وحشیانه قرار گرفته اند، و اگر «موضوع فقط انسانی» بود آن زمان هم «انسانی» بود، و می بایست در همان زمان از لیست حذف می شدند.

خود را گول نزنیم. برچسبی که در سال 1373 زده شده، عملی سیاسی بوده و در این 17 سال هم به همان دلایل سیاسی مجاهدین در لیست باقی مانده اند. بنابراین، اگر نام آنها باید حذف شود، باید دلیل «سیاسی» داشته باشد. این دلیل سیاسی هم بدون تغییر در خط «سیاسی» وزارتخارجه امکان پذیر نخواهد بود. فراتر اینکه، برخلاف آقای دین که معتقدند «نباید منتظر تصمیم دادگاه» شد، معتقدم که این تصمیم نه تنها باید سیاسی باشد، بلکه باید حقوقی هم باشد. دادگاه و سیستم حقوقی آمریکا باید به این حکم برسد که مجاهدین تروریست نیستند. و اگر سرعت کار مورد نظر است، دادگاه می تواند به سرعت تشکیل شده، و تصمیم خود را صریح و سریع اعلام کند.

آمریکا و البته آقای دین باید متوجه بشوند که بود یا نبود مجاهدین در لیست، از حدت و شدت خواست مردم برای سرنگونی تمامیت رژیم نمی کاهد. آنچه که می ماند یک ارزیابی «سیاسی» و کاسبکارانه است. آیا آمریکا پس از سرنگونی، به داشتن رابطه ای حسنه با مردم و کشور ایران تمایل دارد؟ اگر آری، برای چنین روزی، بهتر است که امروز حسن نیت خود را عملا نشان بدهد.

علی ناظر

17 فروردین 1390

لیست منابع

در کتاب زهر و پادزهر (در دست تهیه) منتشر شده اند

 







[Posted comments0]

No press releases currently available



Iran's Crises  1998 - 2007   ©