Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Tuesday 20 November 2018
جستجو
اقتصادی
مواضع و بیانیه
اجتماعی
سیاسی و نظامی
گفتگو - شنیداری/دیداری/ن.شتاری
برداشت و تحلیل
خبر و گزارش
صفحه نخست

يادداشت هفته

* دوران بلبشو
  علی ناظر

* «فرار به جلو» موسوی
  علی ناظر

* رضا پهلوی در مسیر بازگشت به اصل خود
  علی ناظر

* باز 19 بهمن شد
  علی ناظر

* ویژه نامه بحران 88
  علی ناظر

* هفته
بی ظرفیت ها
و بی ظرف ها
  علی ناظر

* بند ناف
  علی ناظر

* پايان نامه – انتقال تجربه
  علی ناظر

* آغاز هشتمين سال فعاليت ديدگاه
  علی ناظر

* بد و بدتر
  علی ناظر

* درد دل
  علی ناظر

* اگر به مرگ من اميد بسته اي
تا نهايت نشاندنت به خاک
زندگانيم دراز باد
  علی ناظر

* يادداشت هفته - حق پناهندگي  علی ناظر

* شانتاژ - يادداشتي بجاي يادداشت هفته  علی ناظر

* پاسخي کوتاه به تعداد زيادي اي ميل  علی ناظر

* خدا را شکر که به کلاس اول آمديم  علی ناظر



يادداشت هفته - حق پناهندگي
[ علی ناظر]
[منبع: Iran's Crises – English (ICE)]


نوبت يدي لرستاني بود که يادداشت اين هفته را بنويسد. از ايشان خواهش کردم که اجازه بدهند مطلب اين هفته را ديدگاه بنويسد، که ايشان با لطف هميشگي که در حق ديدگاه دارند، اين خواهش را پذيرفتند. مطلب ايشان در بخش مقالات ثبت خواهد شد. درخبرها آمده است که 35 تن از اعضاي مجاهدين و شوراي ملي مقاومت که پيش از اين مشمول قوانين پناهندگي مي شدند و دولت آلمان اين استاتو را هم به آن هااعلام کرده بود، به ناگاه مورد بي لطفي وزارت کشور آلمان قرار گرفته شده اند، و امکان دارد اخراج شوند. البته هنوز اعلام نشده که اگر اخراج بشوند و حق پناهندگي از آنها گرفته شود، آنها به کجا اخراج خواهند شد. و آيا داستاني ديگر در پشت اين خبر آرميده است يا نه؟ ما همه، مجاهدين را مي شناسيم. از امکانات بسياري برخوردارند. صدها و به قولي هزاران وکيل قضايي و پارلماني مدافع آنها بوده و هستند. موقعيت مالي آنها هم بنابه دلايل مختلف خوب است. از لحاظ تشکيلات و نيروي انساني هم چند سر و گردن از همه سازمانهاي سياسي بالاترند، و صاحب راديو و تلويزيون و نشريه و چندين سايت اينترنتي هم هستند. با توجه به همه ي اين واقعيات، از سايت ديدگاه سوال شده که چرا اين خبر بخصوص، هم در ستون اخبار آمده و هم از ديروز در ستون حقوق بشر؟ سوالي است معقول. چرا بايد اينقدر انرژي صرف نيرويي کرد که اصلا احتياج به کمک من و تو و او ندارد؟ مگر بار ها و در عمل، من غير مستقيم، ثابت نکرده که بدون کمک ما کارهاي خودش را مي کند و روي نيروهاي مردمي حساب باز نمي کند؟ پاسخ به اين سوال در يک نکته نهفته است. ما بايستي از حق پناهندگي دفاع کنيم – (به همين خاطر بخشي از اخبار صفحه حقوق بشر به پناهندگان اختصاص يافته است). اما دليل سياسي هم دارد: وقتي دولت آلمان استاتو 35 عضو يک سازمان - با اين مشخصات (فوق الذکر)، را بتواند به اين راحتي به زير سوال ببرد، چه دليلي دارد که فردا از کوچکتر ها شروع نکند؟ چه دليلي دارد که نتيجه اين فقره قضايي را در مورد پناهندگان تازه وارد اجرا نکند؟ راديو فردا در مصاحبه اي سعي بر القا کردن اين امر مي کند که چون برخي از اين اعضا به عراق مسافرت کرده اند، نبايستي از عکس العمل آلمان متعجب شوند. آنچه که در اين مصاحبه و يا موارد مشابه فراموش مي شود اين واقعيت است که استاتو پناهنده سياسي، فرد را از مسافرت به ديگر نقاط جهان باز نمي دارد، بلکه تنها جايي که نبايد سفر کند، کشوري است که از آنجا گريخته است. من اگر به جاي آلمان بودم، آن پناهندگاني را اخراج مي کردم که بعد از عمري پناهنده بودن، چمدان بسته و به ايران، براي تعطيلات تابستاني و زمستاني، حل معضلات خانوادگي و شخصي و "بيزنس" و...سفر مي کنند. اگر کسي از ايران گريخته چون واقعا جانش در خطر است، چگونه ميتواند براي حل اين مساله و يا آن مشکل شخصي، اول به سفارت ج.ا. رفته و پاسپورت بگيرد (به زبان ساده تر بگويد يا اماما غلط کردم)، و در مراحل بعدي از مرز ها بگذرد و راست راست در خيابان ها و ادارات راه برود؛ و بعد از همه اينها از همان مرز باز گردد؛ و رژيم جمهوري اسلامي هم کاري به کارش نداشته باشد؟ يا اين رژيم رحمان و رحيم شده، يا آن پناهنده جانش در خطر نبوده و نيست (دردآورتر اينکه پس از بازگشت هنوز از بيعدالتي رژيم ج.ا. سخن مي گويد و به نيروهاي سياسي مخالف رژيم هم خرده مي گيرد). گويي اين ها متوجه نيستند که رفت و آمد آنها به ايران تا چه حد پرونده پناهندگان تازه وارد را دچار مشکل مي کند، و تا چه حد دست دول هم سفره ي رژيم را براي فشار آوردن به پناهندگان سياسي باز مي گذارد. گويي نمي دانند که علت سختگيري دهه ي اخير دول هم پياله رژيم در به رسميت شناختن حقوق پناهندگان سياسي همين ييلاق قشلاق کردن هاست. گويي مي دانند ولي ديگر مساله آنها نيست. "پاس" خودشان را گرفته اند، جايشان سفت سفت است، خيلي ها مليت دوگانه دارند و کشور مطبوعه ميهمان نمي تواند به سادگي آنها را جا به جا کند؛ پس چرا بايد احساس مسووليت بکنند؟ پاسخ آسان است: رژيم هنوز جنايت مي کند، هنوز بسياري مي خواهند از شرّ رژيم به کشور ديگري پناه ببرند، و پناهجويي و پناهندگي دردي و مساله اي جهاني و مشترک است. امروز مجاهدين، فردا من، روز بعد تو (که خرت از پُل نگذشته است). آنچه که مهم و مسلم است، اينست که اگر اين 35 نفر، استاتو خود را از دست بدهند و به ايران مسترد شوند جانشان در خطر خواهد بود. به خاطر داشته باشيم که جان پناهندگان سياسي (وابسته به هر سازمان و يا حزبي) در خطر است، اگر مسترد شوند. بي شک "سفرهاي توريستي" موقعيت آنها را پيچيده تر و پرونده پناهندگي را ضعيف تر خواهد کرد. با تشکر علي ناظر – 30 ژانويه 2005 - ديدگاه







[Posted comments0]

No press releases currently available



Iran's Crises  1998 - 2007   ©