Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Sunday 7 August 2022
HOME
NEWS
ANALYSIS
INTERVIEW
POLITICS
SOCIAL
STATEMENTS
ECONOMY
SEARCH

�������������� ������


من در اقلیت هستم
[ علی ناظر]
[Source: Iran's Crises – English (ICE)]


با تشکر از اسماعیل وفا یغمایی و پیش از اینکه « به مرگ فجئه از دار دنیا» بروم، فکر کردم بد نباشد این چند سطر را بنویسم.

دیدگاه هیچ موقع سعی نکرده از طرق مختلف ردپای کاربرانش را یافته و موقعیت فکری و باورمندی آنها را برای خود و دیگر کاربرانش مشخص کند.

بگذارید یکی دو مثال بزنم تا منظورم را مشخص تر بیان کنم. می توان با استفاده از تکنولوژی، به راحتی فهمید که مثلا «احمد» همان «محمود» است یا نه، حتی اگر احمد و محمود اسامی مستعار باشند. به راحتی می شود فهمید و ردیابی کرد که مثلا احمد امروز از این کامپیوتر نظر ارسال می کند و فردا از آن کامپیوتر. به راحتی می شود فهمید که احمد و محمود در یک کشور و شهر و قصبه زندگی می کنند و یا فرسنگها از هم فاصله دارند. با توجه به امکانات موجود تکنولوژی، دیدگاه احتیاجی به آنالیز جملات نظر دهنده و حلاجی آنها نمی بیند تا بداند که کی کی هست و یا نیست. یک کد ساده کامیوتری این مهم را ممکن می کند.

اما دیدگاه هرگز وارد این مقوله نشده است، بخودش هم اجازه نمی دهد که وارد این مقوله شود. اما چه خوب می شد اگر برخی از کاربران هم به شعور دست اندر کاران دیدگاه شک نکنند، چرا که شک آنها نشان از بی فرهنگی آنها خواهد بود. باور کنید نادیده گرفتن خیلی از این نکات از سوی مسئولین دیدگاه تنها بخاطر سعه صدر آنها و باور آنها به رها کردن پروسه سرنگونی از فرهنگ فقیر و خودمحورانه است، و نه بخاطر اینکه کاربران از دیدگاه تعریف کنند و بگویند که دیدگاه این است و آن نیست، و ....

عزیزانم،

دیدگاه یک سری موازین ساده (گل و گشاد) پیشنهاد کرده تا باعث پیشگیری از نظر دادن و تعاطی افکار نشود. اما، این دو واژه «نظر دادن» و «تعاطی افکار» باید در حیطه آن حد و مرز و موازین ساده باشد. من نمی دانم چرا به اشتباه این پیام به برخی از کاربران دیدگاه داده شده است که علی ناظر و دیگر مسئولین  و یادداشت روز نویسان دیدگاه بی مرز هستند. به نظر این حقیر آنهایی که با سایت دیدگاه تنگاتنگ همکاری می کنند نه تنها بی مرز نیستند بلکه مرزهایشان خیلی مشخص و تند و تیز است.

آزادی بیان و نظر دادن، با استفاده ابزاری از امکانات آزاد، برای سرکوب و تحقیر دیگری یکی نیست. چگونه می توانیم با اسم مستعار به شخصی حقیقی برچسب بزنیم و شب هم خوابمان ببرد. چگونه می توان هر روز از یک آی پی، و یا هر چند روز یکبار با یک اسم مستعار جدید و انشاء جدید به یک سازمان سیاسی، و یا یک فرد سرنگونی طلب انتقاد کرد، و اتهام زد و توهین کرد، و هم زمان مدعی بود که این ابزار (دیدگاه) «مترقی» است؟
به نظر من، رسانه ای که بتوان از آن استفاده ابزاری کرد نه تنها مترقی نیست، بلکه فقط به درد لای جرز می خورد (همراه با مدیر مسئولش). به دیگران خرده می گیریم که چپ و راست می روند و بدون هیچ ملاحظه ای به این و آن «رژیمی» می گویند، اما خودمان با پناه بردن پشت «آزادی مطبوعات»، «آزادی بیان» و... به هرکس که دلمان می خواهد بد و بیراه می گوییم و تازه خیلی هم از کرده خودمان مشعوف هستیم، و فکر می کنیم که از حیثیت دیدگاه (سایت خودمان) دفاع می کنیم. خط و حیثیت دیدگاه را باید فقط در یادداشت های روز و یادداشتهای هفته آن جست. اگر آنها به خطا رفتند باید هشدار داد، و حتما افشا کرد، و نه اینکه وقتی فلان کاربر با فلان نام مستعار نظر بد و یا انحرافی داد.
باور کنید و از من بپذیرید که کاربران دیدگاه هم سیاسی فکر می کنند، هم سیاسی فعالیت می کنند، و هم سرد و گرم دنیا را چشیده و خوب بلدند مو را از ماست بیرون بکشند. خودشان بخوبی تفاوت نظر انحرافی با بقیه نظرها را تشخیص می دهند. کاربران دیدگاه نورسان به عرصه سیاست و مبارزه نیستند. و دقیقا به همین خاطر، اگر مسئولین و یا یادداشت روز نویسان دیدگاه نوشته ای انحرافی منتشر کردند باید بر آنها بیرحمانه تاخت و از خط و خطوط دیدگاه (سایت خودمان) دفاع کرد. نظر دهندگان رهگذرند.


سایت دیدگاه سایت سرنگونی طلبان است، اما مشخصه اول سرنگونی طلبی اخلاق مترقی است. یعنی، باید آن نبود که رژیم هست. باید آن بود و آن شد که رژیم نیست و هرگز نمی تواند بشود. مشخصه سرنگونی طلب بودن باورمندی به فرهنگی پویا، تحمل گرا، فراگیر و ضد استبدادی است.
قانون ساده برای ثبت نظر: در باره محتوای مقاله/خبر نظر داده شود، و نه در باره نظر دهنده.
بنابراین، این جمله که «من با نظردهنده پیشین موافقم» نظر نیست. چون اگر موافقید که موافقید، دیگر گفتن ندارد. و یا اگر مخالفید گفتن ندارد، مگر اینکه بگویید که چرا مخالف و یا موافقید. به زبانی دیگر، بنویسید که با کجای مقاله موافق یا مخالفید و نه با کجای «نظر» نظر دهنده پیشین. پرداختن به و تحلیل اخلاق و منش نظردهنده گان، نادیده گرفتن این قانون ساده، بیان کننده یک پیام ساده است - کاربر این قانون را قبول ندارد، و می خواهد راه خودش را پیش ببرد و قوانین خودش را پیاده کند. می خواهد دیدگاه را مجبور به سانسور کند تا این دریچه بسته شود. حال آنکه می دانید و می داند که دیدگاه با سانسور مخالف است.
فی الواقع، اگر این کاربر با موازین ستون نظرها مخالف است، می تواند نظر ندهد، و یا اصلا به این ستون دیدگاه سر نزند.


عزیزانم،

مگر می شود، به آزادی بیان باور داشت، ولی به قوانین آزادی بیان باور نداشت. مگر می شود به آزادی مطبوعات باور داشت ولی به قوانین مطبوعات آزاد تن نداد؟ رسانه ای (به اسم دیدگاه) می گوید این سری موازین باید رعایت شود. به این می گویند مطبوعات آزاد – یعنی: کسی، مقامی، لایحه الحاقی و یا رژیم ددمنشی نمی تواند به این رسانه حکم کند، و یا برایش موازین تعیین کند.

من برخلاف برخی از یادداشت روز نویسان، و مسئول موقت ستون نظرات دیدگاه بر این باور نیستم که دیدگاه بدون ستون نظرها یعنی هیچ. به همین خاطر هم خیلی وقت است که به گروه مخالفین ادامه حیات این ستون پیوسته ام، مگر اینکه قوانین ساده آن رعایت شود – نظر فقط درباره محتوای مقاله/خبر باشد. اما دوستان و مسئول ستون می گوید که عدم انتشار یعنی پذیرش تیز کردن تیغ سانسور، و دیدگاه نباید اجازه دهد که تعداد اندکی (شاید آنارشیست) این دریچه را مسدود کنند.

فعلا من در اقلیت هستم و از آنجایی که دیدگاه ولی فقیه ندارد و هر چه اکثریت یاران نزدیک دیدگاه بگویند مسئول دیدگاه اخلاقا ملتزم به اجرای آن است، و نمی توان این ستون را تعطیل کرد، ولی می دانم که صبر مسئول این ستون هم بیکران نخواهد بود.

علی ناظر

8 خرداد 1389

 





[Posted comments]

No press releases currently available



Iran's Crises  1998 - 2007   ©