Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Friday 17 November 2017
جستجو
اقتصادی
مواضع و بیانیه
اجتماعی
سیاسی و نظامی
گفتگو - شنیداری/دیداری/ن.شتاری
برداشت و تحلیل
خبر و گزارش
صفحه نخست

ادمين سايت

* تست  آ آ

* نامه به رئیس کمیته بین‌المللی صلیب سرخ  علی ناظر

* An Open letter to Mrs Hillary Clinton  علی ناظر

* دیدگاه [اطلاعیه مشترک]: اعدام جنایت کارانه ی پنج زندانی سیاسی را محکوم می کنیم  علی ناظر

* اعدام 5 زندانی سیاسی
جلاد ننگت باد
  علی ناظر

* مسئولیت ستونهای دیدگاه  علی ناظر

* تا اطلاع ثانوی  علی ناظر

* کدنویسی اخیر دیدگاه  علی ناظر

* آمریکا جاده صاف کن رژیم اسلامی  علی ناظر

* تضمین امنیت مجاهدین  علی ناظر

* شعار همیشه زنده
آزادی، نان، کار، مسکن
  علی ناظر

* رژیم اسلامی علیه بشریت
جهان علیه رژیم همصدا می شود
  علی ناظر

* برای ثبت مقالات خود تقاضای کد ورودی کنید  علی ناظر

* با پوزش  علی ناظر

* چرا
در برابر تندر می ایستند
خانه را روشن می کنند
و می میرند؟
  علی ناظر

* مهم و آموزنده همایش کوثر عناصر اطلاعاتی رژیم برای کنترل بحران؟  علی ناظر

* هشدار – ویروس  علی ناظر

* حسینعلی منتظری درگذشت  علی ناظر

* انحراف اذهان از بحران فروپاشی  علی ناظر

* هراس تمامیت خواهان
از زنده شدن شعار «مرگ بر خمینی»
  علی ناظر

* 16 آذر جرقه می زند
گردآوری اخبار لحظه به لحظه
  علی ناظر

* دیدگاه: بریتانیا به دنبال درگیری نیست  علی ناظر

* دیدگاه: دستگیری 5 شهروند بریتانیایی در خلیج فارس  علی ناظر

* حمله به سپاه و قتل 60 پاسدار  علی ناظر

* سرفصل اخبار - راه پیمایی روز قدس  علی ناظر

* پاسخ عفو بین الملل پیرامون دکتر محمد ملکی  علی ناظر

* ستون نظرهای سایت دیدگاه  علی ناظر

* بازخوانی یک گزارش خبری
در حاشیه مراسم تودیع و معارفه
  علی ناظر

* تست - ستون بیانیه، پیامها، فراخوان، گردهمایی  علی ناظر

* تست  علی ناظر

* فراخوان در حمایت سریع و فوری از جان و حرمت انسانی ساکنان قرارگاه اشرف  علی ناظر

* بولتن انگلیسی - آزمایشی  علی ناظر

* بولتن فارسی - آزمایشی  علی ناظر

* بولتن بحران  علی ناظر

* بولتن بحران  علی ناظر

* فراخوان  علی ناظر

* خبر فوري حملهء عوامل رژيم با قمه به معترضان  علی ناظر

* فعاليت ستون نظر کاربران  علی ناظر

* آدرس غلط  علی ناظر

* اتومات شدن
ستونهاي يادداشت روز و يادداشت هفته
  علی ناظر

* ياداشت روز  علی ناظر

* فراسوي ديدگاه
به سوي اتومات شدن کامل
  علی ناظر

* 28 سال جنايت، 28 سال مبارزه و مقاومت
حکومت اسلامي، فصل لاله ريزان خلق ايران
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* 27 سال دروغ، 27 سال خيانت، 27 سال جنايت
27سال مبارزهء سرنگوني طلبانه
  علی ناظر

* شرایط و نحوهء ثبت‌نام در بخش دیدگاه کاربران  علی ناظر

* حذف نام مجاهدين از ليست تروريستي  علی ناظر

* آخرين وداع  علی ناظر

* جملات پراکنده  علی ناظر

* ميز متقلب ها  علی ناظر

* پيام هميشگي استعمارگر پير  علی ناظر

* قُرُم...قُرُم...قُرُمساق  علی ناظر

* مسئووليت پذيري  علی ناظر

* دفاع از مدافعين آزادي  علی ناظر

* يک گام کيفي براي مريم رجوي و يارانش  علی ناظر

* سؤالات انحرافي بي بي سي  علی ناظر

* «ترورريستي» که تروريست نيست، ترورريستي که تروريست هست، و آنکه ترور مي کند  علی ناظر

* ديدگاه در راستاي اتومات شدن
ستون دیدگاه کاربران
  علی ناظر

* عبرت بگيريد  علی ناظر

* منافق  علی ناظر

* دو نکته  علی ناظر

* عليه حملهء نظامي به ايران
ودر حمايت از
مراعات دقيق حقوق ايرانيان پناهنده در عراق
  علی ناظر

* و باز کُشتند  علی ناظر

* پيامي به اپوزيسيون  علی ناظر

* خطر نزديک و دعا واجب  علی ناظر

* دعوت به همکاري و ارسال مطلب ويژه براي «سوژه نامهء ديدگاه»  علی ناظر

* تغييرات شکلي در ديدگاه  علی ناظر

* 5=2+2  علی ناظر

* اگر...  علی ناظر

* «صداي رسا»  علی ناظر

* سايت بحران و نگاهي به «نظر» کاربران  علی ناظر

* چشم انداز و نقش رسانه ها بر مبناي يک تحليل  علی ناظر

* گام بعدي  علی ناظر

* خلط مبحث  علی ناظر

* در بارهء ستون تازه ترين مطالب  علی ناظر

* انفجار اتوبوس شهري حامل كارگران قرارگاه اشرف توسط رژيم پليد آخوندي 13 شهيد و 15 مجروح برجاي گذاشت  علی ناظر

* عقب نشيني رژيم و درسي که بايد مرور کنيم  علی ناظر

* زن عليه استبداد - سوال يا پاسخ؟  علی ناظر

* P.O. Box  علی ناظر

* سومين پيام فيض مهدوي
چند لحظه پيش دريافت شد
  علی ناظر

* 3 روز ديگر، جنايتي ديگر
فيض مهدوي
توطئهء وزارت اطلاعات – نگاهي شکاکانه
  علی ناظر

* 1000 «نه» به نمايندگي «خلق در زنجير»  علی ناظر

* 4 روز ديگر، جنايتي ديگر
پيام دوم [جديد] از ولي الله فيض مهدوي (شنيداري)
  علی ناظر

* 5 روز ديگر، جنايتي ديگر
چگونه اعتراض خود را به اطلاع رسانه ها، مجامع بين المللي و مدافع حقوق بشر برسانيم؟
  علی ناظر

* فقط يک هفته - گام بعدي  علی ناظر

* وقتي امضا امضا نيست  علی ناظر

* متن و لينک به فراخوان به سه زبان فارسي، انگليسي، فرانسوي - [8 روز تا تاريخ اعدام فيض مهدوي]  علی ناظر

* فراخوان ديدگاه - سخن کوتاه  علی ناظر

* بار دیگر جنایتی دیگر  علی ناظر

* 14 روز تا اعدام ولي الله فيض مهدوي
شمارهء معکوس آغاز مي شود
  علی ناظر

* ديدگاه به کجا مي رود؟  علی ناظر

* اول ماه مه گرامي باد؟ - تصوير  علی ناظر

* شيرين عبادي: ما تا آخرين قطره خون خود از ايران دفاع مي‌‏كنيم  علی ناظر



An Open letter to Mrs Hillary Clinton
[ علی ناظر]
[منبع: Iran's Crises – English (ICE)]


 این نامه سه روز پس از انتشار در دیدگاه، در 5 مرداد 1389 (27 ژوئیه 2010) به وزارتخارجه آمریکا و واشنگتن پست ارسال شد.

23 July 2010

 

 

Dear Mrs Hillary Clinton,

 

The signatories of this letter are independent political observers with no affiliation to any political or religious organisations.

 

We are concerned for the future of Iran, its people, and the manner in which the Iranian regime has become the source of all crises in the Middle East. In our opinion, any misapprehended strategic policies adopted by the international community, particularly during the current crucial times, could engulf Iran and the greater Middle East in inextinguishable flames. We hope that this letter is read in empathy to this Perception.

 

We have no choice but to refer your learned attention to certain miscalculated past US turns and shifts in policy, which in our opinion, are the root causes of the current impasse with the regime of the Islamic Republic of Iran (IRI). In our view, the current crises are mainly due to the US’s continuing ‘lose-lose’ policy, which would not be resolved unless such policies are abandoned effectively.

 

It began with a miscalculation, based on the lack of clear understanding of the IRI’s strategic objectives. The State Department, during the presidency of Mr Bill Clinton, was led to believe that an appeasing approach towards the IRI could possibly convince the clerical oligarchy to respect international laws, enter into bilateral and multi-lateral relations with the international community, and to uphold human rights. The IRI’s then President, Mohammad Khatami, with a series of seemingly promising gestures, persuaded the US administration to believe that its adopted policy could produce the desired results that would be beneficial to both Iran and the USA, at no detriment to the interests of USA.

 

Mr Khatami did not deliver any of his promises. Indeed, during his eight years in office as Iran’s President, Iran’s nuclear programme infrastructure was designed and a major part of it was constructed covertly. During the same era, many of Iran’s intellectuals, scholars and respected opposition political leaders were assassinated and thus eliminated. Although the world was then beginning to realise this deception, nevertheless, the US administration continued in the misguided vision that the IRI would one day change course. During that time, the US administration even proscribed the main Iranian opposition group – the People’s Mojahedin Organisation of Iran (PMOI) - in the foreign terrorist organizations list followed by disarming this group in Iraq, in order to demonstrate its adherence to the IRI.

 

Meanwhile, the IRI was increasing its influence in the Middle East and Africa. Strengthening the military and political capability of Hezbollah and Hamas, was part of IRI’s agenda in the region. The US administration, however, naively continued to dismiss IRI’s promotion of terrorism all around the world; in particular it’s repeated meddling within Islamic states and countries.

 

Despite the alarming rise in Islamic fundamentalism pursued by the IRI, the US policy towards the IRI remained unchanged throughout Bill Clinton’s presidency and beyond. Although President Bush declared the IRI as one of the “axis of evil”, but in reality, his administration continued the same futile policy in vain, and ignored the ever-growing danger of an Islamic fundamentalist regime capable of launching missiles equipped with nuclear warheads. In short, the USA continued with the most submissive policy toward a hostile state since the build up to the Second World War.

 

Launching a military attack on Iraq while ignoring all signs of growing IRI influence in this region, plus leaving most of Iraq wide open to the influence of terrorists, and allowing the IRI to steady its foothold in Iraq, all but exemplify the US administration’s miscalculations. In addition to the Iraqi people whom on the one hand became the victims of a devastating war, and suffered from horrendous acts of terrorism on the other, the main opposition to the IRI outside Iran, the PMOI, continued to remain the victims of the US administration’s appeasement policy toward IRI. The occupying forces ignored the warnings given by the PMOI and other opposition groups in Kurdistan against the advances made by the Islamic Revolutionary Guards’ “Quds Brigade” who were now pouring into Iraq.

 

Daily evidences confirm the failure of the appeasement policy, and yet, and to many observers’ astonishment, President Obama decided to follow the same failed policy of his predecessors and ignored all forewarnings. He offered the hand of friendship to a regime that advocates state terrorism, and practically decided to engage with the IRI despite the nuclear standoff, in the vain hope that the IRI would assist the USA in Iraq’s upcoming elections. The IRI’s contribution however, as predicted by many, was simply vote rigging in these elections in its own favour!

 

In short, the USA’s general policy towards the IRI did not meet any of its objectives. The USA so far, has failed to tame the IRI both toward its own people and in its pursued regional agenda, and in the larger Middle East. This policy has also failed to prevent the IRI from edging closer to acquiring a nuclear bomb. The US foreign policy has failed to bring about a tolerant approach towards the Middle East, and has failed to convince the people of the Middle East that USA is on their side and is working to rebuff IRI expansionism. It has failed to persuade intellectuals that the adoption of this policy is part of a non-aggressive strategy. Resolution 1929 is a clear indication that this policy has failed in its entirety.

 

We support any measures that would pressurise the IRI. We encourage the sending of all manner of signals to the effect that the patience of the international community has reached its limits. We, however, do believe that declamatory threats have little impact if any. Mr Ahmadinejad dismisses them as superficial gestures and Ayatollah Khamenei denounces them as the psychological warfare of the “Great Satan”. Based on these assessments, the IRI continues its threatening advancement towards nuclear self-sufficiency. To this effect, the Iranian Majlis (Parliament) has urged the state towards nuclear self-sufficiency and has called on the government to "retaliate against countries which inspect Iranian planes and ships or refuse to give fuel to Iranian planes”.

 

Our assessment of the past thirty one years of IRI’s rule confirms that the IRI neither appreciates nor would it be willing to engage in civil and diplomatic discourse. The rulers of IRI do not fear military threats; indeed, they have always maintained that war is a ‘divine gift’. The IRI would thrive on an Israeli or an American led air strike as this would mobilise opinion of a large section of the society toward siding with the IRI, and would enable the clerical regime to present itself as a “victim” of US expansionism and Zionist aggression against Islam. In our opinion, any kind of military attack, would guarantee the prolonging of the IRI’s life span. Devastating options such as use of military force must be replaced with a firm, realistic and pragmatic policy that is endorsed by the people of Iran.

 

Time is rife for the US to make a big change in its strategy concerning the IRI. Incontrovertibly, such changes of policy would signal the IRI that the patience of the international community has reached its limitations.

 

We understand that the U.S. Court of Appeals for the District of Columbia, in a 22-page ruling, has advised the State Department to review its designation of the People's Mojahedin Organization of Iran (PMOI) as a foreign terrorist organization.

To continue with this thirteen-year old failed strategy of victimizing PMOI unjustly, and to continue to keep the PMOI on the list would send a clear message to both the IRI and people of Iran; that the USA continues to side with a regime which promotes international terrorism and destabilizes the region.

Alternatively, to seize this opportune moment and to rectify what the State Department "failed to accord the PMOI the due process protections", can be viewed as the first pro-Iranian democracy stance.

 

----------------------------------------------------------------------

Dariosh Afshar (UK), Saeed Atlas (UK), Ali Behrooz (UK), Masoud Ebrahim-Nejad (Norway), Ali Fayyaz (Sweden), Aziz Fouladvand (Germany), Bahram Rahmani(Sweden), Satar Laghaii (UK), Majid Moshayedi (Switzerland), Milad Makhtoum(Germany), Iraj Mesdaghi(Sweden), Korosh Taheri(Sweden), Esmail Vafa Yaghmaii (France)

 

برگردان از: داریوش افشار

خانم هیلاری کلینتون گرامی

امضاء کنندگان این نامه، فعالین سیاسی مستقلی هستند که وابسته به هیچ سازمان سیاسی و یا مذهبی نیستند.

از آنجائیکه رژیم حاکم بر ایران بانی تمامی بحرانهای موجود در خاورمیانه ارزیابی میشود، این موضوع توجه ما را به آیندۀ ایران و مردمانش معطوف داشته است که اتخاذ هرگونه سیاست نادرست از جانب جامعۀ بین المللی، بویژه در خلال دوران حساس کنونی، میتواند ایران و خاورمیانۀ بزرگ را بکام شعله های آتشی غیر قابل مهار فرو ببرد. ما امیدوار هستیم که خواندن این نامه با یک چنین دیدگاهی به قضایا از حظورتان بگذرد. 

در این راستا، هیچ گزینۀ دیگری در مقابل ما قرار ندارد بجز اینکه ما توجه عالمانۀ شما را معطوف به سیاستهای محاسبه نشده ای بداریم که در گذشته توسط ایالات متحدۀ آمریکا اتخاذ شده اند. یعنی اتخاذ سیاست هائی که به نظر ما بنیان بن بست کنونی با رژیم جمهوری اسلامی را پایه ریزی کرده اند. بنظر ما، بحران کنونی ریشه در اتخاذ سیاست "باخت-باخت" از طرف ایالات متحده دارد که رسیدن به یک راه حل در قبال آن تنها میتواند از طریق کنار گذاشتن عملی چنین سیاستی قابل حصول باشد.

اتخاذ اینگونه سیاست های اشتباه، ریشه در عدم درک صحیح از اهداف استرتژیک جمهوری اسلامی دارند. در دوران ریاست جمهوری آقای بیل کلینتون، وزارت خارجۀ ایالات متحده بر این باور رهنمون شده بود که گوئی برگزیدن سیاست مماشات در قبال جمهوری اسلامی قادر به معطوف کردن نظر ملایان حاکم بر ایران به احترام گذاشتن به قوانین بین المللی، وارد شدن به ارتباطات دو جانبه و چند جانبه با جامعۀ جهانی و احترام گذاشتن به حقوق بشر خواهند شد. در همان دوران، محمّد خاتمی، رئیس جمهور وقت ایران، با یکسری وعده و وعید ها و ژستهای بظاهر قانع کننده، دولت آمریکا را متقاعد کرد تا سیاستهائی را اتخاذ کند که نتایج مطلوب را بدون هیچ ضرری برای منافع آمریکا، هم برای جمهوری اسلامی و هم برای ایالات متحده در بر داشته باشند.

آقای خاتمی به هیچیک از قول های خود عمل نکرد. در واقع، برنامۀ زیرساختهای اتمی ایران و طرح و ساخت مخفیانۀ بخش اعظمی از پروژۀ اتمی جمهوری اسلامی ایران در خلال و طی دوران هشت سال ریاست جمهوری ایشان به تحقق پیوست. در همان دوران، بسیاری از روشنفکران، متفکرین و رهبران مخالفین سیاسی هدف ترور فردی و حذف فیزیکی قرار گرفتند. اگر چه در همان دوران جهان در حال پی بردن و بیدار شدن به این واقعیّت عوامفریبانه بود، با این وجود، دولت آمریکا با این خیال واهی که جمهوری اسلامی یک روزی مسیر خود را تغییر خواهد داد، به ادامۀ سیاستهای نادرست خود اصرار ورزید. در همان دوران، دولت آمریکا حتا برای نشان دادن حسن نیّت خود به بقای جمهوری اسلامی، متشکل ترین نیروی مخالف جمهوری اسلامی یعنی سازمان مخاهدین خلق ایران را در لیست سازمانهای تروریستی خارجی قرار داد و متعاقب آن به فاصلۀ کوتاهی این سازمان را در عراق خلع سلاح کرد.

این در حالی انجام میشد، که جمهوری اسلامی کمر به گسترش نفوذ خود در خاورمیانه و آفریقا بسته بود. توانمند کردن نظامی و سیاسی حزب الله و حماس بخشی از برنامه های از پیش تعیین شدۀ جمهوری اسلامی در منطقه بحساب میایند. با این وجود، دولت آمریکا ساده لوحانه چشمان خود را به اشاعۀ تروریسم در جهان و مداخله در امور دیگر دولتها و کشورهای مسلمان توسط جمهوری اسلامی را بسته نگاه داشت.

با وجودیکه بنیادگرائی اسلامی از طرف جمهوری اسلامی ترویج و تقویت میشد، سیاست ایالات متحده در قبال حاکمان ایران چه در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون و چه بعد از آن تغییری نکرد. اگر چه پرزیدنت بوش جمهوری اسلامی را یکی از "محورهای شرارت" اعلام کرد، امّا در واقع امر، دولت ایشان همچنان به ادامۀ همان سیاستهای پوچ و عبث اتخاذ شده ادامه داد و خطر رشد هر چه بیشتر یک رژیم بنیادگرای اسلامی در حال مجهز شدن به کلاهک اتمی را نادیده گرفت.

بطور خلاصه، ایالات متحده یکی از انعطاف پذیرترین سیاستهای خود در قبال یک رژیم متخاصم را که سابقۀ آن تا دوران آغاز جنگ جهانی دوّم میتوان سراغ داشت را به اجرا گذاشت.

از این قبیل سیاستهای نابخردانه میتوان از حملۀ نظامی به عراق نام برد که بدون در نظر گرفتن نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه و با باز گذاشتن نفوذ عامل تروریسم در بخش قابل ملاحظه ای از عراق بنفع جمهوری اسلامی بوقوع پیوست. اضافه بر این امر که مردمان عراق از یکطرف قربانیان این جنگ خانمانسوز واقع شدند، و پیوسته در وحشت اعمال تروریستی نضج گرفته در کشورشان قرار گرفتند، اصلی ترین سازمان مخالف جمهوری اسلامی خارج از مرزهای ایران یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران نیز از طرف دیگر قربانی سیاستهای مماشات طلبانه با جمهوری اسلامی شد. نیروهای اشغال کننده تمامی هشدارهای مجاهدین و دیگر سازمانها در کردستان عراق را مبنی بر حظور و پیشرفت "لشکر قدس" یعنی شاخۀ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در منطقه را که در آنموقع در حال سرازیر شدن به عراق بود را نادیده گرفتند.

طبق شواهد روزانه، شکست سیاستهای مماشات جویانه بخوبی مشهود هستند ولی با کمال ناباوری از سوی بسیاری از صاحبنظران، آقای اوباما هم به ادامۀ همان سیاستهای غلط پیشینیان خود پرداخت و تمامی هشدارهای از پیش خوانده شده را نادیده انگاشت. آقای اوباما با خیال واهی همکاری و مساعدت جمهوری اسلامی در انتخاباتی که در عراق در راه بود، دست دوستی بطرف دولت حامی تروریسم دراز کرد و در عمل تصمیم به نشستن به دور میز مذاکره، با وجود جریان داشتن مناقشۀ اتمی با یک چنین رژیمی را گرفت. تنها ره آوردی که بدست آمد امّا، همانطور که پیش بینی آن میرفت، تقلبات در این انتخابات بسود منافع جمهوری اسلامی بود!

به اختصار، هیچیک از سیاستهای اتخاذ شده از طرف ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی مؤثر واقع نشدند. سیاستهای ایالات متحده تا به امروز، در مطیع کردن جمهوری اسلامی به احترام گذاشتن به حق مردم خود و خواسته های آنان از یکطرف و از طرف دیگر، در قبال برنامه های پیگیری شده از طرف این رژیم در منطقه و خاورمیانۀ بزرگ به شکست انجامیده است. به همین مثابه، اتخاذ اینچنین سیاستهائی، مانعی در مقابل دستیابی نزدیک جمهوری اسلامی به سلاح اتمی را ایجاد نکرده است. سیاست خارجی ایالات متحده در قبال خاورمیانه از هیچگونه انعطافی بهره نگرفته است و تا آنجائیکه به مردمان خاورمیانه مربوط میشود، آنانرا از این اندیشه که آمریکا حامی آنان است و از یک رژیم توسعه طلب حمایت نمیکند، برحذر داشته است. این سیاست، همچنین در میان روشنفکران بعنوان امری که ایالات متحده را یک نیروی متهاجم ارزیابی کنند رقم خورده است. صدور قطعنامۀ 1929 خود مصداقی است بر این سیاست شکست خورده در تمامیّت آن.

ما از هر سیاستی که جمهوری اسلامی را تحت فشار بگذارد حمایت میکنیم. ما اعلان هر نوع پیام به هر گونه ای را که نشان دهندۀ پایان صبر و تحمل جامعۀ جهانی در قبال رفتارهای جمهوری اسلامی است را حمایت و تشویق میکنیم. در عین حال امّا، ما بر این باور هستیم که تهدیدات رجزخوانانه تأثیرات بدون ثمر و یا در بهترین حالت تأثیراتی ناچیز خواهند داشت. آقای احمدی نژاد اینگونه تهدیدات را ژستهای کم مایه تلقی میکند و آیت الله خامنه ای آن را در حکم برپائی جنگ روانی از طرف "شیطان بزرگ" محکوم میکند. بر پایۀ چنین داده هایی است که جمهوری اسلامی امّا، کماکان بسوی خوکفائی هسته ای در حال پیشرفت است. در این راستا، مجلس رژیم نیز دولت را موظف به امر خودکفایی هسته ای کرده و خواستار پاسخ به مثل مقامات دولتی ایران به کشورهائی است که کشتی های ایرانی را بزیر بازرسی خود قرار میدهند ویا از تحویل سوخت به هواپیماهای ایرانی ممانعت بعمل میاورند.

بازنگری به تاریخ 31 سالۀ جمهوری اسلامی نشان از این دارد که این سیستم حکومتی نه میتواند و نه خواهان آنست که وارد یک گفت و شنود متمدنانه و یا دیپلماتیک بشود. حاکمان جمهوری اسلامی هیچ وحشتی از تهدیدات نظامی ندارند. در واقع امر، آنها همواره جنگ را یک "موهبت الهی" قلمداد کرده و میکنند. آنها حتا از حملۀ نظامی هوائی به سرکردگی اسرائیل و یا آمریکا اسقبال خواهند کرد چرا که اینکار میتواند بخش بزرگی از جامعه را به طرف جبهه رژیم جمهوری اسلامی سوق دهد. رژیم ملایان حتا میتواند از این موضوع سود جسته و بعنوان تهاجمات گسترش طلبانۀ آمریکا و صهیونیسم "مظلوم نمائی" کند. به باور ما، دست زدن به هرگونه عملیات نظامی بمثابه تضمینی برای طولانی کردن حیات جمهوری اسلامی بشمار میاید. گزینه های مخربی مانند استفاده از نیروی نظامی، میبایست با اتخاذ یک سیاست قاطع، بر مبنای واقعیّات و پراگماتیسم که مورد حمایت مردم ایران باشد، جایگزین شوند.

زمان آن فرا رسیده تا ایالات متحده تغییرات هدفمندی را در سیاستهای خود در قبال جمهوری اسلامی اتخاذ کند. بدون شک، اینچنین تغییراتی در سیاست، نشان از پایان یافتن صبر و تحمّل جامعۀ بین المللی در قبال رفتارهای جمهوری اسلامی خواهد بود.

مطلع شده ایم که دادگاه فدرال تجدید نظر در حومۀ کلمبیا، در یک حکم 22 صفحه ای خواهان بررسی مجدد قرار دادن نام سازمان مجاهدین خلق ایران در لیست سازمانهای تروریستی خارجی شده است.

ادامۀ این سیاست غلط و قربانی کردن نامنصفانۀ مجاهدین خلق و نگهداری نام این سازمان در این لیست، پیام روشنی را هم به جمهوری اسلامی و هم به مردم ایران در بر دارد: که ایالات متحده آمریکا خواهان دوستی با رژیمی است که حامی تروریسم بین المللی و عامل بی ثباتی در منطقۀ خاورمیانه است.

گزینۀ دیگر این خواهد بود که وزارت امور خارجۀ آمریکا از این فرصت مناسب استفاده کرده و این خطای عمدی که مجاهدین را از بهره گیری از حقوق قانونی خود محروم می داشت را تصحیح کند. این اوّلین گام در حمایت از خواست های دموکراتیک مردم ایران در مقابل جمهوری اسلامی خواهد بود.







[Posted comments0]

No press releases currently available



Iran's Crises  1998 - 2007   ©