Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Wednesday 22 November 2017
جستجو
اقتصادی
مواضع و بیانیه
اجتماعی
سیاسی و نظامی
گفتگو - شنیداری/دیداری/ن.شتاری
برداشت و تحلیل
خبر و گزارش
صفحه نخست

یادداشت روز

* جامه ات شویم شپشهایت کشم  علی ناظر

* تناقض در پیام  علی ناظر

* عادت  علی ناظر

* چه سال بدی  علی ناظر

* حرف کهنه ای که تازه است  علی ناظر

* دنیای خر تو خر جمهوری اسلامی  علی ناظر

* شایعه «مرگ ظالمان»  علی ناظر

* خر لنگ  علی ناظر

* خودسر  علی ناظر

* فاشیسم و دو رویی  علی ناظر

* ساختار شکنی  علی ناظر

* ایرج عزیز  علی ناظر

* آن کار دیگر می کنند  علی ناظر

* به نام آزادی  علی ناظر

* ما و جنگ طلبی  علی ناظر

* جهت اطلاع
نامه سرگشاده به هیلاری کلینتون
  علی ناظر

* حرمت انسانی!  علی ناظر

* نامه سرگشاده به هیلاری کلینتون  علی ناظر

* دموکراسی و پاسپورت  علی ناظر

* در حاشیه گردهمایی پاریس - بخش چهارم  علی ناظر

* در حاشیه گردهمایی پاریس - بخش سوم  علی ناظر

* در حاشیه گردهمایی پاریس - بخش دوم  علی ناظر

* در حاشیه گردهمایی پاریس – بخش اول  علی ناظر

* 1929  علی ناظر

* صاحب مردهء صاحب مرده  علی ناظر

* من در اقلیت هستم  علی ناظر

* تا چه اندازه؟  علی ناظر

* نتیجه بحث آزاد  علی ناظر

* زوج خوشبخت  علی ناظر

* پرسش و پاسخ
در باره «انتخابات» عراق و پيامدهاى آن
  علی ناظر

* شکوائیه  علی ناظر

* خامنه ای در کوچه و بازار  علی ناظر

* خود کرده را تدبیر نیست  علی ناظر

* رئال پلیتیک «جبهه (وسیع) مردم» (بخش سوم)  علی ناظر

* «جبهه (وسیع) مردم» و چند ماده  علی ناظر

* جبهه وسیع (بخش اول) همبستگی آری، ولی...  علی ناظر

* کوتاه و مهم  علی ناظر

* پیام مسعود رجوی به رضا پهلوی  علی ناظر

* یک پیام، یک التزام، یک بایست  علی ناظر

* مواجهه آزادیخواهانه و دموکراتیک؟  علی ناظر

* مردم قدرناشناس  علی ناظر

* ساعت 5:30 بامداد امروز بهنود شجاعی اعدام شد  علی ناظر

* یادداشت سه روز اخیر  علی ناظر

* دیدگاه در حال بازسازی است  علی ناظر

* هتاکی به رنگ سبز  علی ناظر

* 10000  علی ناظر

* تفاوت دو اخلاق  علی ناظر

* Iran s Crises Site - English  علی ناظر

* بولتن بحران جایگزین سایت دیدگاه  علی ناظر

* تودهنی سیستماتیک به یاوه سرایان  علی ناظر

* تأمل و تفسیر با شما  علی ناظر

* جنگ و صلح شيرين عبادي  علی ناظر

* پاسخ دولت انگلستان به کاربران سايت ديدگاه (سايت بحران)  علی ناظر

* 34 منهاي 1  علی ناظر

* مجاهدين و تکرار مکررات  علی ناظر

* بدون تفسير  علی ناظر

* پاپوش  علی ناظر

* گُل بود به سبزه نيز آراسته شد  علی ناظر

* توبه بي توبه  علی ناظر

* بي بي سي را چه مي شود؟  علی ناظر

* «يادداشت روز»  علی ناظر



حرف کهنه ای که تازه است
[ علی ناظر]
[منبع: Iran's Crises – English (ICE)]


یکی دو روز پیش دوستی تلفنی به من انتقاد می کرد (از قول یکی دیگر) که حیف نیست با نوشته «3499»  از وزین بودن سایت دیدگاه کاسته ای؟ آخر مگر نمی بینی که چه جملاتی استفاده می کنند _(مثلا همین سخنان مریم رجوی که در پایین آن متن آمده است را بازخوانی کن). استرالیا به آنها امکان داده بود که نقل مکان کنند، اما آنقدر بر «خواست» های غیر منطقی خود پافشاری کردند که آن شد که در 6-7 مرداد 1388 رخ داد – عده ای از اینها کشته شدند، تعداد بیشتری زخمی شدند، و امروز هم در این نقطه ای قرار دارند که باید «هیهات منالذله» بگویند.

به این دوست عرض کردم که بسیاری از سخنان و کردارهای مجاهدین مورد پسند من نیست. برخی از خطوطی که برگزیده اند را نادرست می دانم، برخی از جمله بندی های خانم رجوی و یا آقای مسعود رجوی را در شأن آنها نمی دانم، اما اینها به لگدمال شدن حق و حقوق آنها چه مربوط؟ اگر آنها تصمیم گرفته اند که از عراق (مثلا) به استرالیا نقل مکان نکنند، این نباید از حقوق قانونی آنها بکاهد. اگر از قران و نهج البلاغه نقل قول می کنند، اگر به راه حسین بن علی اقتدا می کنند، اگر (مثلا) از اینها مسلمان تر و خشک مغزتر در دنیا پیدا نشود، هیچ کدام از اینها، از حقوق آنها – حق انتخاب برای مسکن، حق برخورداری از کنوانسیون ژنو، و حق اینکه «ما بعنوان پناهندهء غیر مسلح باید بتوانیم علیه نظام اسلامی فعالیت کنیم»، نمی کاهد. اینها حقوق اولیه انسانی آنها است. چرا باید از نوشته خود در دفاع از حقوق 3499 انسان، شرمنده باشیم؟ چرا باید فکر کنم که دفاع از مجاهدین، می تواند «وزین» بودن دیدگاه را به زیر سوال ببرد؟

4 سال و نیم پیش مطلبی با عنوان «اگر» نوشتم که در زیر می آید.

وقتی «اگر» را مرور کردم از آنچه بر سر ما تبعیدیان آمده ابراز تأسف کردم. نمی خواهم انگشتم را بسوی کسی، سایتی و یا نهاد بخصوصی نشانه بگیرم، منظور من «همه» هستند. همه آنها که عمری در زندانهای شاه شکنجه شده اند، همه آنهایی که در زندانهای خمینی مرگ را به چشم دیده اند، همه آنها که دیروز و امروز و می دانم فردا، ضدیت سازش ناپذیری با رژیم اسلامی دارند، و می دانم که در طول عمر مبارزاتی خود بسا بیشتر از آنچه این نگارنده کرده، برای رهایی خلق ستمدیده ایران، بها داده اند، اما، متاسفانه همین انسانهای عزیز و دردمند، در یک مخالفت هیستریک بر تمام آنچه که باور دارند با سکوت خود خط می کشند. اما همین عزیزان، که سایت دارند و دائما دست در آتش دارند، اگر رژیم به موسوی و کروبی و شهلا جاهد و سکینه محمدی آشتیانی و .... اجحاف کند، سایت خود را مملو از اعتراض و مقاله و خبر می کنند. اما...
حرف مرا بد نفهمید. البته که باید از حقوق اینها هم دفاع کرد، البته که باید با تمام توان آنچه بر شهلا جاهد و سکینه آشتیانی گذشت و می گذرد، گفت. البته که باید خواهان آزادی تمام زندانیان سیاسی شد. اما، در کنار همه و همه این «باید» ها، باید از حقوق ساکنین اشرف هم دفاع کرد، مخصوصا اگر با خط و استراتژی آنها مخالف باشیم. مگر می شود «اصول» را، بخاطر اختلاف در روش مبارزه، نادیده گرفت؟ از شما عزیزان می پرسم، مگر نه اینکه عالی ترین و مهم ترین اصل، اصل حقوق بشر است؟

متاسفانه آنروز پیش بینی چنین روزی را کرده بودم: «کمي صبر کنيم، خبر ترور تک تک رزمنده ها منتشر خواهد شد.»

با تکرار حرفهای کهنه ای که 4 سال پیش نوشتم این یادآوری به «وظیفه» (آری وظیفه) را خاتمه می دهم.

شاد و برقرار باشید

علی ناظر

23 آذر 1389

 

--------

اگر به جاي انفجار لوله هاي آبرساني به قرارگاه اشرف، ليوان آب اصلاح طلبان شکسته بود:

* بي بي سي خبر را آنچنان آنتني مي کرد که گويي اسرائيل در لبنان کودکان را لت و پار نمي کند، و دستان رژيم جمهوري اسلامي از آستين حزب الله بيرون نزده است؛

* راديو فردا با اکبر گنجي و 72 تن يارانش بي وقفه مصاحبه مي کرد؛

* صداي آمريکا و تلويزيون هاي موجود، 24 ساعته شکل و ماهيت آب و ليوان و نحوهء شکستن ليوان را تحليل سياسي-اقتصادي و ايدئولوژيکي مي کردند؛

* سايت هاي خبري، گزارش شکستن ليوان را در صدر اخبار خود قرار مي دادند؛

* راديو ها با تمام ميراب ها گفتگو مي کردند؛

* بوش و بلر و نهاد هاي حقوق بشر، «وا حسين» گويان به حرم امام حسين دخيل مي بستند؛

* کوفي عنان در شوراي امنيت، اعتصاب غذا مي کرد؛

* جوايز نوبل و قلم هاي طلائي و نقره اي و برنز و چُدن به صاحب ليوان اعطا مي شد؛

ولي، حالا که آب به روي 3500 رزمندهء خلق، که تا بُن استخوان خواهان سرنگوني رژيم هستند، بسته شده، به ناگاه تمام قلم ها شکسته، صدا ها بريده، حس انساندوستي فراموش شده، و هيچکس رژيم را محکوم نمي کند.

به راستي چرا؟ چرا کسي ابراز انزجار نمي کند؟ بياييم براي يک لحظه هم که شده قبول کنيم که از مجاهدين به لحاظ سياسي بدتر وجود ندارد. آيا آنچه بر آنها مي رود، انساني است؟ آيا کساني که خود را مدافع حقوق بشر مي دانند، به شرايط پيش آمده معترض نيستند؟ انفجار اتوبوس حامل کارگران عراقي شاغل در قرارگاه اشرف را بخاطر بياوريم. آن اول کار بود، اين گام بعدي است. کمي صبر کنيم، خبر ترور تک تک رزمنده ها منتشر خواهد شد.

بايد اعتراض کرد، پيش از اينکه دير شود. بايد به تمام وزيران، وکلاي مجلس، مدافعان حقوق بشر نامه نوشت. بايد گفت، که نگويند نمي دانستيم. موضوع فراتر از مخالفت يا موافقت سياسي با مجاهدين است، موضوع نفوذ روز افزون رژيم است؛ در تمام جبهه ها - عراق، افغانستان، لبنان، اروپا.

علي ناظر – 31 تير 1385

منبع: سايت ديدگاه

 

 







[Posted comments0]

No press releases currently available



Iran's Crises  1998 - 2007   ©