Iran's Crises Unfolded  
IranCrises
 
Friday 16 November 2018
جستجو
اقتصادی
مواضع و بیانیه
اجتماعی
سیاسی و نظامی
گفتگو - شنیداری/دیداری/ن.شتاری
برداشت و تحلیل
خبر و گزارش
صفحه نخست

همکاران ديدگاه

* 190190  علی ناظر

* ثبت پیامها و نظرها
در محکومیت کشتار ساکنین بی دفاع اشرف
  علی ناظر

* لجن مال کردن سایت کلمه؟  علی ناظر

* فراتر از باورهای سمبلیک  علی ناظر

* اخاذی سیاسی  علی ناظر

* «عرب» و «مسلمان»  علی ناظر

* فرهاد دیدگاه هم رفت  علی ناظر

* اگر بیل زنی ...؟  علی ناظر

* خودسری و خود زنی  علی ناظر

* فرود و پرواز سوال برانگیز  علی ناظر

* تبریک  علی ناظر

* چند سوال از آقای محدثین  علی ناظر

* هواداران طلبکار  علی ناظر

* چادر  علی ناظر

* صفحه خط دار  علی ناظر

* تو کجا و علی کجا  علی ناظر

* «دولت یهود»  علی ناظر

* اصل، «اصول» است  علی ناظر

* رهبران ما، رهبران آنها  علی ناظر

* خودسانسوری؟  علی ناظر

* خاکستر بر سر  علی ناظر

* بحث آزاد  علی ناظر

* رفراندوم؟  علی ناظر

* تو که سهل است عمر و عثمان و علی هم نتوانستند  علی ناظر

* جبهه وسیع (بخش دوم) «جبهه مردم» یا «جبهه همبستگی ملی»؟  علی ناظر

* گفتگوی تلفنی کوتاه  علی ناظر

* هشدار، مشکل فنی  علی ناظر

* موازین دیدگاه از اول فروردین 1389  علی ناظر

* قتل علی موسوی  علی ناظر

* منتظری ستیزان  علی ناظر

* جراحی  علی ناظر

* هراس از حسینعلی منتظری  علی ناظر

* مرگ بر خمینی  علی ناظر

* نظریه پرداز  علی ناظر

* پیام مسعود رجوی و تعیین تکلیف و فرجام نهایی  علی ناظر

* دولت سایه  علی ناظر

* سرکوب در داخل، قتل عام در خارج؟  علی ناظر

* «گیر» دادن به موسوی – در پاسخ به فرهاد مهدوی  علی ناظر

* سه سیزده و یک بیانیه  علی ناظر

* 13 آبان، موضعگیری ها  علی ناظر

* بحران زا و بحران زی  علی ناظر

* فتوایی که خمینی و خامنه ای هم نداده اند  علی ناظر

* کس نخارد پشت من....  علی ناظر

* دو رفیق  علی ناظر

* میان ماه من تا...  علی ناظر

* سیاست خارجی  علی ناظر

* راهکاری بهتر؟  علی ناظر

* من اینجا ایستاده ام  علی ناظر

* دوست عزیز  علی ناظر

* انتقاد همراه با راهکار – در حاشیه نوشتار اسماعیل وفا یغمایی  علی ناظر

* الزایمر سیاسی  علی ناظر

* پایه ریزان فرهنگ سرکوب  علی ناظر

* گفتگو با کریم قصیم  علی ناظر

* دیدگاه سوم – بخش سوم  علی ناظر

* تست  علی ناظر

* بنام آزادی انسان - تحلیلی از بحران برآمده از 11 سپتامبر [بولتن بحران]  علی ناظر

* سایت های هواداران مجاهدین، علی ناظر را افشا می کند  علی ناظر

* «زهر» و «پادزهر»  علی ناظر

* حل معادلهء چند مجهولي  علی ناظر

* چرا فراخوان  علی ناظر

* پيام مسعود رجوي، پيامي براي ديگران  علی ناظر

* نامه دفتر نخست وزير (توني بلر) و وزارت خارجه انگليس به کاربران ديدگاه [متن انگليسي]  علی ناظر

* بدون صغري و کبري  علی ناظر

* نظري ناروا در باره «بيدي که نمي لرزد»  علی ناظر

* متکي بر دغلکاري يا باور مذهبي  علی ناظر

* شکل و محتوا [فني]  علی ناظر

* اولين پروژهء سايت بحران به پايان رسيد  علی ناظر

* نامه به توني بلر پيرامون بحران جاري [همراه با ليست امضاي دريافتي]  علی ناظر

* يک نرم افزار مسوول سايت ديدگاه شد  علی ناظر

* ديدگاه در 9 ماه آينده  علی ناظر

* خنديد  علی ناظر

* هر پديده اي عمري دارد  علی ناظر

* يادداشت هاي روز ديدگاه  علی ناظر

* ديدگاه هرچقدر پول بدهد آش مي خورد  علی ناظر

* نقض قوانين کپي رايت پيگرد قانوني دارد  علی ناظر

* تروريستها بيکار ننشسته اند، خاک ايران - آخرين خاک ريز  علی ناظر

* اگر او مادر من بود  علی ناظر

* من هستم چون مبارزه مي کنم. رژيم هست، چون...  علی ناظر

* چه زشت  علی ناظر

* گام اول براي حملهء نظامي به ايران  علی ناظر

* موازين و راهکار براي ستون نظر کاربران  علی ناظر

* نه، اينطوري نمي شود!  علی ناظر

* اعدام صدام - بربريت لخت و عور  علی ناظر

* «مي توان و بايد»
نامهء سرگشاده به مسوولين
کميسيونهاي شوراي ملي مقاومت
  علی ناظر

* 1737  علی ناظر

* تقلب، تخلف، رأي سازي، فرهنگ آخوندي  علی ناظر

* نه! کافي نيست  علی ناظر

* کارت رژيم سوخت  علی ناظر

* براي سرنگوني بايد اين اسب را لنگ کرد  علی ناظر

* مرحلهء دوم اتومات شدن ديدگاه  علی ناظر

* دفاع از مدافعین آزادی  علی ناظر



پیام مسعود رجوی و تعیین تکلیف و فرجام نهایی
[ علی ناظر]
[منبع: Iran's Crises – English (ICE)]


در پاراگراف آخر دوست عزیز، که در سی و یکم امرداد 1388 در دیدگاه منتشر شد، نوشته بودم:

 

"بعنوان یک هموطن، از آقای مسعود رجوی تقاضا می کنم که این نکته مبهم را برای دوری گزیدن از هر کج فهمی، به روشنی و با توجه به رابطه شکل و محتوا، برای ثبت در تاریخ، بیشتر شکافته تا اگر فردی یا افرادی از اعتصابیون جان سپرد، نکته ای ناگفته و مبهم وجود نداشته باشد. در بند 4 اطلاعیه شماره 14 شورا، بند 4 آمده: "حضور نماينده شوراي امنيت ملل متحد يا دبيركل در اشرف براي گفتگو در باره  تعيين تكليف و فرجام نهايي". در این بند، منظور از "تعيين تكليف و فرجام نهايي" چه می تواند باشد؟"

 

مسعود رجوی در پیام 13 آبان 1388 خود به این نکته بطور مبسوط و روشن اشاره می کند. به نظر نگارنده، این پاسخ از چند جهت شایان توجه است:

 

1-      چنانکه در این پیام به روشنی مشخص شده است، مجاهدین به دنبال شهید پروری کور نیستند. مسعود رجوی چنین تعیین موضع می کند:

الف - مجاهدان اشرف از طرح دولت کنونی عراق برای انتقال به کشور ثالث در کشورهای عضو اتحادیه اروپا یا ایالات متحده آمریکا استقبال نموده و به آن ملتزم شده اند

ب - مشروط بر اینکه مسأله داراییها و اموال آنان در اشرف که تماماً حاصل هزینه ها و کار ۲۳ساله خود آنهاست و بیش از ۲۰۰میلیون دلار است، [و]

ث - براساس مواد ۵۲ و ۵۳ کنوانسیونهای لاهه [می باشد] حل و فصل شود

 

به نظر من این تعریف "تعیین تکلیف و فرجام نهایی" است، و برای من بعنوان فردی مستقل از مجاهدین کاملا قابل درک و حمایت است.

2-      مسعود رجوی در ادامه و برای تسهیل و میسر شدن این "تعیین تکلیف و فرجام نهایی"، گامی فراتر گذاشته و راه حل موقت زیر را پیشنهاد می کند:

 

"تا انتقال مجاهدان اشرف به کشورهای عضو اتحادیه اروپا یا ایالات متحده آمریکا که مجاهدان اشرف را محصور و بلادفاع گذاشته است؛


اولاً-  اذعان ملل متحد به ممنوعیت هرگونه جابه جایی اجباری ساکنان اشرف در داخل عراق به عنوان افراد حفاظت شده، بسیار ضروریست.


ثانیاً- حداقل انتظار از نیروهای آمریکایی این است که عدم حمله و خشونت و جابهجایی ساکنان اشرف را در داخل عراق تا پایان سال
۲۰۱۱ میلادی تضمین کنند.


ثالثاً- دولت عراق باید التزام خود را به حقوق ساکنان اشرف طبق قطعنامه
۲۴ آوریل ۲۰۰۹ پارلمان اروپا تا زمان انتقال به ایالات متحده یاکشورهای عضو اتحادیه اروپا اعلام کند."

 

چنانکه روشن است، "تکلیف و فرجام نهایی" نه ماندن در اشرف، و نه شهید پروری است، بلکه دریافت تضمین حقوقی برای انتقال ساکنین اشرف به اروپا یا آمریکا است. اما تا عملی شدن این تضمین حقوقی و براورده شدن خواستهای فوق الذکر، بزرگترین بهانه از مخالفین و حتی هواداران و ساکنین اشرف سلب می شود:

 

"در ۷سال اخیر بی‌مبالغه بیش از ۷۰ بار با همه اشرفیان اتمام حجت کرده است که اگر تحمل شرایط سخت را ندارند، با برخورداری از کمکهای بیدریغ مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران  به دنبال زندگی خود بروند "

 

برخی از مخالفین، این گفته را تنها بعنوان یک پُز تو خالی حقوق بشری و غیر واقعی تعبیر می کنند. بی شک، برای رد این ادعا و عملی شدن چنین امکانی شایسته است نحوه و راهکارهای عملی شدن آن هم بیان شود. آیا دولت عراق و محاصره کنندگان اشرف و دولتهای غربی، امکان انتقال به ایالات متحده یا کشورهای عضو اتحادیه اروپا، را مهیا خواهند کرد؟

 

3-      نکته سوم، و شایان تأمل در این پیام، آلترناتیو آنچه در بالا آمده است، می باشد. آلترناتیو راه حل 1 و 2، همانطور که در 6 و 7 امرداد مشاهده شد، به یک فاجعه انسانی ختم خواهد شد. البته، اگر آمریکا حفاظت آنها را تا پایان 2011 تضمین و تأمین نکند، و یا دولتهای مدعی حقوق بشر در اروپا و آمریکا (مخصوصا جناب اوباما – که بیشتر با اوناست تا با ما)، امکانات انتقال تمامی 3500 ساکن اشرف، با تقبل تمام هزینه های ذکر شده، را نپذیرند، آنوقت، (و تنها در آن زمان) راهی نمی ماند به جز انتظار و عملی شدن این اتمام حجت مسعود رجوی که:

 

 " ما با احترام به حاکمیت عراق و حاکمیت همه کشورهایی که اعضا و پشتیبانان و هواداران مجاهدین و مقاومت ایران در آنجا به سر می برند، تا آخرین نفس خود بر حقوق قانونی خود ایستاده ایم. قیمت آن را پرداخته ایم و باز هم هر چه سخت و سنگین باشد میپردازیم. اگر عراق کشور قانون و دموکراسی است هیچ مشکلی در میان نیست اما اگر مستعمره ولایت فقیه و تابع قانون جنگل است، بگذار مردم این کشور و همه جهانیان ببینند و بدانند. تکرار میکنیم که اگر دیکتاتوری حاکم بر ایران میخواهد جنگ خود را به اشرف صادر کند، اگر میخواهد فشارهای خردکننده‌یی را که از بابت قیام و نارضایتی انفجاری مردم ایران بر آن وارد میشود با فرار به جلو در اشرف تخلیه کند، ما بر حقوق قانونی خود استواریم و مسئولیت تمامی عواقب بر عهده این رژیم و مزدورانش در عراق است."

 

در سلسله نوشتار "اصولی کیست؟" (بخش 1-4)* در عین حال که به دو صلح حدیبیه و صلح حسن، و سکوت علی و حسین، اشاره کرده بودم؛ بر این نکته هم تأکید کرده بودم که مجاهدین را نباید بعنوان یک پدیده تک بُعدی (ویژگی) بررسی کرد. آنها نیرویی منسجم، مسلمان، معتقد به "رهبر عقیدتی"، ملی و سیاسی-نظامی هستند. این چند بُعد، ارزیابی "راه و روش" آنها را پیچیده تر می کند.

به نظر نگارنده، نیروهای سرنگونی طلب، مدافعین حقوق بشر (از جمله عفو و صلیب سرخ) که خواهان پایان دادن به "امپاس" در اشرف هستند، و حتی آنهایی که ادعا می کنند اینگونه پیام ها فقط پُز سیاسی است و منظور واقعی رهبران مجاهدین نیست، باید از محتوای این پیام، بمثابه فرصتی طلایی بهره جسته، و تمام امکانات خود را بکار بگیرند تا (با توجه به شق 1 و 2) انتقال سریع و حقوقی ساکنین اشرف، امکان پذیر شود. در این شرایط بسیار خطیر، سکوت و یا بی اعتنایی در اینباره، مجاهدین خلق را به سوی آلترناتیو ترسیم شده در بالا (شق 3) سوق می دهد، که خواسته مجاهدین نیست، و بی شک کابوس هر ایرانی وطن پرست و انساندوستی است.

به نظر نگارنده، برای ممانعت و پیشگیری از عملی شدن این آلترناتیو (شق3)، باید با تمام نیرو (هر نهادی درحد توان خود) در این امر کوشا شود. حال که مجاهدین آمادگی خود را به وضوح اعلام کرده اند، سکوت و بی عملی خطاست.

 

در زیر متن کامل پیام آمده است:

علی ناظر 17 آبان 1388

________________________________

زیرنویس

* اصولی کیست؟ (در ارتباط با اشرف)

 

·         بخش نخست [24 دی 1387]

·         بخش دوم [5 بهمن 1387]

 ·         بخش سوم [19 بهمن 1387]

 ·         بخش چهارم [1 فروردین 1388]

 

---------------------------------------------------------------------

 

 

مسعود رجوی ـ قیام ۱۳ آبان اعتلای انقلاب دموکراتیک مردم ایران

قیام ۱۳ آبان
اعتلای انقلاب دموکراتیک مردم ایران
مسعود رجوی

با درود و تهنیت به هسته ها و نیروهای انقلاب دموکراتیک،
حکمت قیام را بنگرید که چگونه روزهای عوام فریبی و دجالیت را که خمینی برای بقا و دوام نظام ولایت ساخته بود، یکی پس از دیگری بر سر بقایای او خراب میکند. و اکنون پس از روز دجالانه قدس به روز گروگانگیری و مبارزه آخوندی با استکبار جهانی راه برده است!

در روز قدس مردم ایران  به میدان آمدند و گفتند و بهروشنی گفتند : « نه غزه، نه لبنان- جانم فدای ایران» . یعنی که دجالیت و صدور تروریسم و ارتجاع و نعره های « قدس از طریق کربلا » به پشیزی نمی ارزد و دیگر اثر ندارد. چنین بود که روز قدس بر سر رژیم خراب شد.
امروز هم در روز گروگانگیری و جفتک اندازی در برابر « استکبار جهانی»  برای سرپوش گذاشتن بر خفقان و سرکوب داخلی و برای چانه زنی و استمالت خواهی بین المللی، که در فرهنگ لغت رژیم ولایت « امدادهای غیبی » خوانده میشود، مردم و جوانان بی باک و بیم، «عمود خیمه» ارتجاع و دیکتاتوری را نشانه گرفتند.تصویر منحوس ولیفقیه را پایین کشیدند و در همه جا با شعار « مرگ بر دیکتاتور» به جهانیان اعلام کردند : « خامنه ای قاتل است- ولایتش باطل است» . چنین بود که روز مبارزه با استکبار هم بر سر رژیم خراب شد و به طناب دار دیگری تبدیل گردید. این است مکافات اجتماعی و تاریخی دجالیت و سرقت حاکمیت یک ملت.
بهراستی که امروز در همه جای ایران، از تهران تا شیراز و مشهد و اصفهان، از تبریز تا کرمانشاه و اراک  و کاشان، از رشت تا بندرعباس و اهواز و زاهدان، از ارومیه تا بروجرد و خرم آباد و لاهیجان، از قزوین و ایلام تا همدان، نقطه اعتلای قیام و انقلاب دموکراتیک مردم ایران، رَقم خورد:
با لگدکوب کردن تصویر ولی فقیه ارتجاع.
با شعارهای اشرف نشان همچون: «مرگ بر دیکتاتور»، «می جنگیم ، می میریم ،  ایرانو پس میگیریم».
با شرکت تعیین کننده جوانان آزاده و مبارز و مجاهد.
با سازماندهی چشمگیر دانشجویان پیشتاز در سال تحصیلی جدید.
با تاکتیکهای جدید از قبیل پراکندگی و نرفتن در مسیرهای تعیین شده از سوی رژیم.
با جایگزین کردن نوبهیی نفرات تازه نفس به جای نفرات خسته و مضروب یا مجروح.
با استمرار تظاهرات از صبح تا آخر شب و فرسوده کردن قوای دشمن.
با شکستن دوربین های جاسوسی نیروی سرکوبگر انتظامی.
با معین کردن پیشاپیش راههای فرار و امداد رسانی
با زنانی که همچون اشرفیان برای حفاظت و نجات مردان زنجیر می بستند یا به مقابله با مزدوران میپرداختند.
با همبستگی و همیاری شورانگیز میهنی از جانب همه اقشار مردم از مغازه داران تا رانندگان اتوبوسها  و درهای باز خانهها برای پناه دادن جوانان برای ممانعت از دستگیری و نجات آنان از دم تیغ دژخیمان.
همه چیز حکایت از یک عزم فراگیر ملی برای سرنگونی رژیم منفور ولایت و رسیدن به آزادی و حاکمیت ملت داشت. از صبح تا ساعات آخرشب صدا می آمد که : «تجاوز، جنایت- مرگ براین ولایت» . هیچ رنگ و بویی از حفظ یا اصلاح رژیم اصلاح ناپذیر در میان نبود. جهانیان صدای درهم شکستن طلسم ولایت را به وضوح شنیدند و پیام سرنگونی استبداد دینی و پیروزی محتوم ملت ایران را با رود خروشان شهیدانش دریافتند.
 مبارک! اعتلای انقلاب دموکراتیک مردم ایران در قیام
۱۳آبان مبارک!
شگفتا که در همین وانفسا و در همین روز
۱۳ آبان، رئیس مجلس ارتجاع در بغداد فرود می آید و در آستانه انتخابات پارلمان عراق اعلام میکند برای « حمایت از روند دموکراسی در عراق» سر رسیده است! سرضرب بهتعریف و تمجید از دولت عراق برای سرکوب مجاهدان اشرف می پردازد و سپس میگوید که این دولت «گامهای زیادی در مقابل سازمان تروریستی خلق برداشته است» . اما این کافی نیست و درد ما را دوا نکرده است . از این رو « این سازمان نباید در خاک عراق باشد». « اکثر کسانی که در این گروهک حضور دارند،  مجرم هستند و باید به ایران مسترد شوند و فکر می‌کنیم تعلل در این زمینه برای کشور عراق خوب نباشد». همچنین می افزاید : «در حال حاضر نیز ما بر این نظریم که کشور عراق احتیاج به امنیت پایدار دارد».
بهراستی تماشایی است! در حالی که فریادهای مرگ بر دیکتاتور در خیابانهای تهران و شهرهای ایران، عالمگیر شده، سرپاسدار مجلس ارتجاع، برای حمایت از «روند دموکراسی در عراق»  به بغداد رفته و راه حل را در استرداد مجاهدان محصور در اشرف جستجو میکند. خط و نشان هم میکشد که اگر در این زمینه تعلل شود، برای عراق خوب نیست و لابد نیروی تروریستی قدس در بغداد آماده قیام (!) است و ترورها و انفجارهای زنجیرهیی دیگری در آستین دارد.
از قرار، تعداد دیگری از مزدوران اطلاعات و خانه شاگردان انجمن نجات نظام را هم با خود به هتل منصور آورده‌است تا در پوشش خانواده های مجاهدین، پشت در قرارگاه اشرف، اشک تمساح بریزند و با آب دیده، سوز دلِ  ناشی از شکستن شاخ ولایت در حملات مرداد  و درگروگانگیری از اشرف را فرو بنشانند.
بهنام نامی ملّت ایران و مجاهدان اشرفی و اشرف نشان به ولی فقیه و سرپاسدار باد و بلوف در مجلس ارتجاع میگویم : غلطهای اضافه، نشسته پارس کردن و لقمه‌های بزرگتر از دهان برای طلسم شکستگان ولایت ممنوع است!
 ما گر ز سر بریده می ترسیدیم،
۴۰ سال نمی جنگیدیم و۳۰سال بر دهان نظام جهل و جنایت نمی‌کوبیدیم.
تا آنجا هم که به مردم و نیروهای میهن پرست عراقی مربوط میشود، خودشان حرفشان را زده اند. همهه ناظران میگویند که لاریجانی از ترس اتحاد بزرگ عراقیان در «جبهه ملی عراق» که بهتازگی تشکیل شده است، از ترس برخاستن یک آلترناتیو عراقی در برابر دست نشاندگان رژیم آمده است تا شعبه ولایت فقیه در حکومت کنونی عراق را با سپاه
۹ بدر و مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق ادغام کند و مانند ۴سال پیش ، با تقلّب و نیرنگ و با دلارهای نفتی و ترور و انفجار، معجون مورد نظر خود را بهدست بیاورد و تحمیل کند.
از این پیشتر
۵میلیون و ۲۰۰هزار تن از مردم عراق و همچنین ۳میلیون از شیعیان این کشور حرف خود را دایر بر ضرورت خلع ید از رژیم ایران در عراق زده بودند. آرامش و صلح و امنیت و دموکراسی و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی در عراق مفتاحی جز این نداشته و ندارد. هر چیز غیر از این، حرف مفت است و رایگان، یا سرپوش گذاشتن عمدی بر حقیقتی که مردم عراق هر روز با گوشت و پوست و استخوان آزمودهاند. 
ساعتی پیش خبر رسید که یکصد نماینده مجلس عراق  لاریجانی را تحریم کردند  و او را نماینده اشغالگری رژیم ایران در عراق دانستند و اعلام کردند دستور کار او در عراق، ادغام و پشتیبانی دو ائتلاف مورد تایید رژیم ایران در انتخابات عراق است . این نمایندگان از رئیس مجلس عراق خواستند فهرستی از دخالتهای رژیم ایران در امور سیاسی و امنیتی عراق را جلو لاریجانی بگذارد.
شنبه گذشته، نیروهای میهن پرست عراقی تأسیس جنبش ملّی عراق را به رهبری دکتر علاوی و دکتر مطلک جشن گرفتند. جریانها  و شخصیتهای برجسته سیاسی دیگر مانند طارق الهاشمی نایب رئیس جمهور، رافع العیساوی، ظافر العانی و جمال الکربولی و بسیاری دیگر،  اعلام کردند که با این جنبش در چارچوب جبهه ملی عراق، متحد میشوند. این اتحاد نقشه سیاسی عراق را تغییر می‌دهد و بر آینده این کشور روح امید می دمد. ایاد علاوی گفت: « عراق زیر خاکستر رفته بایستی برخیزد و عزت و امنیت خودش را محقق کند». مطلک نیز گفت: « بر این کشور فجایع پشت فجایع فرود آمد. عراق را تجزیه کردند . تاروپود مردم زخم دیده ما  را از هم دریدند. فرهنگ سهمیه بندی و طائفه گرایی و پناه گرفتن در آغوش  بیگانگان را وارد کردند. همان بیگانگانی که در همه چیز ما در عراق دخالت کردند. کنترل خود را بر هرم تصمیم گیریهای سیاسی و حتی بر لقمه نان شهروندان عادی تحمیل کردند. خون عراقیان بهوفور به زمین ریخت و رنگ زمین و آب را تغییر داد» اما « امروز، سحرگاهان جدیدی آغاز شده و تاریکی برای همیشه رخت بر بسته است».
در همین مراسم، یکی از میهن پرستان عراقی حرف دلِ هموطنانش را این چنین بر زبان راند:
« من شاعر نیستم و نمی دانم چگونه این بیت شعر را نوشتم:
با نیروهایشان آمدند
و همه چیز بهجز اراده مردم ما را نابود کردند.
گفتند که عراق نابود شد
و ما گفتیم چگونه طلایی که سازنده اش مردم باشند از بین می رود»

بهنظر میرسد که سرپاسدارِ مجلس رژیم که به عراق رفته تا شعبه های فروپاشیده ولایت را از نو به سیخ بکشد، نه در ایران و نه درعراق، سحرگاهان تازه و اراده طلایی خلقهای در زنجیر و بهپا خاسته را هرگز در نیافته است. عراق را مستعمره ولایت میداند که هیچ قاعده و قانونی جز قانون جنگل نباید بر آن حاکم باشد. انگار آمریکا این کشور را گرفته که آن را دو دستی برای از هم دریدنش به گرگ ولایت تقدیم کند!
درست در شرایطی که پوزه نظام در حمله به اشرف و در گروگانگیری به خاک مالیده شده و باید قاچ زین را بچسبد، خیز اسب سواری برداشته است .
در حالیکه مرکب فراخوان ملل متحد در هفته گذشته در باره حفاظت از ساکنان اشرف «در برابر کوچ اجباری، اخراج یا بازگرداندن اجباری آنها به ایران»-که  بر خلاف اصل نان رفولمان و قوانین بین المللی است- خشک نشده، متقاضی استرداد مجاهدان اشرف است.
جل الخالق!که تا کجا مثل سگ، از مجاهدین و اشرف، میترسد.
راستی که از این بهتر نمیشد رابطه اشرف و مجاهدین را با قیام عیان کرد. همان چیزی که قبل از هر کس و بیش از هرکس رژیم میفهمد و در خیابانها میبیند و حس میکند. در غیراینصورت هیچ نیازی نبود که خامنهای در دهم اسفند ماه گذشته، سه ماه و نیم قبل از انتخابات نامشروع ریاست جمهوری رژیم، به زبان خودش توافق دو جانبه نامشروع و خائنانه با دولت کنونی عراق برای سرکوب مجاهدین را علنی و اعلام کند.
اینکه لاریجانی، بهعنوان رئیس مجلس آخوندها و بهعنوان بالاترین مسئول پرونده عراق و مجاهدین دراین رژیم، سرانجام ناگزیر میشود خواسته و حرف اصلی فاشیسم دینی حاکم برایران را در عراق بالا بیاورد، و اینکه بعد از تشویق بهخاطر جنایت علیه بشریت و گامهایی که بخش ولایت فقیه در دولت عراق در محاصره و سرکوب و کشتار مجاهدین برداشته، رُک و پوست کنده در تعارض آشکار با قوانین و کنوانسیونهای بینالمللی، خواستار استرداد آنها میشود و به تهدیدهای تروریستی هم در این زمینه مبادرت میکند، به روشنی نشان میدهد در شرایطی که مجاهدین مسلح نیستند و در
۷سال اخیر تماماً محصور و تحت کنترل بودهاند، هدف از همه محدودیتها و محاصره و قطع سوخت و ارزاق، هدف از ممانعت از ورود خانوادهها و وکلا و خبرنگاران و هیأتهای بینالمللی، هدف از لجن پراکنی و سانسور در تلویزیون حکومتی عراق علیه مجاهدان اشرف، هدف از دروغپردازیهای دیوانهوار یک دوجین مشاور و مقام امنیتی، هدف از بهکار گرفتن بریده مزدوران برای زمینه سازی و توجیه کشتار اشرفیان، هدف از تحت فشار قراردادن و تهدید و تطمیع و گروگان گرفتن خانواده‌ها برای اینکه به سبّ و لعن فرزندان و خویشاوندان خود تن بدهند و مخصوصاً هدف از هرگونه جابهجایی مجاهدان شرف در داخل عراق، هیچ چیز جز سرکوب و انهدام نیروی محوری اپوزیسیون ایران و جز زدن و بستن و استرداد و کشتن مجاهدین نبوده و نیست. مگر اینکه مجاهدین در برابر این رژیم زانو بزنند و پرچم ندامت و تسلیم بالا ببرند. چیزی که خمینی آرزوی آن را به گور برد و سوگند میخورم که خامنهای هم آن را به گور خواهد برد.
به عنوان کسی که فرمان داده است، رزم آوران ارتش آزادیبخش ملی ایران
۲۰هزار قطعه سلاح و ۲۰هزار تن مهمات خود را  به ازای حفاظت تا تعیین تکلیف و فرجام نهایی توسط نیروهای آمریکایی به آنها تحویل بدهند، و بهعنوان کسی که در ۷سال اخیر بی‌مبالغه بیش از ۷۰ بار با همه اشرفیان اتمام حجت کرده است که اگر تحمل شرایط سخت را ندارند، با برخورداری از کمکهای بیدریغ مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران  بهدنبال زندگی خود بروند، بار دیگر یادآوری میکنم که ما با احترام به حاکمیت عراق و حاکمیت همه کشورهایی که اعضا و پشتیبانان و هواداران مجاهدین و مقاومت ایران در آنجا بهسر می برند، تا آخرین نفس خود بر حقوق قانونی خود ایستادهایم. قیمت آن را پرداختهایم و باز هم هر چه سخت و سنگین باشد میپردازیم. اگر عراق کشور قانون و دموکراسی است هیچ مشکلی در میان نیست اما اگر مستعمره ولایت فقیه و تابع قانون جنگل است، بگذار مردم این کشور و همه جهانیان ببینند و بدانند. تکرار میکنیم که اگر دیکتاتوری حاکم بر ایران میخواهد جنگ خود را به اشرف صادر کند، اگر میخواهد فشارهای خردکننده‌یی را که از بابت قیام و نارضایتی انفجاری مردم ایران بر آن وارد میشود با فرار به جلو در اشرف تخلیه کند، ما بر حقوق قانونی خود استواریم و مسئولیت تمامی عواقب بر عهده این رژیم و مزدورانش در عراق است.
مجاهدان اشرف از طرح دولت کنونی عراق برای انتقال به کشور ثالث در کشورهای عضو اتحادیه اروپا یا ایالات متحده آمریکا استقبال نموده و به آن ملتزم شدهاند؛ مشروط بر اینکه مسأله داراییها و اموال آنان در اشرف که تماماً حاصل هزینهها و کار
۲۳ساله خود آنهاست و بیش از ۲۰۰میلیون دلار است طبق نظریه حقوقدانان بینالمللی براساس مواد ۵۲ و ۵۳ کنوانسیونهای لاهه حل و فصل شود.
تا آن زمان، برای جلوگیری از فاجعه انسانی دیگری مانند جنایت علیه بشریت در روزهای
۶ و ۷ مرداد در اشرف، و برای ممانعت از چنگ انداختن رژیم ایران و درخواست جنایتکارانهیی که رئیس مجلس این رژیم امروز آن را در رابطه با دولت عراق برملا کرد، تنها راه مؤثر، حفاظت بین المللی و به رسمیت شناختن یک موقعیت حقوقی خاص و موقت برای اشرف است تا از اساس میدانی برای فشارها و دخالتها وجنایتهای دیکتاتوری سیاه حاکم  برایران باز نباشد.
بنابراین در پی درخواست غیرقانونی و جنایتکارانه لاریجانی، تا انتقال مجاهدان اشرف به کشورهای عضو اتحادیه اروپا یا ایالات متحده آمریکا که مجاهدان اشرف را محصور و بلادفاع گذاشته است؛
اولاً- اذعان ملل متحد به ممنوعیت هرگونه جابهجایی اجباری ساکنان اشرف در داخل عراق بهعنوان افراد حفاظت شده، بسیار ضروریست.
ثانیاً-حداقل انتظار از نیروهای آمریکایی این است که عدم حمله و خشونت و جابهجایی ساکنان اشرف را در داخل عراق تا پایان سال
۲۰۱۱ میلادی تضمین کنند.
ثالثاً- دولت عراق باید التزام خود را به حقوق ساکنان اشرف طبق قطعنامه
۲۴آوریل۲۰۰۹ پارلمان اروپا تا زمان انتقال  به ایالات متحده یاکشورهای عضو اتحادیه اروپا اعلام کند.
بهنظر می رسد ولی فقیه ارتجاع و سرپاسدار مجلس نامشروع او، بهخصوص از یکی از بزرگترین افشاگریهای مقاومت ایران در باره پنهانکاریهای هستهیی رژیم ،که دیروز در فرانسه صورت گرفته و با وسیع ترین بازتاب بین المللی همراه بوده است، قالب تهی کردهاند. ضربه هستهیی، بسیار مؤثر بوده و خون جلو چشم آنها را گرفته است.
دیروز خامنه ای کماکان بر طبلهای دجالیت می کوبید و از آمریکا میخواست «دست از استکبار بردارد» و «دست برداشتن از فعالیت هستهیی» یعنی دست برداشتن رژیم از بمب اتمی را درخواست نکند. خامنهای میگفت « با هیچ وسیلهیی نخواهند توانست ... ما را به عقب‌نشینی وادار کنند… و به این غائله‌هایی هم که بعد از انتخابات پیش آمد، دل خوش نکنند».
هر کس که مختصر آشنایی با سیاست عملی و پراگماتیک آمریکا و کشورهای اروپایی در این سالیان داشته باشد، بهروشنی میداند که از آنان تاکنون جز نرمش و استمالت و مدارا به رژیم چیزی نرسیده است. و الا، این رژیم تاکنون بهحساب ملت ایران بر اریکه قدرت و جرم و جنایت باقی نمی ماند و اینچنین در سرکوب ملت ایران و در صدور تروریسم و ارتجاع یا در زمینه اتمی افسار نمی‌گسست.
دو سال و اندی پیش، در تیرماه
۸۶ ،گفته بودیم که « از عهد قاجاریه تا امروز هیچ حکومتی در ایران ، بالفعل به اندازه حکومت آخوندی، موردحمایت کشورهای غربی نبوده است. آنچنانکه مخالفانش را وکالتا سرکوب و بمباران و خلع سلاح و محصور و محدودکنند.
شگفتا که رژیم آخوندی نعره های «ضد استکباری» میکشد اما  تاوان عملی آن را ما پس میدهیم! …
در روز روشن دراستانبول و رم و ژنو و پاریس و برلین و وین ترور میکند، شگفتا که مجاهدین و مقاومت ایران برچسب تروریستی میخورند!
مرحبا به دلارها و یوروهای نفتی که ابعاد میلیاردی آن بهروشنی نشان میدهد هیچ حکومت دست نشاندهیی در تاریخ ایران به اندازه حکومت آخوندی، منابع و عایدات کشور را به تاراج نداده است» .
از این رو به خامنهای که خالی بندیهای او لو رفته است باید گفت، آن کس که شیخ را ، همچون شاه ، به عقب مینشاند، درهم می شکند و سرنگون می سازد؛ هرگز این یا آن دولت خارجی نبوده و نیست. این، تنها و تنها، کار مردم ایران و برعهده فرزندان رشید و اشرف نشان مردم ایران است که تاریخ را با رنج و خونشان می نویسند و با گوشت و پوست و استخوان خود تغییر میدهند.
همچنانکه رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران بارها گفته است، ما نه از کسی پول میخواهیم و نه سلاح، تنها میخواهیم که بین ما و رژیم بی‌طرف باشند و راهبندهای آزادی را که پیش‌پای ملت ما و مقاومت ما گذاشته اند، بردارند.
پایداری پرشکوه اشرفیان و جوانان دلیر اشرف نشان گرامی باد
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست
مسعود رجوی
۱۳ آبان ۱۳۸۸

15/8/88

http://www.hambastegimeli.com/index.php?option=com_content&view=article&id=423:-13-&catid=9:2009-09-22-08-59-17&Itemid=52

 







[Posted comments0]

No press releases currently available



Iran's Crises  1998 - 2007   ©