Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Saturday 16 December 2017
جستجو
اقتصادی
مواضع و بیانیه
اجتماعی
سیاسی و نظامی
گفتگو - شنیداری/دیداری/ن.شتاری
برداشت و تحلیل
خبر و گزارش
صفحه نخست

علی ناظر

* گامی دیگر به سوی راست میانه  علی ناظر

* اعتصاب غذا و گفتگویی دوستانه  علی ناظر

* تعهد 92  علی ناظر

* مارگزیده  علی ناظر

* ارسال ترجمه متن « مردم آزاده جهان - فراخوان برای آزادسازی گروگانها»  علی ناظر

* رنگ شکست استراتژیک رژیم  علی ناظر

* استراتژی کلان و انتظار معجزه از مجاهدین  علی ناظر

* مدیریت محترم سایت پژواک  علی ناظر

* نبردی نابرابر  علی ناظر

* از چه می ترسند؟  علی ناظر

* ما همان جمع پراکنده   علی ناظر

* در ایران فردا  علی ناظر

* دیدگاه دوباره هک شد  علی ناظر

* صفحاتی از زهر و پاد زهر - اسلام سیاسی (4)  علی ناظر

* از کاوه چه خبر؟  علی ناظر

* صفحاتی از زهر و پاد زهر - اسلام سیاسی (3)  علی ناظر

* تلاش رذیلانه، محزون و غیر اصولی  علی ناظر

* نامه ای به خواننده  علی ناظر

* تیر هوایی در جنگ زرگری  علی ناظر

* صفحاتی از زهر و پادزهر – اسلام سیاسی (2)  علی ناظر

* صفحاتی از زهر و پادزهر – اسلام سیاسی (1)  علی ناظر

* در حاشیه «اشتباه محاسبه»– «انصاف»  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – معین عمل«بختک» (بخش پایانی)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – معین عمل «فرهنگ» (9)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – مدیریت تغییر (8)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – هزینه (7)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – ارباب بی مروت، و با مروت دنیا (6)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه - «اگر»های حاضر و غایب (5)  علی ناظر

* پس از 15 سال، از «فراکسیون اصلی» چه خبر؟  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – کاریسمای جنگ (4)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه - «ساده سازی، شبیه سازی» (3)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه – تبیین، شکل و محتوا (2)  علی ناظر

* اشتباه محاسبه - مفتی، مفتی (1)  علی ناظر

* فشنگ و موشک در راه خدا  علی ناظر

* انگار نه انگار  علی ناظر

* بدرود و تسلیت  علی ناظر

* سنگ خارا – بخش اول-چهارم  علی ناظر

* سنگ خارا – بخش چهارم - «اتهام»  علی ناظر

* سنگ خارا – بخش سوم - «بحران عدم اعتماد»  علی ناظر

* سنگ خارا – بخش دوم - «آسیب پذیری»  علی ناظر

* سنگ خارا – بخش اول  علی ناظر

* جبهه وسیع - بخش 1 -4  علی ناظر

* اصولی کیست؟  علی ناظر

* ناتوانی اپوزیسیون: «راه حل پيشگيرانه يا دگرديسي»  علی ناظر

* سر و ته یک کرباس  علی ناظر

* زدند و ما چیزی نگفتیم  علی ناظر

* تهاجم  علی ناظر

* پیام روشن و نهفته موشک کاتیوشا  علی ناظر

* بدهکار  علی ناظر

* آمریکا، اشرف، طرح اروپا (حاشیه 1)  علی ناظر

* آمریکا، اشرف، طرح اروپا (بخش چهارم)  علی ناظر

* آمریکا، اشرف، و طرح اروپا (پخش سوم)  علی ناظر

* آمریکا، اشرف و طرح اروپا (بخش دوم)  علی ناظر

* آمریکا، اشرف، و طرح اروپا (بخش اول)  علی ناظر

* کمر غول  علی ناظر

* خبر خوب؟  علی ناظر

* رضا پهلوی و «نافرمانی مدنی»  علی ناظر

* حرمت قلم  علی ناظر

* والسلام؟  علی ناظر

* ناجی  علی ناظر

* «عجیب» و «غریب»  علی ناظر

* ارزیابی ناقص از سی سال مبارزه  علی ناظر

* سلام گرگ بی طمع نیست  علی ناظر

* «علی ناظر، مرز سرخ تو کجاست و چیست؟»  علی ناظر

* با خودمان جدی باشیم  علی ناظر

* چند خبر و چند نکته  علی ناظر

* جدا کردن «سر» از «بدنه»  علی ناظر

* مدل چهارم  علی ناظر

* سخنی با اساتید و صاحبان کرسی  علی ناظر

* «تروریستها» - بخش چهارم  علی ناظر

* «تروریستها» - بخش سوم  علی ناظر

* «تروریستها» - بخش دوم  علی ناظر

* «تروریست»ها (بخش اول)  علی ناظر

* زنده باد آزادی، زنده باد دموکراسی  علی ناظر

* آقای رئیس جمهور اوباما  علی ناظر

* مرز سرخ  علی ناظر

* نیم درصدی، خس و خاشاک، زردک و خرس ها  علی ناظر

* رکن چهارم در جبهه خلق  علی ناظر

* معضل میز  علی ناظر

* گردهمایی 18 ژوئن  علی ناظر

* فصلی تازه  علی ناظر

* آن صدای بی صدا  علی ناظر

* پوزه بند  علی ناظر

* این «پیروزی قضایی» نیست  علی ناظر

* سینه زنهای گورکَن  علی ناظر

* یاری رسانی برای پیشگیری از تکرار «سربرنیتسا»  علی ناظر

* اگر مالکی ککی در تنبان ندارد...  علی ناظر

* اگر مالکی ککی در تنبان ندارد...  علی ناظر

* نگاهی به پیام دکتر کریم قصیم  علی ناظر

* نگاهی به پیام دکتر کریم قصیم  علی ناظر

* پاسخ صلیب سرخ
به نامه 330 «انسان» «مستقل»
  علی ناظر

* بحران انقلابي ، فروپاشي، يا سرنگوني؟  علی ناظر

* آزادي بيان در فرهنگ رب النوعي  علی ناظر

* چشم انداز و نقش رسانه ها بر مبناي يک تحليل«گام بعدي»  علی ناظر

* مذهب ستیزی یا مذهب زدایی  علی ناظر

* تشدید بحران یا کنترل بحران؟  علی ناظر

* جنگی آزادیبخش برای صلحی پایدار  علی ناظر

* نظام ايدئولوژيک - تضاد تئوري و پراتيک  علی ناظر

* یک خبر مهم، یک برخورد سرد - (آذر 87)  علی ناظر

* تعيين تکليف حقوقي مجاهدين  علی ناظر



یک گام به جلو، دو گام به عقب
[ علی ناظر]
[منبع: Iran's Crises – English (ICE)]


 

از طولانی شدن متن پوزش می خواهم

 

پس از یورش خصمانه مردم در 25 بهمن، راست افراطی نظام اسلامی برای رهایی از سرنگونی مجبور به نوشیدن جام زهر «دوران جدید» شد. موقعیت نظام بنا به اعتراف «خواص» نظام، لحظه به لحظه وخیم تر شده و امکان فروپاشی آن ملموس تر می شود، تا به آن حد که خامنه ای در سخنان امروز (19 اسفند) مجبور به جراحی بزرگتر و حذف بخش مهمی از یاران خود شد.

 

پیش زمینه

با علنی شدن تنش های درونی نظام پس از خرداد 1388، خامنه ای وارد گود شد و در پنجم مرداد 1388 از «خواص جامعه» (رؤسای قوم) خواست همان راهی را بروند که «عمار یاسر» در تاریخ اسلام رفت. و یا به زبانی ساده تر انتقاد بکنند اما سرنگون نکنند، اعتراض بکنند اما عمود خیمه نظام را حفظ کنند. سخنان وی، به بخشی از قشریون محافظه کار بهانه تشکیل «عماریون» را داد، که مواضع خود را در جزوه «استخوان در گلو» فورموله کرده اند. عماریون خود را مطیع محض رهبر جمهوری اسلامی می‌دانند، و با تعریف خواستها و جایگاه خود، گامی فراتر گذاشته و اصولگرایان را هم به خودی ها و خواص و جریان اول و دوم و سوم (خودشان) تقسیم می کنند.  به نظر آنها «نوری همدانی، جوادی آملی، محمد یزدی، مصباح یزدی و حسن نصرالله، حمید روحانی، سردار محمدعلی جعفری، اکبر ولایتی، حیدررحیم پور ازغدی، عباس سلیمی نمین، سردار سعید قاسمی، محمدرضا سرشار، مسعود ده نمکی، محمدحسین صفارهرندی، روح الله حسینیان،  محمدجواد لاریجانی و حسین شریعتمداری» جزء خواص محسوب می‌شوند، و محمدباقر قالیباف، علی لاریجانی، احمد توکلی، حبیب‌الله عسگر اولادی، آیت‌الله مهدوی کنی، علی اکبر ناطق نوری، مرتضی نبوی، حسین طائب و سردار محمدرضا نقدی به درجه رفیع «خواص» نرسیده اند - «تندیس عمار»  به پاس «مجاهدت‌های»‌ محمدتقی مصباحی یزدی به وی اهدا می شود.

 

الله کرم، مسئول شورای هماهنگی حزب الله:

« خواص فتنه 88 را به 2 دسته خواص بی بصیرت و خواص قانون شکن تقسیم کرد وی افرادی مانند ناطق نوری، ری شهری، امامی کاشانی، علی لاریجانی، قالیباف، محسن رضایی و  ...(البته  مشایی که جزء خواص نبوده و وی پادویی بیش نیست) را خواص بی بصیرت نامید.
الله کرم افراد ذیل را خواص قانون شکن نامید و مسئولیت آنان را در فتنه 88 تبیین کرد:
1-هاشمی رفسنجانی در نقش رهبر استراتژیک فتنه که مخالفتش با احمدی نژاد چشمان او را به طراحان اصلی فتنه (آمریکا، انگلیس و اسرائیل) کور کرد.
2-خوئینی ها و محمد خاتمی در نقش رهبران حزبی (مجمع روحانیون) که در پی سکولار کردن نظام سیاسی کشورند.
3-موسوی، کروبی که رهبران اصلی فتنه اند.
الله کرم اظهار داشت افرادی مانند سروش، کدیور، مهاجرانی و ... که زمانی جزء خواص قانون شکن بودند. در حال حاضر خواص طرفدار باطل محسوب می شوند »

الله کرم  سران فتنه را متهم به « بر هم زدن نظم عمومی و به خطر افتادن امنیت ملی کشور» کرده و  خواهان محاکمه «آنها به عنوان مفسد فی الارض (آیه 33 مائده) » می شود. وی ارزیابی خود را چنین جمع می بندد:

«با بررسی ریزش نهضت آزادی و بازرگان، حزب خلق مسلمان و شریعتمداری، جبهه ملی و سنجابی و ریزش بنی صدر و منتظری [می توان] اظهار داشت؛ مجمع روحانیون و خوئینی ها، حزب اعتماد ملی و کروبی، کارگزاران و هاشمی، حزب مشارکت و خاتمی؛ به عنوان رویش جایگزین آنها شده اند.
از این رو با ریزش مجمع روحانیون و خوئینی ها، حزب اعتماد ملی و کروبی، کارگزاران و هاشمی، حزب مشارکت و خاتمی؛ در حال حاضر با رویش بیشتری از روحانیان متفکر و علامه مصباح یزدی، ائمه انقلابی جمعه و علم الهدی، هیئات مذهبی و حاج منصور ارضی، جریان عدالتخواه و احمدی نژاد، وعاظ حزب اللهی و طائب، عماریون و پناهیان؛ روبرو هستیم.»

 

تنش و مخالفت با مجمع روحانیون و کروبی تاریخچه ای طولانی تر از آنچه در خرداد 88 رخ داد، دارد.

به چند نمونه کوتاه از جنگ جناحین که به جدایی مجمع روحانیون از روحانیت مبارز، غیر فعال شدن حزب جمهوری اسلامی، انحلال مجاهدین انقلاب اسلامی، و درگیری خامنه ای و میر حسین موسوی منجر شد، توجه کنیم (منبع در کتاب زهر و پادزهر قید شده است):

(ص187) – در مهر 1365 بر اساس تقاضای آیت الله حسن راستی کاشانی خمینی با انحلال مجاهدین انقلاب موافقت می کند.

(ص188): در 11 خرداد 66 خمینی برای پیشگیری از گسترش شکاف، با تعطیل فعالیت حزب جمهوری اسلامی موافقت می کند.

(ص189) – سیاست های اقتصادی دولت (موسوی)، سیاست خارجی، و نیز مسائل داخلی، باعث تشدید اختلافات به شکل جدی تر هم در دولت و هم در شورای اسلامی بروز کرد.

(ص190): انتخابات مجلس (3 فروردین 1367) باعث تشدید اختلاف بین دو تفکر در جامعه روحانیت مبارز شد. کاندیداها مورد قبول دو جناح نبود. کروبی، و موسوی خوئینی ها در مقابل مهدوی کنی بودند و ادعا داشتند که برخی از افراد مورد نظر طرفدار سرمایه دار ها هستند. بالاخره پس از انتخابات مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت جدا شد. عمید زنجانی دلیل جدایی کروبی را بر سر اینکه محمود دعایی نتوانست رأی برای کاندیداتوری را کسب کند، می داند (ص191). خمینی بر گزینش نماینده که مدافع اسلام باشد تأکید کرد. (ص200 نقل از(کیهان 11/1/67). بدون توجه به سخن خمینی که «امروز پرخاش علیه کسانی است که به اسلام کینه ی دیرینه دارند» (ص201 به نقل از کیهان 1/1/67)، در 16 فروردین کیهان (محمد خاتمی نماینده خمینی در آن بود) با 4 تن از سران مجمع روحانیون مصاحبه کرد که در آن کروبی تأکید داشت که انشعاب با رضایت خمینی بوده است. (ص207، نقل از کیهان 28/2/67) خمینی «برای ایجاد آرامش در جامعه و هدایت سیاسی کشور می گوید: "اگر در ملتی اختلاف سلیقه نباشد این ناقص است. اگر در یک مجلس اختلاف نباشد این مجلس ناقص است. اختلاف باید اختلاف سلیقه، اختلاف رأی، مباحثه، جار و جنجال، اینها باشد». رفسنجانی رئیس مجلس و کروبی نایب شد. (رفسنجانی در 68 استعفا کرد و رئیس جمهور شد). شکاف به آن حد رسید که مهدوی کنی به دیدار خمینی رفته و مستقیما وی را متهم می کند که «ما فقه را پهلوی شما خواندیم، اصول را پهلوی شما خواندیم، اخلاقمان را از شما گرفتیم....اگر واقعا شما ما را آمریکایی می دانید.... ما را بریزید به دریاچه ساوه و در جامعه روحانیت کرکره اش را پایین بکشیم. و در آن را ببندیم. (ص 209 به نقل از خاطرات مهدوی کنی، آرشیو اسناد شماره بازیابی 11479). خمینی وقتی می گوید که چنین نگفته، مهدوی کنی می گوید وقتی انشعابیون (کروبی و...) می گویند «اینها اسلامشان آمریکایی است و شما هم اصل انشعاب را تأکید می کنید» یعنی «حرفی را که این آقایان زدند هم نفی نکردید». (ص210 نقل از خاطرات کنی ص5). خلاصه اینکه جامعه روحانیت مبارز  (مهدوی کنی، ناطق نوری، سید رضا تقوی...) بر این باور بودند که باید در «امر بازرگانی خارجی دولت باید سیاست گذاری کند نه تصدیگری» (ص240) و بر این مبنا بود که متهم به هواداری از سرمایه داری شد. جناح رادیکال (که در سال 66 انشعاب و مجمع روحانیون مبارز شد) معتقد بود «باید دست سرمایه داران و زالو صفتان را از اقتصاد کشور قطع نمود (خاطرات مهدوی کنی در باره موسوی).

 

به سال 1389 بازگردیم. چنانچه ملاحظه شد، جناح های تشکیل دهنده نظام همیشه درگیر جنگ قدرت، تعریف «اصول»، و قهر و آشتی بوده اند. بی شک، طولانی شدن زخم ها و جراحاتی که بر بدنه نظام اسلامی وارد شده، غیر قابل التیام، چرکین و محتاج به جراحی است، اما یک نکته نباید از نظر دور بماند: تمام جناح های نظام – اصلاح طلب، اصولگرا، افراطی و عماریون و .... خواهان پابرجا ماندن نظام جمهوری اسلامی هستند، و چنانچه در نمونه های فوق ملاحظه شد، در پیچ های تند، هر آنچه لازم باشد می کنند، تا نظام فرونپاشد. آنچه در 17 اسفند 1388 رخ داد، سعی نظام در حل معضلات حاد در سراشیب تند سرنگونی بود. بخشی از نظام همیشه خواهان توسعه روابط اقتصادی – تجاری بوده است. پیش از این نوشته بودم که آنچه در دو سال اخیر در ایران رخ داد، علائم و تشنجات برآمده از تمایل نظام به چرخش به راست میانه است. انتخاب مهدوی کنی (اسلام آمریکایی)، موضعگیری های دو روز اخیر خامنه ای، آزادی موسوی و کروبی (و همسران)، و... بر این نکته تأکید دارد که راست افراطی به عقب رانده شده، قدرت در نظام برای دو سال آینده تک پایه می شود، و زمینه سازی برای انتخاب ولی فقیه پس از مرگ خامنه ای شکل گرفته است (80 در صد اعضای خبرگان طرفدار خط خامنه ای هستند، اما در عین حال رئیس آن مهدوی کنی است).

بی شک، آنچه که می تواند حسابگری و برنامه های رژیم را نقش بر آب کند، اول، شرکت فعال مردم در صحنه (نمونه 25 بهمن)، و همبستگی سرنگونی طلبان و ایجاد شورای مدیریت صحنه برای سازماندهی و ساماندهی حضور مردم در صحنه است. پیش از این نوشته ام که اگر اپوزیسیون و مردم نتوانند تا سال 91، رژیم را سرنگون کنند، نظام توانسته از فاز «فروپاشی» گذر کند.

 

از 25 بهمن تا 19 اسفند

انصراف رفسنجانی و انتخاب کنی را نه تنها با توجه به این پیش زمینه های 32 سال گذشته، بلکه باید در وقایعی که در چند هفته اخیر رخ داد نیز جست. رابطه این وقایع با خیزش 25 بهمن و برنامه های طولانی مدت نظام اسلامی که به تشدید بحران درونی انجامید، نیز شایان ارزیابی است. مختصرا به چند پارامتر توجه کنیم:

 

پارامتر 25 بهمن

 

یک روز بعد (26 بهمن): شعار 'مرگ بر کروبی، موسوی، خاتمی' در مجلس ایران. نمایندگان مجلس نوشته ای بر دیوار جایگاه هیات رئیسه نصب کرده اند که روی آن نوشته شده است: ما نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواستار محاکمه و اشد مجازات موسوی و کروبی به جرم افساد فی الارض و اقدام علیه امنیت ملی هستیم.

دو روز بعد، در (27 بهمن)، جمعی در قم دست به تظاهرات می زنند. تجمع کنندگان «با بیان شعارهایی چون "هاشمی حیا کن، مصلحت رو‌‌ رها کن" و "ریاست خبرگان، جای منافقین نیست" خواستار کنار گذاشتن اکبر هاشمی رفسنجانی از دو سمت ریاست مجلس خبرگان و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام شدند.»

 

پارامتر هتاکی

 

رشد خیزش های مردمی در 25 بهمن و سپس پخش فیلم هتاکی به فائزه هاشمی توسط"بچه حزب اللهی های شاه عبدالعظیم" (3 اسفند)، به تشدید اختلافات افزود. جعفر دولت آبادی در وهله اول، گویی که صدای انفجار درون نظام را نشنیده است، از خود سلب مسوولیت می کند «در مورد فرزندان [خواص] به واسطه قانون مسئولیتی بر عهده ما نیست».

 

علی مطهری (4 اسفند) – از جناح اکثریت - با اشاره به موضع رفسنجانی در مقابل خیزش 25 بهمن و فشار های روزافزون برای کنار زدن رفسنجانی، فروپاشی نظام را چنین ترسیم می کند: «این افراد قادر به حذف هاشمی نیستند؛ ولی اگر چنین اتفاقی رخ دهد، انقلاب و نظام لطمه می‌خورد. » 

 

پارامتر غیبت موسوی و کروبی (و همسران)

 

دویچه وله در 13 اسفند گزارش می دهد که «وحید حقانیان؛ فرمانده عملیات بازداشت رهبران مخالفان» بوده و آقایان موسوی و کروبی و همسران آنها بازداشت شده اند:

 «پایگاه اطلاع‌رسانی حزب اعتمادملی، سحام‌نیوز، در گزارشی مدعی شد که فردی از اعضای دفتر آیت‌الله خامنه‌ای به نام "وحید حقانیان" فرماندهی بازداشت و انتقال مهدی کروبی و همسرش را بر عهده داشته است.

این سایت مخالفان آقای حقانیان مشهور به وحید را "معاون اجرایی دفتر رهبری" معرفی کرده و می‌افزاید: «وحید به همراه چندین نفر دیگر با حضور در منزل آقای کروبی، شخصا فرماندهی اصلی این کار را به عهده داشته و آقای کروبی و خانم فاطمه کروبی را از منزل بیرون نموده و به مکان نامعلومی منتقل کردند.»

 

سایت کلمه گامی فراتر برداشته و اعلام می کند « میرحسین موسوی و مهدی کروبی، به همراه همسران خود زهرا رهنورد و فاطمه کروبی، دستگیر شده و به زندان حشمتیه تهران منتقل شده‌اند »

در پی گزارش بازداشت میرحسین موسوی و مهدی کروبی کمتر رسانه ای بود که به دلایل و عواقب این بازداشت نپردازد. بسیاری از رهبران سیاسی بین المللی بازداشت را تقبیح کرده و خواهان آزاد سازی سریع این چهر نفر شدند.

 

اینها نمونه هایی بودند که تشنج بین جناحین را تا سرحد انفجار کشانده بود. نظام در حال فروپاشی بود، راست افراطی نظام چاره ای نداشت به جز نوشیدن جام زهر، و یا پذیرفتن فروپاشی از درون، و البته رشد اعتراضات مردمی در سطح کشور. نظام راهکار اول را انتخاب کرد.

 

دو گام به عقب (برای افراطیون)

 

صادق لاریجانی در 11 اسفند «هتاکی» به فائزه هاشمی را مورد انتقاد قرار داد  و گفت:

«این امر ظلم است. ظلم که شاخ و دم ندارد. ما اگر به مسئول یا خانواده او انتقادی داریم راه و روشی دارد. شاید بنده هم به آن فرد انتقاداتی داشته باشم، اما آیا راه آن این است به خیابان آمده شعار دهم یا ناسزا سر دهم که بعضا حد شرعی هم دارد.»

 

در همان روز عباس جعفری دولت آبادیبه ناگاه اعلام می کند که دو متهم در رابطه با هتاكي نسبت به فائزه هاشمی شناسایی (و نه بازداشت) می شوند:

«دادستان عمومي انقلاب تهران از شناسايي دو متهم در رابطه با هتاكي نسبت به خانواده رئيس‌مجمع تشخيص مصلحت نظام خبر داد (ایلنا، 17 اسفند 1389)»

 

خامنه ای (17 اسفند) همزمان با اجلاسیه خبرگان به احمدی نژاد چشم غُره می رود، و از «طرح» او ابراز نگرانی جدی می کند:

«خامنه ای روز سه‌شنبه نسبت به اجرای طرح موسوم به «باغ‌ شهر» توسط دولت محمود احمدی‌نژاد «به طور جدی» ابراز نگرانی کرده و اجرای آن را موجب «ورود افراد سواستفاده کننده وتخریب جنگل‌ها و منابع طبیعی» ارزیابی کرده است.»

 

رفسنجانی (عصر 17 اسفند) به عماریون و الله کرم، و حزب الهی های افراطی یادآور می شود که: رهبر دستور برخورد با افراطیون خاطی را داده است

«رهبری، دستور برخورد با افراطيون خاطی را که خارج از قانون، اقدام به توهين و افترا می‌کنند صادر کرده‌اند و اميدواريم اين پديده زشت و مضر در کشور متوقف شود.»
وی افزوده است: «متأسفانه روش ضد ارزشی و زشتی توسط گروهی افراطی در بعضی مناطق در برخورد با برخی روحانيون انجام می‌شود و می‌گويند آن‌گونه که ما فکر می‌کنيم ائمه جمعه هم بايد همان‌گونه بيانديشند و خلاف سخنان آنان سخنی نگويند.»

 

یک گام به جلو (برای اصولگرایان)

 

رفسنجانی در 17 اسفند اعلام انصراف می کند:

«اعلام می‌کنم اگر آیت الله مهدوی کنی حاضر باشند مسئولیت خبرگان را بپذیرند قطعاً بنده نمی‌آیم تا این نهاد مقدس آسیب نبیند و هریک از آقایان نیز که حاضر باشند، می‌پذیریم و برای حل اختلاف، همراهی می‌کنم.»

 

سایت کلمه (17 اسفند) به ناگاه اعلام می کند که انتقال موسوی و کروبی و همسرانشان به حشمتیه «صحیح» نبوده است و آنها در خانه خود هستند، و از مخاطبین پوزش می خواهد:

با  ادامه تحقیقات کلمه در روزهای اخیر  مشخص شد خانم رهنورد و آقای موسوی  تا لحظه تنظیم خبر در بازداشت خانگی  به سر می برند که  بدینوسیله خبر انتقال و از منزل به  بازداشتگاه تصحیح و از  مخاطبان محترم عذر خواهی می شود.

 

تعامل (برای پیشگیری از تکرار 25 بهمن)

 

روحانی (17 اسفند) ابراز خوشحالی می کند که تنش مابین دو جناح فرو کش کرده و شيوه تعامل آقایان هاشمی و مهدوی‌ کنی دشمنان را نااميد كرد

«بسیاری از جریان‌ها در خارج از کشور امیدوار بودند با گسترش دامنه اختلافات سیاسی به عرصه مجلس خبرگان، جمهوری اسلامی ایران را در یک وضعیت از هم گسیخته و متشنج معرفی کنند، اما همانگونه که گفته شد شیوه تعامل آقایان هاشمی و مهدوی‌ کنی این امید دشمنان را از بین برد. در چنین وضعیتی به نظر می‌رسد با توجه به شخصیت آقای مهدوی کنی که از سابقه بسیار روشن و انقلابی در دوران مبارزات قبل از انقلاب و عملکرد خوب بعد از انقلاب برخوردار می‌باشند، ایشان بتوانند فضای همدلی و وفاق بیشتریرا به کشور بازگردانند. »

 

 

سرانجام، پس از سه هفته که از «خیزش  25 بهمن» گذشت، مراسم اختتامیه خبرگان بدون مهدوی کنی، لاریجانی، و رفسنجانی برگزار می شود.

 

عسگر اولادی به دسته ارکستر تعامل پیوسته و چنین می گوید (19 اسفند):

 

« ما نبايد تندتر از رهبري و قوه قضاييه موضع بگيريم و عمل كنيم و من در مصاحبه‌اي كه داشتم گفتم هنوز آغوش ولايت باز است و هنوز فرصت تمام نشده است و مردم انتظار دارند كه اين اقدامات را آنها [کروبی و موسوی] جبران كنند.» [...] «مقام معظم رهبري در مورد اصلاح‌طلبان گفته‌اند كه نمي‌شود به آنها گفت بياييد و نمي‌شود گفت نياييد و در واقع آن فرد مطرح كرد كه استنباط در آن جلسه اين بود كه اصلاح‌طلبان مي‌آيند يعني اين‌كه در انتخابات شركت مي‌كنند. وي ادامه داد: اصولگرايان بايد با هم كنار بيايند و وحدت داشته باشند و باهم تفاهم كنند، چرا كه آقا فرمودند ما نمي‌پسنديم اصولگرايان بيش از يك فهرست داشته باشند. در انتخابات خبرگان ديديم كه آيت‌الله هاشمي در حالي كه خود را محق مي‌دانستند براي اين‌كه جايگاه خبرگان به بهترين نحو حفظ شود، نامزد نشدند و اصولگرايان بايد با هم تفاهم داشته باشند و بر اساس وحدت عمل كنند.»

 

دو سال آینده (مردم علیه نظام)

 

با توجه به آنچه گذشت، ظاهرا جناح هایی که خامنه ای و رفسنجانی نمایندگی می کنند (با محوریت مهدوی کنی)، برای خنثی کردن یورش های مردمی، به توافقاتی رسیده اند:

1-      محدود کردن حوزه عملیاتی افراطیون

2-      آزادی کروبی و موسوی (حتی اگر کلمه لازم باشد که حرفش را پس بگیرد)

3-      پر و بال دادن به «اسلام آمریکایی» و آنچه خواسته مهدوی کنی است.

 

پاتک نظام

 

در همان 17 اسفند، و بعنوان اولین گام عملی نظام برای پیشبرد این توافقات اعلام می شود:

 

هیات سیاسی ایران درخواست ویزای آمریکا کرده است

 «این هیات شامل مشاورین و اعضای دفتر ریاست جمهوری و احتمالا اسفندیار رحیم مشائی، رئیس دفتر محمود احمدی نژاد است.[...] مایل به انجام ملاقات هایی به منظور بهبود رابطه با آمریکا باشد [...]اگر آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی به این نتیجه برسد که بدلیل شرایطی که در منطقه وجود دارد زمان گفتگو با آمریکا برای کاهش تنش ها رسیده، دولت ایران به سرعت دنبال این موضوع را خواهد گرفت.»

 

و  در (19 اسفند)خامنه ای در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، علیه هتاکی فتوا صادر می کند، و هتاکان افراطی (حزب الهی ها و عماریون) را «جوانان با اخلاص، مومن و خوب» اما نادان و ضد نظام می خواند:

« متأسفانه تصور می کنند که اینگونه اقدامات وظیفه است، اما این رفتارها دقیقا خلاف و عکس وظیفه است». [...] «فضای اهانت و هتک حرمت، مخالف اسلام، خلاف شرع و خلاف عقل سیاسی است و موجب خشم خداوند می شود.»

 

 

با توجه به نمونه های فوق الذکر، کنار گذاشته شدن رفسنجانی برای اصولگرایان گامی به جلو است، اما برای جناح افراطی وابسته به خامنه ای، و درنتیجه کلیت نظام دو گام به عقب محسوب می شود، به شرطی که بپذیریم که یکی از کارکردهای مهدوی کنی ایفای نقش «محلل نظام» بوده است. و پوزش سایت کلمه از مخاطبین خود و بشارت اینکه موسوی و کروبی به حشمتیه منتقل نشده بودند، را در همین رایطه و شرطی برای آزادی آنها قلمداد کنیم. بی شک، بخشی از نظام به نمایندگی مهدوی کنی سعی دارد جناح های درگیر را آشتی بدهد؟ آشتی برای پیشگیری از تکرار 25 بهمن.  اما، آیا آشتی دوجناح درگیر، می تواند مردم را از تکرار خیزش 25 بهمن باز دارد؟

 

توسعه اقتصادی تنها راهکار پیش رو

 

با توجه به آنچه در منطقه و جهان می گذرد، حامیان چرخش به راست میانه امیدوارند که مهدوی کنی، (که در زمان خمینی به مبلغ «اسلام آمریکایی» متهم شده بود، بتواند نقش محلل در ایجاد رابطه با غرب را هم ایفا کند.

از سوی دیگر و با توجه به اینکه مهدوی کنی از بیماری و  کهولت سن رنج می برد، هر دو جناح نگرانند که آیا او می تواند نظامی که سراپایش را «تفرقه» گرفته، به یک چرخش 180 درجه ای و حل مشکلات حاد درونی ترغیب کند؟ قاعدتا و با توجه به شواهد امر، حل سریع مشکلات و چرخش سریع نظام به راست میانه بعید به نظر می رسد (نکته مثبت برای مردم)، هر چند که تجدید حیات جناح مغلوب، و توسعه روابط تجاری با غرب، (بنا به گفته عسگر اولادی) با صلاحدید خامنه ای در دستور کار قرار گرفته باشد.

رفسنجانی در آخرین نطق خود به مشکلات پیش رو، و راهکارهای موجود چنین اشاره می کند «رهبری متعلق به همه مردم است و امروز ایشان حرف آخر را می‌زنند.» و یادآوری می کند که «باید بدانیم اگر عمود خیمه آسیب ببیند، خیمه برپا نخواهد ماند» و شرط جناح مغلوب برای آشتی را چنین فورموله می کند «ما باید این محوریت را با راهکارهای درست حفظ کنیم.» آیا تغییر رئیس خبرگان با توجه به اینکه خود خامنه ای هم فاصله ای با «مرگ» ندارد، در راستای بازنویسی نقش رهبری نظام است؟ «راهکارهای درست» مورد نظر رفسنجانی چه می توانند باشند؟

 

در یادداشت «پیام اسلامی» (24 بهمن) اشاره کرده بودم که سال 1390، سال سرنوشت ساز برای مردم و نظام جمهوری اسلامی است.

 

«بازتاب آنچه در خاورمیانه و شمال آفریقا رخ می دهد را باید «استراتژیک و دراز مدت» بررسی کرد. اهداف استراتژیک جمهوری اسلامی (اگر سرنگون نشود) کوتاه مدت نیست. برای پیشگیری از سقوط، و هم پیالگی با جهانخواران، رژیم اسلامی چاره ای نخواهد داشت به جز چرخش به «راست میانه». چرخش رژیم در یکی دوسال آینده، و ایفای نقش ژاندارم منطقه با استفاده ابزاری از «دین» (و نفوذ «دینی» در این کشور های تازه «انقلاب» کرده)، بطور حتم منافع جهانخواران را هم تضمین کرده، و سهمی از بازار منطقه را از آن خود خواهد کرد. [...]

امید رژیم در این است که مردم به خیابان ها نریزند، و ریسک پذیری را برای رژیم بالا نبرند. تنها در این حال است که رژیم می تواند پایه های لرزان خود را تا سال 1391 بازسازی کند. اما برای این بازسازی زمان لازم دارد. آیا مردم این «مهلت» را به رژیم خواهند داد؟»

 

آنچه که در بالا آمد بیانگر این واقعیت است که نظام در حال بازسازی خود است، ولی آیا مردم هم در حال سازماندهی خود هستند؟

 

رهنمودهایی که باید اما کانالیزه نشده اند

 

پیام فدایی (140، بهمن 1389):

« جوانان دلیر و آگاهی که ستون اصلی اعتراضات سهمگین توده ای اخیر را تشکیل می دهند، باید از شرایط مبارزاتی جاری استفاده کرده و با اتکا به نیرو و توان خود در جهت ایجاد یک رهبری انقلابی و مردمی به مثابه شرط اصلی پیشروی جنبش سیل آسای جاری حرکت کنند.»

 

یک دنیای بهتر، (193، 18 اسفند 1389):

« تنها راه باقى مانده يورش بردن به حکومتى است که اساسا نيرويش همان است که در خيابان براى سرکوب بسيج شده است. مردم ديگر نميخواهند به خانه برگردند و رژيم ديگر نميتواند بدون حکومت نظامى مستمر سرپا بايستد. اين شکنندگى سياسى و اين تعادل غير قابل دوام است. جدال واقعى در ايران امروز بيش از هر دوره اى برسر بقاى حکومت و نفى حکومت است. فاز دوم سياست حذف به قدرت و انسجام درونى جمهورى اسلامى منجر نميشود. چه بسا در نيمه راه اوباشان حکومتى به جان هم بيافتند. اين فاز براى مردم به معنى پايان يک دوره و تلاش متحد براى برچيدن حکومت اسلامى است. خامنه اى بايد برود٬ رژيم اسلامى بايد برود!»

 

مریم رجوی (سایت مجاهدین، 2 اسفند 1389):

« رژیم ولایت فقیه که با بسیج تمام‌عیار سیاسی، تبلیغاتی و سرکوبگرانه یکسال گذشته نتوانست از فوران دوباره قیام‌ها جلوگیری کند، در برابر اراده آزادی‌ستان مردم ایران دوام نمی‌آورد.
فداکاری دختران و پسران دلیری که در این قیام‌ها در مصاف با پاسداران به‌شهادت رسیده یا مجروح و دستگیر شده‌اند و مقاومت زندانیان سیاسی قهرمان ما، انقراض حکومت آخوندها را گواهی می‌کند.
همگان را به استمرار خیزش و قیام فرا می‌خوانم.»

 

علی ناظر

19 اسفند 1389

 







[Posted comments0]

No press releases currently available



Iran's Crises  1998 - 2007   ©